اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

91-04-10-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي-انتظارات خداوند از بندگان

برنامه سمت خدا

حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي

-انتظارات خداوند از بندگان

91-04-10

جمعه ها طبع من احساس تفضل دارد، ناخودآگاه به سمت تو تمايل دارد. بي تو چندي است که در کار زمين حيرانم، مانده ام بي تو چرا باغچه مان گل دارد. شايد اين باغچه ده قرن به استقبالت فرش، گسترده و در دست گلايل دارد. يازده پله زمين رفت به سمت ملکوت، يک قدم مانده، زمين شوق تکامل دارد. هيچ سنگي نشود سنگ صبورت تنها، تکيه بر کعبه بزن کعبه تحمل دارد.

سوال – خداوند در قرآن کريم چه انتظاراتي از ما دارد؟

پاسخ – قرآن کريم کتاب عمل و زندگي است. اين کتاب کلام خالق ما بوده و خدا در آن با ما سخن گفته است. براي اينکه ما به وظيفه ي خود عمل کنيم ابتدا بايد کلام خدا را بفهميم. سپس در آن تدبر کرده تا بتوانيم آن را در زندگي خود پياده کنيم. اگر ما مي خواهيم ديندار باشيم و در مسير آن گام برداريم بايد بدانيم که دين از ما چه چيزهايي را خواسته است. البته به اين معنا نيست که فقط قرآن براي دينداري کافي باشد. چون خداوند در قرآن مي فرمايد: آن چيزي که پيامبر مي گويد مانند حرف خدا است و آنها را نيز دريافت کنيد. رسول گرامي (ص ) فرمودند: من در بين شما دو چيز مي گذارم، يکي قرآن و ديگري عترت. بنابراين قرآن لازم است اما کافي نيست. بايد کلمات و دستورات رسول گرامي اسلام و ائمه ي معصومين نيز در کنار آن باشد. زيرا بسياري از جزئيات در قرآن عنوان نشده است. قرآن که کتاب اخلاق و هدايت است خود را اينگونه معرفي مي کند: من موعظه اي از جانب خدا بوده و شفاي دردهاي دروني شما و هدايت و رحمت هستم. همه ي مردم، حتي افراد بي سواد مي توانند از قرآن بهره ببرند. در قرآن برخي از موارد خطاب به اشخاص خاصي است، مانند يا يحيي، يا ايها النبي و. .. ولي در بسياري از آيات به تمام مردم و يا مومنان خطاب شده و مستقيم با مردم سخن گفته است. در سوره ي بقره آيه ي بيست و يک و بيست و دو، اولين موردي است که به همه ي مردم خطاب شده است. به تمام کساني که خدا آنها را آفريده و افتخار بندگي خدا را دارند. در آن گفته شده اولين انتظار من به عنوان خدا از شما اين است که من را عبادت کنيد. نکته ي اول اين است که ما بايد رب را عبادت کنيم. کسي که مربي ما است و ما را تربيت و هدايت کرده است. چرا ما بايد بتي را بپرستيم که رب ما نبوده و دست ساخته ي ما است. چرا ما بايد شيطاني که مايه ي گمراهي و ذلالت ما است را بپرستيم ؟ ما معلم را تکريم مي کنيم چون به ما تعليم داده است، به پدر و مادر احترام مي گذاريم چون ما را تربيت کرده اند. اما عبادت مخصوص خدا است.

بنابراين ما حق نداريم عبدالحسين را به معناي پرستش امام حسين (ع) بکار ببريم. اين کلمه به معناي غلام امام حسين (ع) است که ايرادي هم ندارد. عبوديت به معناي پرستش، تنها مختص خداوند است. بنابراين اولين پيام خدا به مردم اين است که فقط رب را بپرستيد. سپس مي فرمايد: آن خدايي را بپرستيد که شما را آفريده است. در نتيجه خدا هم رب ما و هم خالق ما است. در صدر اسلام گروهي مي گفتند که ما قبول داريم خدا خالق ما است، اما قبول نداريم که رب ما است. بنابراين اگر از آنها پرسيده مي شد که چه کسي شما را آفريده است، مي گفتند: خدا. اما اگر پرسيده مي شد چه کسي شما را تربيت کرده است، مي گفتند: بت ها. آنها بت ها را به عنوان مربي خود قبول داشتند. در اين آيه آمده که هم خالق شما و هم رب شما، خداي يگانه است. نکته ي بعدي اين است که آيا خدا به عبادت ما نياز دارد ؟ چرا ما بايد خدا را عبادت کنيم ؟ در اين آيه خدا مي فرمايد: اگر خدا را عبادت کنيد پرهيزکار مي شويد. يعني عبادت و بندگي خدا موجب مي شود: غرايز شما تعديل شده، گناه در شما خاموش شده و سالم و سازنده شويد. بنابراين اين آيه سه پيام دارد: 1- اي مردم رب خود را پرستش کنيد. 2- ربي که شما را آفريده 3- اگر اين کار ها را انجام دهيد باعث رشد و تعالي شما است. معناي عبادت و پرستش خدا تنها بجا آوردن نماز و روزه نيست. هر کاري که در راستاي تکريم خدا باشد به معناي عبادت است. يک شب حضرت علي (ع) بجاي پيامبر (ص) خوابيدند. همين کار براي ايشان عبادت بود، چون انگيزه ي الهي داشتند. در روايت داريم که هرکاري براي خدا انجام گيرد عبادت است. البته نه اينکه اگر ما کارهاي خود را با انگيزه ي خدايي انجام داديم نياز به نماز خواندن نباشد. بالاترين تجسم عبادت، نماز است. کلمه ي لَعلَّکُم در اين آيه و جاهاي ديگر به معناي اميد است. چون خيلي از افراد تا يک مسيري در عبادت پيش مي روند ولي بعداً آن را خراب کرده و مشمول اثرات آن نمي شوند. در آيه ي بيست و دو همين سوره خداوند مي فرمايد: خدايي که اين زمين را براي شما فرش و آسمان را حافظ شما قرار داده است. از آسمان براي شما باران فرستاد. چهار نعمت در اين آيه ذکر شده است: زمين، آسمان، باران و گياهاني که از زمين مي رويند. بنابراين دليل دومي که ما خدا را عبادت مي کنيم، شکر نعمت هاي او است. عامل بعدي که در اين آيه براي عبادت ذکر شده، رشد و تعالي است. يعني عبادت موجب مي شود که ما درجا نزنيم. در ضمن در پرتوي عبادت، انسان آرامش، عزت و شجاعت پيدا مي کند. وقتي که ما عبد خدا باشيم از کسي غير از خدا نترسيده و و در مقابل او کرنش نمي کنيم. وقتي که ما عبد خدا باشيم در زندگي احساس يأس نکرده و اميدوار هستيم. امام حسين ( ع) يک نفر بودند ولي در مقابل هزاران دشمن ابهت داشتند. امام فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد و انقلاب را خدا پيروز کرد. البته عبوديت و بندگي خدا مراتب دارد. عبوديتي در اوج داريم که ائمه، انبياء و اولياي الهي در آن مکان قرار داشتند. شخصي نزد امام صادق (ع) آمد و پرسيد: حقيقت بندگي خدا چيست ؟ ايشان فرمودند: کسي که سه انديشه داشته باشد عبد خدا است. اول اينکه بداند مالک نيست و همه ي مالکيت ها مختص خدا است. اگر انسان خود را مالک نداند به راحتي انفاق مي کند. بسياري از کساني که بخل ورزيده و اهل انفاق نيستند، به مالکيت خدا اعتقاد ندارند، دوم اينکه بنده خود را مدبر نداند. يعني اينکه بگويد من برنامه ريزي مي کنم ولي برنامه ريز واقعي خدا است. گاهي انسان همه ي برنامه ريزي ها را انجام مي دهد اما در آخرين لحظه مشکلي پيش آمده و به نتيجه نمي رسد. ما براي هر کاري بايد برنامه ريزي انجام دهيم ولي نبايد انشاءالله را فراموش کنيم، چرا که تدبير به دست ما نيست. العَبد يُدَبر واللهُ يُقَدر. ما برنامه ريزي مي کنيم ولي خدا تقدير مي کند. سپس امام صادق (ع) فرمودند: اگر بنده خود را مدبر نداند، مصيبت ها براي او آسان مي شود. وقتي علي اصغر امام حسين (ع) شهيد شد امام فرمودند: خدايا اين مصيبت آسان است چرا که تو آن را مي بيني. خانمي مي گفت که من برادري دارم که خيلي به مادرم علاقه داشت. ايشان دوازده يا سيزده ساله بود که مادر ما از دنيا رفت. به همين خاطر اين بچه با دين و خدا و همه چيز قهر کرد. گفتم به ايشان بگوييد: همه ي اين اتفاقات براي ائمه ي ما هم افتاده است. چهار فرزند حضرت زهرا (س) در کودکي مادر خود را از دست دادند. بنابراين عبد واقعي سه ويژگي دارد: يکي اينکه خود را مالک ندانيم. اگر ما مالک بوديم مي توانستيم اموال خود را با خود به داخل قبر ببريم. دوم اينکه خود را مدبر واقعي ندانيم. شخص بايد تدبير کند اما مدبر الامورخدا است. سوم اينکه دقت کنيم تمام کارهاي ما در زندگي مورد امر خد باشد نه مورد نهي او.مثلاً اگر مي خواهيم در جلسه اي شرکت کنيم مراقب باشيم که اسباب گناه در آن فراهم نباشد، مراقب باشيم پول و درآمد ما حلال باشد نه آلوده به حرام و رشوه. امام فرمودند: اگر اين ويژگي ها در انسان باشد هيچگاه مباهات نکرده و به خود نمي بالد. شخصي مي گفت: من از نماز احساس آرامش نمي کنم چگونه شما مي گوييد: الا بذکرالله تطمئن القلوب. در روايت داريم که خدا طبيب است. نه در شفا بودن قرآن مشکلي است و نه در طبيب بودن خداوند. احتمالاً اين آقا آن گونه که بايد به نماز نگاه نمي کند که از آن لدت نمي برد. در روايت داريم که بندگي همراه با لقمه ي حرام مانند خانه ساختن روي شن روان است. اگر کسي مي خواهد عبادات براي او اثرهاي واقعي را داشته باشد بايد به اين نکات توجه کند.

سوال – لطفاً درخصوص آيات پنجاه و هشت تا شصت و يک سوره ي مبارکه ي بقره توضيح بفرماييد.

پاسخ -در اين آيات آمده که بخوريد و بياشاميد از رزق خداوند ولي روي زمين فساد نکنيد. بنابراين رزق مربوط به شما نيست و متعلق به خداوند است.

در صفحه ي چهار قرآن آيه ي بيست و يک سوره ي بقره داريم که اي مردم پروردگاري را بندگي کنيد که شما و قبل از شما را آفريده است. شايد اين بندگي باعث تقوا شود. در حديثي در نهج البلاغه آمده که قرآن خود را تفسير مي کند. اينطور نيست که خداوند همه ي مطالب مربوط به يک بحث را در يک آيه آورده باشد. مثلاً وقتي شما قصه ي حضرت موسي را مي خواهيد بايد کل قرآن را بگرديد و آيات آن را استخراج کنيد. راجع به عبادات هم درمجموعه ي قرآن، آياتي آمده است. درسوره ي فرقان صفحه ي دويست و شصت و پنج، خدا مي فرمايد: عبادالرحمن کساني هستند که وقتي بنده ي خدا شدند متکبر نيستند. اين افراد در مقابل خدا، مردم، پدر و مادر و... متواضع هستند. البته اشکالي ندارد که انسان در مقابل فرد متکبر، تکبر داشته باشد. اگر شما در مقابل فرد متکبر تواضع کنيد، خوار مي شويد. به همين خاطر حضرت امير (ع) در جنگ خندق در مقابل عمربن عبدود که فرد متکبري بود، تکبر داشتند. تکبر در مقابل متکبر عبادت است. سپس خدا مي فرمايد: وقتي جاهلي با بندگان خدا برخورد مي کند، آنها درگير نمي شوند.در روايت داريم که هرچيزي زکاتي دارد و زکات عقل، تحمل افراد جاهل است. در اين آيات ويژگي هاي بندگان خدا از تواضع و تحمل افکار افراد نادان شروع شده نه از نماز که يک عبادت است. در ادامه خدا مي فرمايد: بندگي خدا بروز دارد و بروز آن به سجده و قيام در راه خدا است. خدا در اينجا بجاي کلمه ي نماز، سجده را بکار برده است چون مهمترين بخش نماز سجده ي آن است. سجده اوج عبوديت است. اگر کسي واقعاً بنده ي خدا باشد در مقابل خدا سجده مي کند نه در مقابل فرعون و خدايان دروغين. ويژگي چهارم بندگان خدا اين است که به ياد قيامت و جهنم هستند. بندگان خدا مرتب مي گويند که خدايا جهنم را از ما دور کن. در دعاي جوشن کبير ما مي گوييم «الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب » و مشابه همين دعاها در نماز شب و يا قنوت هم گفته مي شود. روزي يک غذاي داغي را مقابل امام صادق (ع) گذاشتند. ايشان شروع به اشک ريختن کردند و فرمودند: به ياد داغي جهنم افتادم. صفت ديگر بندگان خدا اين است که اهل انفاق هستند ولي در انفاق خود متعدل بوده و اسراف نمي کنند. عبوديت نمي تواند يک طرفه باشد. يعني اينکه يک نفر عبد خوبي باشد، نماز بخواند اما انفاق نکند. عبوديت در همه ي صحنه ها بايد ظهور پيدا کند. در نماز، احسان، انفاق، روابط اجتماعي و همه چيز بايد عبوديت خود را نشان دهد. عبادالرحمن کساني هستند که به ياد همسر و فرزندان خود هستند، براي آنها دعا کرده و مي گويند: خدايا خانواده ي ما را نور چشم ما و پيشواي متقيان قرار بده. دوازده ويژگي در اين صفحه از قرآن ذکر شده که ويژگي هاي مومنان را از همه ي جوانب عنوان کرده است. در آخر آيه مي فرمايد: اگر کسي بنده ي ما بود ما بهشت را به او وعده مي دهيم.

اولين موردي که به آن اشاره شد آيه ي بيست و يک سوره ي بقره بود. پيام اين آيه اين بود که اي مردم عبد خدا باشيد. اگر عبد خدا باشيد آزاد، آرام و شجاع هستيد، در زندگي خود عزيز بوده و رشد مي کنيد. براي اينکه عبد خدا باشيم بايد به سوره ي فرقان مراجعه کرده و ويژگي هاي اين افراد را ببينيم. اگر همه ي اين مجموعه رعايت شود انشاء الله ما عبد خدا مي شويم. در روايت داريم که امام کاظم (ع) از مقابل خانه اي عبور مي کردند که از آن صداي موسيقي شنيده مي شد. از کنيزي که مقابل آن خانه بود سوال کردند: اين خانه ي چه شخصي است ؟ آن کنيز اسم صاحب خانه را گفت. سپس پرسيدند: عبد است يا آزاد است ؟ کنيز فکر کرد که منظور امام اين است که برده است يا ارباب. در جواب امام گفت که آزاد است. امام فرمودند: اگر عبد بود اين کارها را نمي کرد. وقتي اين عبارات را به بُشر که صاحب خانه بود گفتند، تکاني خورد. به دنبال امام کاظم (ع) رفت و تحول يافت. واقعاً اگر کسي عبد خدا باشد تقيد ديني دارد. اين تقيد مانع انحراف و سقوط براي فرد است. اگر تقيد در هر کاري نباشد عالم از هم پاشيده مي شود. تقيد يعني مديريت بر روي برنامه هاي زندگي انسان. اگر کسي عبد خدا باشد از همه چيز آزاد است. رسول خدا (ص) فرمودند که در اين ماه شعبان من را با عبادت ياري کنيد. در صلوات شعبانيه هم به اين موضوع اشاره مي کنيم که اين ماهي است که در آن پيامبر تلاش زيادي در عبادت و روزه داشتند. در حديثي آمده که منادي در اول ماه شعبان ندا مي دهد که اي بندگان خدا ماه شعبان رسيده، ماهي که متعلق به پيامبر است، آن حضرت را در اين ماه ياري کنيد.

انشاءالله ما ياوران خوبي براي پيامبر بوده و عبوديت واقعي، در زندگي ما تحقق پيدا کند.