اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

88-06-15-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي-دلايل سستي در نماز

برنامه سمت خدا

-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي

-دلايل سستي در نماز

88-06-15

چرا هنگام نماز خواندن آن حال خوش را نداريم و لذت نمي بريم ؟
راجع به نماز چند نکته عرض مي کنم. تعبير من به نماز نسبت به ساير عبادات اين است که نماز گذرنامه است. وقتي ما ازاين دنيا مي رويم و وارد محشر مي شويم درست مثل کسي که ميخواهد از کشور خارج بشود. اگر ارز داشته باشد، وسايل هم داشته باشد، بليط هم داشته باشد، باز مي گويند: گذرنامه ات کجاست ؟ و اين را مي خواهند. نماز اساس است. اگر اين گذرنامه بود، وسايل ديگر هم به درد مي خورد ولي اگر گذرنامه نبود، بقيه کارها هم مقيد نخواهد بود. آيه 238 بقره داريم: از نمازتان محافظت کنيد مخصوصا نمازي که برايتان سخت است مخصوصا نماز عصر که خيلي گرم است. جاي ديگر داريم: مسلمان کسي است که از نمازش محافظت مي کند. تمام سفارش انبياء و آخرين سفارش انبياء نماز بوده است و روايت هم داريم. پيامبر فرمودند: چطور گرسنه شَديد، غذا برايش لذيذ است ؟ تشنه شَديد، آب برايش لذيذ است ؟ همين طور نماز پيش من محبوب است. با يک فرق، گرسنه وقتي ميخورد سير ميشود ولي من هيچ وقت از نماز سير نمي شوم. وقتي ابراهيم فرزند و همسرش را به بيابان آورد گفت: خدايا اين ها را به اين سرزمين آورده ام که نماز برپا بشود. اين نشان دهنده اهميت نماز است. در روايت داريم: نماز يک قلعه اي است که ما را از آسيب پذيري شيطان حفظ مي کند.
براي انس با هر چيزي، مقدماتي لازم است. در دعاي جوشن مي گوييم: اي خدايي که انيس آنهايي هستي که بخواهند. اگر انسان نخواهد با هيچ چيزي اُنس پيدا نمي کند. انس خواستن است و اولين قدم است. اينکه بگويي من که حال نماز را حس نمي کنم و براي خودت صغري و کبري بچيني، خير. شما اگر بعضي از غذاها را نخوري، هيچ وقت هم لذت آنها را حس نمي کني. نکته بعدي اين است که در دعا ميگوييم: اي کسي که انس داري با کسانيکه يادت کنند. اگر با او ارتباط پيدا کردي و نماز خواندي، لذت پيدا ميشود. نکته بعدي اينکه در دعا مي گوييم: اي خدايي که انس داري نسبت به کسانيکه به تو آگاهي دارند. اگر بچه اي گريه کندو شما سند خانه به اوبدهيد باز هم گريه مي کند. چون آنرا نمي شناسد و درک نميکند. انسان بايد نماز و آثار نماز را درک کند. پيامبر فرمود: نماز مثل نهري است که شما خودتان را روزي پنج بار در آن شستشو مي دهيد. مثل کسي که تابحال حمام نرفته و مي گويد: حمام به چه دردي مي‎خورد ؟ حالا شما يکبار برو. تميز مي شوي و احساس سبکي مي کني. انسان بايد به آثار نماز توجه کند. نماز فحشا و منکر را از بين مي برد. روايت داريم: حرص تو را از بين مي برد. انسان حريص است الا نماز گزار. براي ايجاد لذت در نماز، ارتباط، شناخت و مفهوم نماز لازم است. الان کتابهاي خوبي درباره نماز نوشته شده و به بازار آمده است. نکته اي درباره نماز، آثار نماز مهم است. اگر من بدانم وقتي در مقابل خدا مي ايستم و سوره حمد را مي خوانم و چهارمرتبه رحمت خدا را مي خوانم و اگر بدانم من چقدر به رحمت خدا نياز دارم. اگر رحمت نباشد من هيچ هستم. درک معناي سوره حمد، انسان را به لذت به نماز ميکشد. وقتي ميگويم: غير المغضوب عليهم، بدانم چه کساني مورد غضب خدا هستند. راه کار عملي، همين توجه به معني نماز است. توجه به کلمات نماز و اسراري که در آن نهفته است، اين حالت لذت را ايجاد مي کند.

چه چيزهايي باعث سستي در نماز ميشود؟
در روايت بحثي بنام استخفاف نماز و بحث تضييع نماز. روايت داريم: کسي که نماز مي خواند و نماز را خوب ادا نکند، نماز او را نفرين مي کند. مي گويد: تو مرا ضايع کردي، خدا تو را ضايع کند. واي به انساني که نماز او را نفرين کند. و اگر نماز را خوب ادا کند مي گويد: مرا حفظ کردي، خدا تو را حفظ کند و خود نماز دعا ميکند. در روايت تعبيري بنام سرقت از نماز داريم. سارق ترين مردم کسي است که از نمازش سرقت کند. يعني از نماز کم بگذارد. رکوع را کم بگذارد. سجده را کم بگذارد. کسي پيش پيامبر رفت و پيامبر گفت: دعايي بکن که برآورده شود. او گفت: در بهشت همسايه تو باشم. پيامبر گفت: تو هم قول بده با سجده هاي طولاني مرا ياري کني. کسي خيلي سريع نماز مي خواند. مثل کلاغي که به زمين نوک مي زند. پيامبر گفت: اگر اين بميرد بر دين من نمرده است. اين خيلي مهم است که ما سرقت از نماز نکنيم. يعني آن چيزي که وظيفه است انجام بدهيم. نماز را تضييع نکنيم. استخفاف و سستي به نماز نداشته باشيم. فرض کنيد مي خواهيم نماز ظهر بخوانيم. چند ساعت وقت داريم ولي فردي آمد آخر وقت را براي نماز خواندن پيدا کرد. همه کارهايش را کرد، فيلم هايش را نگاه کرد، غذايش را خورد و خوابش را انجام داد و وقتي مي خواهد نماز قضا بشود، شروع به خواندن نماز مي کند، اين ها استخفاف است. شما مي خواهيد غذا بخوريد، دقيقه آخر مي خوريد ؟ و يا مي خواهيد ثبت نام کنيد در دقيقه آخر ثبت نام مي کنيد ؟ يکي از مصاديق استخفاف به نماز استخفاف به اول وقت است. فضليت نماز اول وقت مثل فضليت آخرت به دنيا است. رييس قبيله صابعين آمد و با امام رضا (ع) وارد بحث شد. بحث اوج گرفت و داشتند به نقطه اي مي رسيدند که او داشت نرم ميشد. داشت مي پذيرفت در همين لحظه صداي اذان بلند شد و امام رضا (ع) هم بلند شد و به نماز رفت. عده اي گفتند: کار را تمام ميکرديد. امام فرمودند: الان وقت نماز است. به زيارت کننده هاي حرم امام رضا مي گوييم در هنگام اذان زيارت نرويد و حرم را خالي کنيد. يعني يکنفر دور ضريح نباشد. کعبه با آن عظمتش موقع نماز خالي ميشود. خيلي بد است. موقع نماز جماعت ما داريم زيارت مي کنيم. از آرزويها ي من است که روزي به جايي برسيم که هر وقت صداي اذان بيايد، همه در حرم به نماز بايستيم چون خود اين آقا در اوج بحث با صابعي، بحث را قطع کرد و به نماز ايستاد. شما مي خواهيد ثواب زيارت ببريد ؟ اين به ما درس مي دهد. همسر پيامبر ميگويد: پيامبر با ما صحبت ميکرد به محض اينکه موقع نماز مي شد با ما بيگانه مي شد گويي ما را نمي شناخت. ما پيرو همين ائمه هستيم. اما حسين (ع) در روز عاشورا اول وقت در صحراي کربلا نماز خواند. هم خطر بود و هم تير و دشمن بود و موقعيت خاص بود. اين به شما پيام ميدهد. استخفاف به نماز جماعت است. در حرم ها مي بينيم نماز جماعت است و عده اي در گوشه اي نماز فرادي ميخوانند. اينکار نادرستي است. ائمه ما در نماز جماعتهايي شرکت مي کردند که گاهي آنها را هم قبول نداشتند به دلايلي. امام خميني فرمودند: در مکه و مدينه شما به آنها اقتدا کنيد با اينکه مذهب ما با آنها فرق دارد. استخفاف به اداي نماز و برپاکردن نماز است. در روايت داريم: کسي که شاداب وضو مي گيرد، سريع تر از صراط عبور مي کند. در صراط گذرگاه هايي هست که به آن مرصاد مي گويند. وقتي وضو ميگيريد بگوييد: خدايا من را از توابين و پاکيزگان قرا بده. سوره انا انزلناه بخوانيد. موقع وضو با هم حرف نزنيد و شادابي را از همين جا شروع کنيد. حالا مي خواهيم نماز بخوانيم. آقا حواسش به تلويزيون هست به بچه اش هست، به جايي که رفت و آمد هست، هست. نماز دست و پا شکسته مي خواند. اين استخفاف نماز است. مکاني پيدا کنيد که خلوت باشد. زماني پيدا کنيد که واسع باشد يعني وقت زياد باشد. فراغت قلب داشته باشيد يعني چيزي در ذهنتان نباشد. با اين حال نماز بخوانيد. با اذان و اقامه و ذکري و يک حمد و سوره شمرده. در رکوع حداقل سه تا سبحان الله يا سبحان ربي العظيم و بحمده باشد. بعضي ها اين را خيلي تند ميگويند. استخفاف در ادا يعني بدون توجه ميخواند. اگر براي هر رکعت دو دقيقه وقت بگذاريم خوب است زيرا يکساعت پاي سريال مي نشينيم. با اين توجه ها لذت را هم مي چشيم و اين نماز، جلوي منکر را مي گيرد.

چطور مي توانيم خانواده و نزديکانمان را به نماز توجه دهيم ؟
يکي تارک الصلاة است. بعضي ها مي گويند: فرزند من نماز نمي خواند. مسئله دوم بي توجهي و سهو در نماز است که اين ها دو تا موضوع هستند. بي توجهي به نماز يا حق نماز را ادا نميکنند يا اينکه گاهي مي خواند و گاهي نمي خواند. مادري به من گفتند: دو تا دختر دارم که بيست و هفت سالشان است و نماز نمي خوانند و من به آنها مي گويم: شيرم را حلالتان نمي کنم. گاهي که خيلي عاطفي مي شوم مي گويند: باشد و چند روز ميخوانند و دوباره نميخوانند. اين در جامعه ما معظلي است. اين بحث بايد از جهات مختلفي مورد توجه قرا گيرد. خطاب به کسانيکه يا نمي خوانند و يا بي توجهي مي کنند. ببينيد عزيزان در اين قرن که مي گويند: قرن بحران معنويت است پيشرفت علمي زياد بوده است ولي تعداد کساني که مبتلا به افسردگي، ياس و نااميدي هستند و احساس پوچي مي کنند، رو به افزايش است. اينکه قرآن مي فرمايد: الا بذکرالله تطمئن القلوب و اينکه نماز باعث آرامش ميشود خودتان را از اين آرامش محروم نکنيد. واقعا تمام تفريحات عالم را شما برويد و تمام راهها را هم برويد، خدا مي فرمايد: متاع دنيا قليل است. اولين اثر نماز روي خود شماست. نه روي پدر و مادر شماست و نه اينکه خدا از نماز شما بهره اي مي برد. همه هم که کافر بشوند به خدا لطمه اي وارد نمي شود. نماز باعث ميشود تعديل بشويد. آرام بشويد. احساس ياس وافسردگي نکنيد. ما با ساير موجودات فرق ميکنيم. ما عقل و فهم داريم و عمر ما محدود است. ما دنيا ديگري غير از اين دنيا داريم. براي دنياي ديگر هم بايد ذخيره اي داشته باشيم. شما هر چه هم که برنج و گوشت مصرف کنيد، از بين رفته اند و چيزي که ماندگار است، اعمال شماست. روايت داريم: وقتي انسان وارد قبر ميشود، نماز يکطرف، روزه يکطرف، حج يکطرف، جهاد يکطرف، خدمت به مردم يکطرف ولايت يکطرف است. وقتي شما نماز ميخوانيد، نشاط بدست مي آوريد و خودتان را از اين نشاط محروم نکنيد. حالا روي سخن با اطرافيان کساني است که نماز نميخوانند. بيشتر اعمال اين افراد از روي انکار نيست. در موقع گرفتاري به سمت خدا ميآيند. اينها از روي غفلت است نه از روي انکار. از اطرافيان مي خواهم که ببينند از چه اهرمي مي شود استفاده کرد تا آنها را به سوي نماز بکشانند. گاهي از اهرم تشويق استفاده کنيد. جواني با تشويق. يا خانمي شوهرش را تشويق به نماز بکند. فردي اهل نماز و روزه نبود و به عالمي ارادت داشت و هر روز او را مي ديد. روزي عالم به او گفت: جوان ما بايد کمي مثل هم بشويم. من که نميتوانم مثل تو بشوم، تو بيا کمي مثل من باش. گفت: نه آقا ما يک سلام به شما ميکنيم و اگر ناراحت هستي يک سلام هم نميکنيم. ما ارادتي به شما داريم. دوستي مان را بهم نزن. عالم ديد از اين راه نمي شود. چند روز بعد ايشان را ديد. گفت: جوان اگر خواهشي از شما داشته باشم انجام مي دهي ؟ گفت: بله من نسبت به شما ارادت دارم. قول بده امشب بلند شوي و دو رکعت نماز شب بخواني. گفت من نماز صبح نمي خوانم چطور نماز شب بخوانم. گفت: قول دادي. گفت بيدار نمي شوم. گفت: بيدارت مي کنم. نصف شب بلند شد و نماز خواند. اشکش سرازير شد و در نماز صبح و ظهر و شب عالم شرکت کرد. گفتند: با ايشان چه کرديد ؟ گفت: او را با خدا صلح دادم. دزدي در خانه عارفي براي دزدي رفت. چيزي پيدا نکرد. عارف هم بيدار بود و گفت: در اين خانه چيزي پيدا نمي کني. اگر پول مي خواهي من به تو صد درهم مي دهم بشرطي که از اين چاه آب بکشي و وضو بگيري و نماز شب و نماز صبح بخواني. او گفت: بد نيست. وضو گرفت و نماز شب را خواند و بعد نماز صبح را خواند و ديد حال خوشي به او دست داد. عارف گفت بيا به تو پول بدهم. دزد گفت: نمي خواهم. تو مرا به جايي بُردي که ديگر با پول قابل مقايسه نيست. آنهايي که نماز نميخوانند با خدا قهر هستند. بايد با خدا آشتي بکنند. چطور مثلا تا تصادفي مي کند و يا بچه اش مريض بشود سريع با خدا آشتي ميکند.

براي جذب نيکي به مردم بايد چه کار کنيم ؟
يکي از راههاي اين است که زبان شما نبايد زبان سرزنش باشد. زبان خيلي از پدرها و مادرها، زبان سرزنش است. خجالت بکش مردم نماز شب مي خوانند تو نماز صبح را هم نمي خواني. يا اينکه پسر خاله ات دائم در مسجد است و تو نماز نمي خواني. اين مقايسه است. هرکس يک روحيه اي دارد. بايد از زبان سرزنش و مقايسه پرهيز بشود. ويژگي که ائمه ما در بحث امر به معروف و نهي از منکر داشتند. فردي نمازش را اشتباه مي خواند و در نماز صحبت مي کرد. وقتي نمازش تمام شد، پيامبر به او گفت: نماز از سه چيز تشکيل ميشود: ذکر، دعا، قرآن. او خودش فهميد يعني در نماز حرف نزن. مستقيم نگفت: در نماز حرف مي زني. اين تذکر غير مستقيم است. برنامه سازان مي توانند بگونه اي فرهنگ نماز را القا کنند که نخواهند مستقيما روي آن دست بگذارند. گاهي ممکن است پسري بخاطر لجبازي با پدر و مادرش به حرفهاي آنها گوش نکند. بايد از اهرم دوست استفاده کرد. چون ممکن است از دوست تاثير بپذيرد.

رابطه نماز و ساير عبادات چگونه است ؟
سوره معارف را ببينيد. هشت صفات براي نماز گزار ذکر کرده است. مي گويد: نمازگزار وفاي به عهد مي کند، امانت دار و. .. است. در قرآن کنار نماز، زکات هم هست. امام رضا (ع) فرمودند: کسي که زکات ندهد نمازش درست نيست. نمازگزار انفاق مي کند. امام علي(ع) در حال رکوع انگشتر داد. من نمي توانم نمازگزار باشم و نسبت به فقير بي اهميت باشم. اگر طلبکار آمد بايد نمازت را قطع کني و طلب طرف را بدهي. اگر خطري براي کسي پيش آمد، نماز را بشکن. نماز بايد حس دگر خواهي را در انسان بيدار کند. چرا مي گويد: وقتي نماز مي خواني لباست رسمي نباشد ؟ يعني مال مردم را اهميت بدهيد. هرکس به پدر و مادرش با خشم نگاه کند، نمازش پذيرفته نيست. زني که با زبان شوهرش را آزار بدهد، نمازش پذيرفته نيست. مردي که به همسرش آزار برساند، نمازش پذيرفته نيست. يعني يک نمازگزار بايد خوش خلق باشد، دگر گرا باشد، به پدر و مادر نيکي کند، انفاق بکند و همه را با هم ببينيم.