اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

90-06-12-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي-آداب خودسازي

برنامه سمت خدا

-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي

-آداب خودسازي

90-06-12
عيد مي آيد اگر رويت شود ابروي تو، ماه از رو مي رود گر بنگرد بر روي تو
هر ستاره فرصتي بکر است تا ديدار ما، از ميان صد هزاران روزن گيسوي تو
شب ندارد شام اما روزه دارم روزها، چون شوم چون موي وپيچم در ميان موي تو
بادها از فرط مستي دست افشان، پاي کوب، چون سماعي سوفيانه مي وزند از کوي تو
آرزو دارم بميرم غسل تدفينم کنند، چشم بگشايم ببينم زنده ام پهلوي تو
صد هزاران قاصدک را سوي تو پر داده ام، نيست اما نيست اما قاصدي از سوي تو
سوال – آيا بعد از سه ماه رجب، شعبان، رمضان باز هم استمرار بحث خودسازي ضرورت دارد يا خير؟
پاسخ – خودسازي و خود شناسي که مقدمه ي خداشناسي است زمانبر نيست. اين چنين نيست که به فصل يا سال خاصي اختصاص داشته باشد. يک نفر مي گويد: ما ماه رمضان و شب هاي احياء را به اين امر اختصاص داده ايم و تمام شد و الان مي توانيم هر کاري را انجام دهيم. اين فرصت هاي ماه رمضان، رجب، شعبان يا مناسبت هاي شبيه آن يک سرازيري هايي است که زودتر مي توان راه را پيمود. اينطور نيست که مثلاً اگر يک ماشين توانست يک مقدار از راه را تند تر برود پس يک مقدار کنار بايستد تا آن زمان جبران شود. اين ماشين بايد تا مقصد برود، در قسمت هايي که ترافيک است کندتر مي شود و يک جاهايي خلوت است تند تر مي شود. اگر در جاهايي تندتر مي رود به معناي توقف در مکان هاي ديگر نيست. خدا مي گويد: انسان تو در حال حرکت هستي و مرتب بايد رشد کني. و در آيه ي ديگر خدا مي فرمايد: انسان تو بايد از گردنه هايي عبور کني. تو چه مي داني که اين گردنه ها چيست. يعني مي خواهد بگويد که خودسازي سخت است و شبيه عبور از گردنه است. بعد خداوند توضيح مي دهد که راه عبور از اين گردنه ها چيست. بنابراين حفظ اين دستاوردها مهمتر از اصل آن است. مانند انقلاب که حفظ آن از اصل آن مشکل تر است. در سوره ي مبارکه ي معارج که در جزء بيست و نه قرآن است خداوند ابتدا يک گِله اي از انسان مي کند و مي فرمايد: برخي از آدم ها حريص هستند. البته اين را بايد گفت که حرص همه جا بد نيست. در سوره ي مبارکه ي توبه مي خوانيم که پيامبر نسبت به اينکه انسان ها ايمان بياورند حريص بود. يا مثلاً حرص در طلب علم خيلي خوب است.

حضرت امير(ع) در نهج البلاغه صفات متقين را که مي شمارد يکي از آنها اين است که اين افراد در طلب علم حرص دارند. در کسب چيزهاي خوب حريص بودن اشکالي ندارد. کسي حرص داشته باشد که مرتب درس بخواند، ادب ياد بگيرد يا زودتر از سن خود کلاس ها را جهشي بخواند اشکالي ندارد. اين حرصي که خداوند در اين سوره مي گويد که حرص در طلب مال و قدرت طلبي است. ابتدا مي گويد انسان ها حريص هستند و دومين ويژگي انسان ها اين است که ناسپاس هستند. زماني که يک مشکلي در زندگي آنها ايجاد مي شود شروع به ناله و زاري مي کنند. گويي که در تمام عالم فقط آنها اين مشکل را دارند و تمام محبت ها را فراموش مي کنند. زماني هم که وضع مادي آنها خوب مي شود ديگر ياد خدا نيستند. يعني خداوند سه ويژگي منفي را مي شمارد: حرص، ناسپاسي و کار خير نکردن. بعد مي فرمايد: مگر کساني که هشت ويژگي دارند. زماني که در اين سوره اين هشت ويژگي تمام مي شود خداوند مي فرمايد که هرکسي که اين ويژگي ها را داشته باشد با کرامت به بهشت مي رود. ما دو گونه کرامت داريم: يک کرامت ذاتي است که خداوند به همه داده است و يک کرامت اعطايي است. يک کرامت اين است که به ما عقل و شعور و فهم داده است. اما اين کرامتي که خداوند در اين سوره گفته است مربوط به همه نيست. اين کرامت را خداوند به ابوجهل و ابولهب نمي دهد. کرامت اول را به آنها هم داده است. مانند اينکه شما يک سرمايه ي اوليه را به پنج نفر مي دهيد ومي گوييد برويد و کار کنيد. دو نفر از آنها اصلاً از اين سرمايه استفاده نکرده و آن را از دست مي دهند. شما ديگر به آنها پول نمي دهيد ومي گوييد شما سرمايه ي اول را از بين برديد. اما سه نفر ديگر کار و فعاليت مي کنند. شما باز هم به آنها کمک مي کنيد چون خلاقيت داشته اند. خداوند يک کرامت اوليه به انسان ها داده است که فرموده هر کس از آنها استفاده کرد ما او را کمک مي کنيم.

اگر کسي مي خواهد خودسازي کند گام هاي او اين هشت ويژگي است: اولين ويژگي انسان هاي خودساخته و اهل بهشت اين است که نماز مي خوانند و در نماز خود استمرار دارند. مثلاً برخي از افراد ماه رمضان نماز مي خوانند ولي ماه هاي ديگر را نمي خوانند. يا ظهر و عصر را مي خوانند اما صبح را نمي خوانند. يا گاهي مي خوانند و گاهي نمي خوانند. تارک نماز کافر است. اگر کسي از روي عمد نماز را ترک کرده و نسبت به آن بي توجهي کند در برخي از روايات عنوان کفر براي آن آمده است. پس اولين علامت اين است که اين افراد نماز مي خوانند و در نماز خود استمرار دارند. دومين ويژگي اهل بهشت اين است که عبادت را فقط در عبادات فردي نمي بينند. يک بخشي از اموال خود را براي فقرا و مستمندان مي گذارند. اين مسئله قابل توجه افرادي است که نماز زياد مي خوانند و حاشيه ي مفاتيح را نيز فراموش نمي کنند. ولي در فاميل خود فقير و مستمند دارند و توجه نمي کنند. در حالي که در اين آيه مي فرمايد ابتدا نماز و سپس بخشي از مال خود را براي سائل و محروم مشخص مي کنند. امام حسن مجبتي (ع) نيمي از مال خود را انفاق مي کرد و نيمي را براي خود نگاه مي داشت. البته ما نمي گوييم نيمي از آن را انفاق کنند، بلکه درصدي از آن را براي اين امر اختصاص دهند. مثلاً اگر امام جماعت محل به پنج نفر نامه داد، من پزشک به صورت رايگان آنها را ويزيت کنم. با اين کار اولاً امام جماعت محل اعتبار پيدا مي کند. و مردم مي گويند اگر ما نزد اين امام جماعت برويم آن پزشک به نامه ي او اهميت مي دهد. ثانياً باعث مي شود که عده ي زيادي از مخارج معاف باشند. يک پزشک با ويزيت کردن. يک روحاني با منبر و سخنراني. يک مشاور با مشاوره ي رايگان مي تواند اين کار را انجام دهد. يک زماني پيامبر گوسفندان را صدقه دادند. يکي از همسران ايشان گفت: کمي از آن مانده است. پيامبر فرمودند: اتفاقاً مقدار زيادي از آن مانده است. يعني آن چيزي که رفت، مانده است. در روايتي است که خداوند يک فرشته اي دارد که هر شب در آسمان ندا مي دهد. يک نفرين مي کند و يک دعا مي کند و مي گويد: خدايا براي کساني که انفاق مي کنند مال جايگزين کن و مال کساني را که ممسک هستند تلف کن. خداوند در قرآن مي فرمايد: آن چيزي را که شما انفاق مي کنيد ما جايگزين مي کنيم. اين يک تصور بسته است که نگاه يک نفر به انفاق نگاه تلف و از بين رفتن باشد. البته در اقشار مختلف معناي مختلف دارند. زماني فکر و زماني آبرو است يعني به تناسب افراد است. سومين ويژگي اين است که خود ساختگان کساني هستند که قيامت را تصديق مي کنند. تصديق به معناي باور موثر است. مردم سه دسته هستند: يک دسته قيامت را تکذيب مي کنند. يک دسته تصديق مي کنند. يک دسته نيز مابين اين دو بوده و آن را جدي نمي گيرند. با کساني که تکذيب مي کنند خداوند محکم برخورد مي کند. کسي که تکذيب مي کند نه به يتيم و مسکين کمک مي کند. نه نماز را درست مي خواند. آن افرادي هم که تصديق مي کنند خوب هستند. اما افرادي که باور آنها به معاد جدي نيست هم خطرناک است. چهارمين ويژگي افراد خود ساخته اين است که از عذاب قيامت مي ترسند. ما يک ترس منفي داريم مثل اينکه کسي از تاريکي بترسد. و يک نگراني داريم. يعني مثل کسي که نگران عذاب الهي است. ما در حديث داريم که يک سوم از فشار قبر مربوط به غيبت است و يک سوم آن مربوط به نمامي و سخن چيني است. مرحوم شيخ عباس قمي سوره ي ياسين مي خواند. در هنگام خواندن آن گريه مي کرد به طوري که فرزندان او صداي او را مي شنيدند. البته ما نمي گوييم که افراد مدام بنشينند و از ترس گريه کنند. اما چطور يک راننده در جاده مي ترسد. ترس از اينکه مبادا ترمز او ببرد. مبادا با ماشين جلويي تصادف کند و. .. اين ترس باعث مي شود که حواس او کاملاً جمع باشد. بنابراين در اين آيه مي فرمايد که حواس اين افراد جمع است که عذاب قيامت شامل حال آنها نشود. البته نبايد گفت که اين عذاب مربوط به غير مسلمانان است و جاي مسلمانان در بهشت است. اين آيه مي فرمايد که خداوند براي عذاب الهي به کسي امنيت کامل نداده است. و ممکن است شامل حال هر کسي بشود. پنجمين ويژگي خودساختگان که خيلي مهم است اين است که قواي جنسي خود را حفظ مي کنند. خداوند به انسان يک قوايي داده است. نمي توان گفت که اي کاش نمي داد. چون اگر نمي داد ما هم فرشته مي شديم. خداوند به انسان به عنوان يک موجود، قوايي داده است. يکي از اين قوا، قواي جنسي است. مگر شما حس گرسنگي خود را در خيابان از هر راهي ارضاء مي کنيد ؟ مثلاً اگر ما گرسنه هستيم به در نانوايي برويم و يک نان برداريم به روي دست ما مي زنند و مي گويند به چه اجازه اي اين کار را کرده ايد. حتي اگر در مهد کودک يک کودکي خوراکي کودک ديگري را بردارد همان صاحب خوراکي و معلم او را مذمت مي کنند. چطور ما ياد گرفته ايم که زماني که گرسنه مي شويم به سراغ کيف ديگري نرويم. اما ياد نگرفته ايم که براي قواي جنسي به نامحرم نگاه نکنيم. ماشين ديگران را بي اجازه سوارنمي شويم. غذاي ديگران را بي اجازه نمي خوريم. اما به همسر ديگران بي اجازه نگاه مي کنيم و يا خداي ناکرده ارتباط برقرار مي کنيم. اهل بهشت کساني هستند که قواي جنسي خود را حفظ مي کنند. قبح اين کار به مراتب جدي تر از غذا و ماشين است، چون عوارض دارد. شما اگر غذاي کسي را خورديد مي توانيد خسارت آن را بدهيد اما در مورد همسر و دختر يک خانواده اينطور نيست. نگوييد که سال ها است غربي ها با اين مسئله کنار آمده اند و هيچ مشکلي هم ندارند. الان در غرب سن ازدواج افزايش پيدا کرده و کسي تمايل به ازدواج ندارد. جرم ها به مراتب گسترش پيدا کرده است. خدا يک غريزه ي جنسي به ما داده اما براي آن راه گذاشته است. شما اگر گرسنه شديد توانستيد غذا مي خوريد. اگر هم نتوانستيد خود را کنترل مي کنيد. ويژگي ششم اين است که اهل بهشت امانت دار هستند. منظور از امانت تنها نگهداري مالي نيست که در نزد ما است. الان شما به خانه ي فردي مي رويد و يک حرفي آنجا زده مي شود اگر آن را بيرون از خانه ببريد و نقل کنيد، خيانت در امانت است. من به شما حرفي مي زنم شما براي ديگري نقل کنيد خيانت در امانت است. مسجد محل، امام، خون شهدا و انقلاب امانت هستند. قرآن امانت است. اين امانت چيست که خداوند به آسمان وزمين داد تحمل نکردند ؟ اين امانت در واقع همان محرمات و تکاليفي است که خداوند به ما داده است. بنابراين امانت دار هستند و عهد خود را رعايت مي کنند. پس برنامه ي خود سازي، سوره ي معارج جزء بيست ونه قرآن، صفحه ي 569 است. هفتمين ويژگي اين است که پاي شهادت خود مي ايستند. يعني اگر جايي رأي و گواهي آنها موثر است و ممکن است با اين کار يک بي گناهي نجات پيدا کند حتماً اين کار را مي کنند. خيلي از افراد ولايت حضرت امير را در غدير ديدند ولي ساکت ماندند. حتي حضرت امير (ع) به يکي از آنها گفت تو که آنجا بودي. گفت: بله اما فراموش کرده ام. حضرت فرمود: اگر دروغ مي گويي انشاء اله به بلاي عظيم مبتلا شوي. آن فرد به يک بيماري مبتلا شد. ابن زياد در مسجد کوفه به امام حسين (ع) توهين مي کند. همه ي افرادي که حضور دارند امام حسين (ع) را مي شناسند. اما يک نفر از آنها از حضرت دفاع نکرد. فقط يک نفر که دو چشم خود را از دست داده بود بلند شد و از حضرت دفاع کرد. هشتمين ويژگي مجدداً از نماز گفته است. اهل بهشت کساني هستند که از نماز خود محافظت مي کنند. يعني بر روي نماز تأکيد شده است. ويژگي اول اشاره به وقت نماز و هميشه خواندن آن دارد. اما ويژگي هشتم مي گويد که نماز را حفظ کنند. نماز با حضور قلب، توجه و انگيزه ي خوب حفظ مي شود. بنابراين برخي از افراد را نماز دعا مي کند و مي گويد تو من را حفظ کردي، خدا تو را حفظ کند. بعد از اين هشت ويژگي مي فرمايد: اولئک في الجنات مکرمون. ما در قرآن يک يا دو مورد بيشتر کلمه ي مکرمون را نداريم. يک مورد در سوره ي ياسين است که وقتي حبيب نجار از فرستادگان حضرت عيسي دفاع کرد و او را شهيد کردند. به اوگفتند به بهشت برو. گفت کاش مي فهميدند که خدا با چه عظمتي من را داخل بهشت کرد. يعني اگر کسي جنت با کرامت مي خواهد بايد از اين برنامه ي کرامت هشت ماده اي تبعيت کند. ما براي بيان اهميت يک بخش نبايد بخش هاي ديگر را فدا کنيم. يعني نبايد نماز و دعا را قرباني زيارت ابا عبدالله کرد.
سوال – لطفاً درخصوص آيه ي اول تا هفدهم سوره ي مومنون توضيح بفرماييد.
پاسخ – خصوصياتي که در سوره ي معارج بود و ما در خصوص آن صحبت کرديم در اين سوره نيز آمده است. در آنجا گفته شده بود که اگر کسي اين خصوصيات را داشته باشد اهل بهشت است. در اينجا نيز گفته شده هرکس اين ويژگي ها را داشته باشد وارث بهشت است. گفته مي شود که ارث، حق آسان است. يعني اگر شما اين کارها را انجام دهيد بهشتي که به شما مي دهند حکم ارث را دارد. يعني بسيار آسان است. و براي آن تلاش نکرده ايد. چون اين نماز و عبادات ما با خلود در بهشت تناسب ندارد. فردوس نام ديگر بهشت است و بهترين و برترين منطقه ي آن است.
سوال – براي رسيدن به سمت خدا آيا ميانبر قابل اعتمادي هست يا خير؟
پاسخ – هميشه راه هاي ميانبر وجود دارد اما نمي خواهيم که راه هاي طولاني تر را فدا کنيم. مثلاً براي رفتن به مشهد ممکن است دو يا سه راه باشد و يکي از آنها نزديک تر باشد اما بالاخره شما بايد از شهر خود راه بيفتيد. واز يک راههايي عبور کرده و حتماً ورودي مشهد را پشت سر بگذاريد. در راه هاي ميانبر هم يک چيزهايي اساس است. نماز ميانبر ندارد و بجاي آن نمي توان کار ديگري انجام داد. يا مثلاً روزه ي ماه رمضان را نگرفت و بجاي آن يک عمره انجام داد. اينها کارهايي است که جايگزين ندارد. ميانبرها هميشه براي اين است که شما را زودتر به هدف برساند. مثلاً صلوات و عجل فرجهم سنگين ترين چيز در پرونده ي انسان است. يا کسي که حسن خلق، صداقت، خوش گويي و خوش برخوردي دارد کمتر در صراط معطل مي شود. اما هيچکدام از اين صفات جاي چيزي را نمي گيرد. برخي از افراد مي گويند ما شنيده ايم يک نمازي است که اگر در آخر ماه رمضان خوانده شود جاي چهل سال عبادت را مي گيرد. چنين چيزي درست نيست. ممکن است ثواب داشته باشد اما جاي چيزي را نمي گيرد. اگر سند اين روايت درست باشد مي توان گفت که اگر نافرماني کرده ايد با اين عبادت جبران مي شود. مثلاً شما چهل سال نماز نخوانده ايد باعث بي مهري از جانب خدا شده است. اگر اين نماز را بخوانيد اين بي مهري جبران شده و خدا شما را مي پذيرد. شما را راه داده و نماز شما را قبول مي کند اما آن چهل سال را بايد جبران کرده و بخوانيد. زيارت اباعبدالله (ع) و زيارت امام رضا (ع) و بقيه ي ائمه راه ميانبر است. مثلاً در روايات داريم که هر کس شب ها سوره ي تکاثر را بخواند و بخوابد از فشار قبر در امان است. ختم قرآن خيلي خوب است. اما در حديث داريم که اگر کسي هر شب سه قل هو الله بخواند و بخوابد گويي يک ختم قرآن کرده است.
سوال - من چهارده سال سن دارم و به يک بيماري مبتلا شده ام که احساس مي کنم خداوند نسبت به من قهر کرده است. در غير اين صورت من مريض نمي شدم. من اصلاً دليلي براي نماز خواندن نمي بينم. چون نماز براي تشکر از نعمت هاي خدا است اما بزرگترين نعمت که سلامتي است خدا به من نداده است. البته من نماز هم که نمي خوانم ناراحت مي شوم از اينکه شيطان را خوشحال مي کنم.
پاسخ – در روايت داريم که بيمار اگر بداند خداوند چقدر به او لطف مي کند آرزو مي کند که در طول عمر بيمار باشد. در روايت داريم که سه گروه گويي اعمال خود را از نو شروع کرده اند. يکي مشرک وقتي مسلمان مي شود. يکي بيمار زماني که از جا بلند مي شود. يکي حاجي زماني که از حج مقبول باز مي گردد. امام سجاد(ع) فرمود: بيمار اگر شکوه نکند خداوند گناهان او را مي بخشد و زماني که از جا بلند مي شود گويي از مادر متولد شده است. حضرت علي (ع) چشم درد شديد داشتند و تا صبح پيامبر از ايشان مراقبت مي کردند. اما هيچگاه اين حرف را نزدند که من علي ولي خدا هستم. حضرت ايوب چقدر بيمار شدند يک بار چنين حرفي نزدند. شما وقتي بيمار شديد بايد به خدا بيشتر نزديک شويد. همچنين تنها نعمتي که شما داريد که سلامتي نيست. بيماري هرگز دليل بر سلب نعمت نيست. گاهي لطف و عنايت خدا به انسان هاي مومن است. بيماري براي مومن رحمت و براي کافر تعذيب است. و براي اولياء خدا بالارفتن درجات است.