اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

90-05-01-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي- آداب خودسازي

برنامه سمت خدا

-حجت الاسلام والمسلمين دکتر رفيعي

- آداب خودسازي

90-05-01
بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند سالها هجري و شمسي همه بي خورشيدند، سير تقويم جلالي به جمال تو خوش است فصلها را همه با فاصله ات سنجيدند، تو بيايي همه ساعتها و ثانيه ها از همين روز همين لحظه همين دم عيدند.
سوال – در مورد خودسازي توضيحاتي بدهيد.
پاسخ – براي خودسازي يک آمادگي هاي کلي لازم است. منظور از آمادگي کلي مواردي است که مربوط به يک معصيت يا خطاي خاصي نيست. مثلا مي گوييم اين عامل روي سازندگي يا اصلاح نفس اثر دارد. در واقعيت فراگير است. کساني که کتاب مي نويسند در فصل يک کلياتي مي نويسند و در کليات مفاهيم عام را مورد بررسي قرار مي دهند. بعد راه کارهاي عملي را مي دهند. ما هنوز به راهکار عملي نرسيده ايم. من چند عنصر که روي مسائل تربيتي موثر هستند را توضيح مي دهم. قبلا به نقش محيط، وراثت و دوست پرداختيم و گفتيم که اينها مي توانند چقدر در تربيت موثر باشند. چند مورد هم امروز مي گويم که بحث تکميل بشود. يکي از عوامل علم و آگاهي است. آگاهي وعلم در مسائل تربيتي خيلي مهم است. بسياري از گناهان و خطاها ناشي از جهل و بي اطلاعي است. قرآن وقتي مي خواهد علت شهوتراني قوم لوط را بيان کند که چرا قوم لوط به جاي ازدواج و تشکيل خانواده به دنبال همجنس گرايي رفتند؟ اين گناه امروزه در دنيا دارد نهادينه مي شود و دنيا امروز دارد اين را رسمي مي کند. در يکي از کشورهاي اروپايي کششي در سخنراني گفته بود که حيوانات که شعور ندارند دست به اين کار نمي زنند ولي ما که شعور داريم اين کار را مي کنيم. اين کشور که ادعاي آزادي را دارد سخنراني اين کشيش را ممنوع کرده بود. اسلام وقتي اين کار را منع مي کند مي خواهد که کانون خانواده حفظ بشود. در ضمن آثار منفي را هم دارد. قرآن مي فرمايد: شما براي ارضاع شهوات بدنبال همجنس خودتان رفتيد زيرا شما نادان هستيد. اگر انسان دانا باشد و بداند که ثمره ي تشکيل خانواده چقدر خوب است دنبال کار حرام و فحشا نمي رود. کساني که از راههاي غير شرعي ارضاع مي شوند هم از لحاظ اعصاب لطمه مي خورند و هم باعث ايجاد خوف و دلهره مي شود و آشفتگي رواني ايجاد مي کند. در ضمن وقتي جامعه آلوده شد ممکن است که دامن خانواده ي خود فرد آلوده را هم بگيرد. وقتي برادران يوسف، او را در چاه انداختند. قرآن مي فرمايد: يوسف به برادرانش گفت که شما جاهل هستيد. اگرانسان عاقل باشد به برادرش حسادت نمي ورزد. اگر انسان دانا باشد با برادرش قهر نمي کند. در قرآن به بدبيني و سوء ظن اشاره کرده است. سوره آل عمران آيه 154مي فرمايد: (در شکست احد عده اي دچار بدبيني شدند و گفتند که خدا ديگر پيامبر را باري نمي کند خدا در اين آيه مي فرمايد که ) اينها به خدا گمان بد ورزيدند و اين بخاطر جهل آنهاست. شهوتراني، حسادت و بدگماني از روي جهل است. در جامعه ي قبل از اسلام در عرب تعصب زياد بود. مي گفتند که مابت پرست بوده ايم و بت پرست خواهيم مي مانيم، نمي شود که ما دين پدران مان را کنار بگذاريم. روزي امام صادق (ع) منزل يکي از يارانش رفت که خانه اي بهم ريخته داشت و رفت و آمد هم دراين خانه سخت بود و پله زياد داشت. امام به او گفت که تو وضع مالي ات خوب است چرا خانه ات را عوض نمي کني؟ اوگفت که اين خانه يادگار پدر من است. امام فرمود که پدرت ناداني به خرج داد و علي رغم اين که داشت اين کار را نکرد تو چرا اين کار را ادامه مي دهي. بعضي ها مي گويند که بد خلقي در ذات اين خاندان است يا جد اين خانواده عصباني بوده يا کتک زدن در ذات خانواده ي ما است. اينها حرفهاي جاهليت است. قرآن مي فرمايد: بعضي ها در دلشان تعصب داشتند که ناشي از جهل بود. در سوره ي حجرات بعضي ها به پيامبر بي ادبي مي کردند و پشت خانه ي پيامبر مي آمدند و داد مي زدند که يا محمد بيرون بيا وبراي ما قرآن بخوان. آيه نازل شد که پيامبر را به اسم صدا نزنيد. ( بعضي بچه ها پدر يا مادر را به اسم صدا مي زنند که اين کار خوبي نيست. ائمه مي گفتند پدرم مي گفت که. .. ) صدايتان را از صداي پيامبر بالا نياوريد. کساني که تو را از پشت خانه صدا مي زنند جاهل هستند و خرد ندارند. اين آيه مي خواهد بداند که بي ادبي علتش جهل است. ممکن است که کسي مطلبي را بداند ولي آنرا در زندگي اش پياده نکند. سوره اعراف آيه179 مي فرمايد: خيلي از مردمي که جهنمي مي شوند عقل دارند ولي نمي انديشند و بکار نمي برند. اين هاغافل هستند. پس ريشه ي بسياري از مسائل جهل و ناداني است. در روايات ما هم آمده که جهل و ناداني باعث مي شود که انسان مرتکب گناه بشود. حديث داريم: هرکه خدا را بشناسد خوف خدا در دلش مي آيد و گناه نمي کند. حديث ديگري مي فرمايد: کسي که خداشناس باشد حرفهاي بي ربط نمي زند. اگر ما بعضي مواقع بد خلق و عصباني هستيم و با مردم بد حرف مي زنيم اينها ناشي ازناداني است. يعني در آن مورد خاص فکر نمي کنيم و توجه نمي کنيم. اگر کسي بداند که بخش عمده اي از فشار قبر براي غيبت است و بيشتر چيزهايي که از زبان صادر مي شود هيزم جهنم است، اين کار را نمي کند. اگر کسي اثر شهوتراني در قيامت را بداند طبيعتا پرهيز مي کند. پس يا نمي داند يا اگر مي داند در آن لحظه به آن توجه نمي کند. عامل ديگر تغذيه است. تغذيه روي ساختار اخلاقي انسان تاثير دارد. امروزه اطبا مي گويند که غذا روي روح هم اثر دارد لذا خون خواري قساوت قلب مي آورد. مثلا مي گويند: فلان غذا باعث مي شود که انسان حافظه اش قوي يا ضعيف بشود. تاکيد شده که غذا بايد حلال و پاکيزه باشد. حديث داريم که کسي که لقمه ي حرام بخورد چهل روز نمازش قبول نمي شود و تا چهل روز دعاي او به اجابت نمي رسد. داريم يک لقمه ي حلال باعث روييدن گوشت حرام در بدن مي شود. روزعاشورا وقتي امام حسين (ع) ديد که لشکر به حرفهايش گوش نمي دهند فرمود: لقمه ي حرام خورده ايد و خدا بر قلبهاي شما مهر زده است و ديگر به حرفهاي من گوش نمي دهيد. وظيفه ي ما در زندگي اين است که حلال بخوريم و لقمه ي حرام در زندگي مان نيايد. يک پدر بايد براي آينده ي پسرش حساس باشد. حساسيت فقط روي خوردن بچه و سلامتي بچه نيست بلکه بايد به اين هم اهميت بدهد که لقمه حلال باشد. بايد درآمد او حلال باشد و خمس آنرا داده باشد رشوه و مال مردم در آن نباشد. اگر کسي مبتلا به لقمه ي حرام شد نبايد بگويد که پس من چهل روز نماز نخوانم. منظور اين است که نماز کسي که با لقمه ي حلال است با نماز کسي که با لقمه ي حرام است يکسان پذيرفته نمي شود. ولي شما بايد نماز را بخوانيد تا کم کم اثر لقمه ي حرام از بين برود. منظور اين روايات اين است که شما لقمه ي حرام نخوريد نه اينکه نماز نخوانيد. بعضي ها مي گويند که شوهر ما يا پدر ما لقمه ي حرام به خانه مي آورد، تقصير ما چيست؟ شما تکليفي نداريد اگر کاري از دست شما برنمي آيد و اگر شما نان خور اين مرد يا پدر هستيد موظف هستيد که به او بگوييد يا احتياط کنيد ولي اگر خانمي درآمدي ندارد و اين مرد روزي را به خانه مي آورد شما ديگر مسئول نيستيد. ممکن است که اثر وضعي داشته باشد ولي ما افرادي مثل آسيه را داشته ايم. ممکن است که کار آنها را سخت تر بکند. خدا در سوره ي اسرا مي فرمايد که ما کسي را عذاب نمي کنيم مگر به اندازه اي که به او رسالت رسيده است. خدا از هر کس به اندازه ي آگاهي که دارد تکليف مي خواهد. اگر کسي واقعا نمي دانسته که ربا حرام است بحث ديگري دارد. کسي که در محيطي زندگي مي کند که حرام در زندگي او نيست. مثلا خادم حرم امام رضا (ع) است و مرتب با زائران سر و کار دارد. کسي هم هست که در اداره کار مي کند و مرتب با نامحرمان سر و کار دارد. نگهداشتن ايمان براي دومي از اولي سخت تر است. خدا مي فرمايد که گناه زنان پيامبر دو برابر است و ثواب آنها هم دو برابر است. زيرا آنها منصوب به پيامبر اسلام هستند. پس هر کس در شرايط سخت تري باشد و خودش را در آن شرايط بيشتر حفظ کند، اجر بيشتري را خواهد برد. پس بدون ترديد تغذيه روي تربيت موثر است. سعي کنيم بچه هاي مان را با لقمه ي حلال بزرگ کنيم. لقمه ي حلال باعث مي شود که خيلي از محروميت ها در زندگي کم بشود. عامل ديگر عمل است. عمل روي رفتار ما اثر مي گذارد. حتي اگر آن عمل صوري و تصنعي باشد. اگر کسي سعي کرد که در کلامش صداقت بخرج بدهد حتي اگر انگيزه اش هم الهي نباشد، سعي کرد الفاظ خوب بکار ببرد. حتي اگر او اين را باور نداشته باشد روي عمل او اثر دارد و ماهيت او را عوض مي کند. فيض کاشاني در محجةالبيضاء که کتاب اخلاقي است مي گويد که شما خودتان را وادار کنيد که خلاف اخلاق بدي که داريد عمل کنيد. مثلا شما بخيل هستيد ولي به زود انفاق کنيد. صاحب بن عُباد فرد سخاوتمندي بوده است. او در ماه رمضان شبي هزار نفر را افطار مي داده است. مي گفته که اين اخلاق را از مادرم ياد گرفته ام که هر شب يک دينار زير بالشت من مي گذاشت و مي گفت که صبح اولين فقيريکه ديدي اين پول را به او مي دهي. اين يک عادت براي من شده است. پس بخشي از اخلاقيات انسان با عادت و تمرين شکل مي گيرد. اگر انسان تمرين منفي داشته باشد منفي بار مي آيد. مثلا بعضي ها عادت دارند که با موهاي صورتشان بازي کنند، اگر بجاي اين عادت بدهند که با تسبيح ذکر بگويند کم کم عادت مثبتي شکل مي گيرد. سوره ي مطففين آيا چهار دهم مي فرمايد: گاهي زنگار به دلها مي نشيند بخاطر اعمالي که انجام مي دهيد. سوره يونس آيه دوازدهم مي فرمايد: براي اسراف کاران اعمالشان زينت داده مي شود. در اين دو آيه روي عمل تاکيد شده است. در سوره توبه آيه صد وسه خدا به پيامبر مي فرمايد که زکات را از مردم بگير زيرا آنها پاکيزه مي شوند. زکات دادن خودبخود باور ايجاد مي کند و اثرش را دارد. مي فرمايد: با صدقه دادن آنها تزکيه مي شوند. البته ما معتقد هستيم که مسائل بايد داراي بار ارزشي باشد و براي خدا باشد ولي اگر کسي به غيبت نکرد، فحش نداد، به نامحرم نگاه نکرد حتي اگر انگيزه ي او الهي هم نباشد خودبخود يک انسان اخلاقي بار مي آيد که با انگيزه ي الهي نمره اش عالي مي شود. براي تغيير اخلاقيات بايد بتدريج عمل کنيم.
سوال – سوره کهف آيات 54 تا 61 را توصيح بدهيد.
پاسخ – آيه پنجاه و هشتم مي فرمايد: خدا آمرزنده و داراي رحمت است. خدا هم بسيار آمرزنده است و هم رحمت دارد يعني هم پيرايش و هم آرايش. انسان را مي بخشد و به صفات خوب مي آرايد. مي فرمايد که اگر قرار بودکه خدا هر کسي را بخاطر خطايي که کرده مواخذه کند عذاب جلو مي افتاد و اوضاع بهم مي ريخت. خداوند صبور است و فرصت مي دهد تا فرد بتواند توبه کند.
سوال – گاهي اوقات نماز ما قضا مي شود و وقتي ما قضاي آنرا مي خوانيم از خدا خجالت مي کشيم. چکار کنيم که خجالت نکشيم؟ لطفا نگوييد که نگذاريد نمازتان قضا بشود زيرا انسان جايزالخطا است. راهنمايي بفرماييد.
پاسخ – من از ايشان مي خواهم که همچنان به خجالت کشيدن ادامه بدهيد زيرا اين خيلي اثر دارد و خدا خيلي خوشش مي آيد که بنده احساس شرمندگي بکند. کسي در نجف قرار گذاشته بود که هر وقت حرم را مي بينند دستش را روي سينه اش بگذارد و سلام بدهد. يک روزصبح نمازش قضا شده بود و نياز به غسل داشت از خانه بيرون آمد و چشمش به حرم حضرت امير افتاد، خيلي خجالت کشيد و سلام دارد. اهل معرفتي به او گفت که همين سلام پذيرفته شد زيرا در کمال شرمندگي بود. شما اين خجالت را حفظ کنيد زيرا اين نمره ي عالي دارد.
سوال – من دختري هستم که تقريبا وظايف ديني ام را انجام مي دهم و برنامه ي شما را مي بينم و هر بار به خودم قول مي دهم که به حرفهاي شما عمل کنم ولي هر بار اين اتفاق نمي افتد و فاصله ي من و معبودم زياد مي شود. من را راهنمايي بفرماييد.
پاسخ – اين يک نوع تسامح است. يکي ازعلماي قم در ماه رمضان در مسجدي شروع به سخنراني کردند که کم نفروشيد غيبت نکنيد و. ... کسي گفته بود که شما پارسال هم اين مطالب را گفته بوديد. ايشان فرموده بود که شما ديگر غيبت نمي کنيد و کم نمي فروشيد؟ طرف گفته بود که خير باز هم از اين مسائل هست. ايشان فرمودند که تا اين مسائل هست من اينها را مي گويم. واقعيت قضيه همين است. اگر همه با يک موعظه عوض مي شدند دنيا گلستان مي شد و ديگر نياز نبود که ما اين مطالب را بگوييم. در قرآن در مورد نعمتها و مسائل اخلاقي را تکرار مي کند. انسان دچار نسيان مي شود و تکرار هم بخاطر همين است. ايشان حس خود ملامت گري دارد که به آن نفس لوامه مي گويند. ما يک نفس اماره داريم که بد است. يک نفس مطمئنه داريم که عالي است. نفس لوامه نفس سرزنش گر است. اين را تقويت کنيد تا به نفس مطمئنه برسيد. اگر ما بايد تکرار و مراقبت کنيم دچار غفلت نمي شويم. ما بايد زيارت برويم، نماز اول وقت بخوانيم، مسجد برويم، ماه رمضان و ماه محرم را داشته باشيم تا دچار غفلت و نسيان نشويم. مثلا يک راننده براي اينکه تا آخر جاده خوابش نبرد تخمه مي شکند، راديو گوش مي دهد، آب به صورتش مي زند و مراقبت مي کند. ما براي اينکه در صراط مستقيم بمانيم بايد آب به صورت مان بزنيم يعني يک زيارت رفتن و. ..
سوال – بعضي از افراد با استفاده از قرآن سرکتاب باز مي کند. خانمي در همسايگي ما اين کار را انجام مي دهد. هر آيه را مي خواند و تفسيرش را با توجه به مشکلي که داري مي گويد. ايشان نه چهره اي نوراني دارد و نه به درجه ي معنوي خاصي رسيده است. ايشان بابت پنج دقيقه تفسير ده هزارتومان پول مي گيرد. روي گرفتن پول تاکيد دارد. من دو بار پيش اين خانم رفته ام و هر دفعه مطلب متفاوتي به من گفته است. ايشان کمي از گذشته مي گويد و بعد از آينده مي گويد و در بيشتر موارد هم درست در مي آيد. آيا حرفهاي ايشان که از قرآن مي زند درست است يا اينکه بنام قرآن مردم را سرکيسه مي کند؟
پاسخ – حضرت آيت الله جوادي آملي کتابي بنام قرآن از زبان قرآن نوشته اند. ما ببينيم که قرآن مي گويد که اين قرآن براي چيست. مي فرمايد: اين کتاب هدايت است، اين کتابي است که مردم را به راه استوار فرا مي خواند، اين کتاب شفا است، اين کتاب رحمت و هدايت است. در شان قرآن نيست که کسي قرآن را ابزار قرار بدهد مثل اين خانمي که اشاره شده است. ايشان يک سري باورهايش را که نمي دانيم از کجا بدست آورده است را بااستفاده از قرآن به مردم مي گويد که اين درست نيست. ائمه و علماي ما چنين برداشتي از قرآن نداشته اند که آينده را از روي آن بگويند. تفسير و فهم قرآن تدبر خوب است حتي استخاره هم خوب است. البته در مواردي که کار پنجاه پنجاه است و استخاره را پيش فرد اگاهي انجام بدهد. اما اين جور برداشت هاي ابزاري از قرآن درست نيست. در روايت ما تاکيد شده که قرآن را بخوانيد، حفظ کنيد، عمل کنيد و بکار ببريد. اين افراد در جامعه دکان باز کرده اند. اصل استفاده از دعا مانعي ندارد. ما در روايات داريم که اگر اين حرز را همراه داشته باشي خوب است. امام رضا (ع) براي امام جواد (ع) حرزي نوشته بودند که همراهشان بود. پيامبر به اباذر فرمودند که دو آيه در سوره ي طلاق است که اگر مردم آنرا بخوانند زندگي شان را کفايت مي کند. در بعضي از نقل ها توصيه به خواندن چهار قل شده است. نوشتن دعا و خواند و همراه داشته آن اشکالي ندارد و خوب است ولي عده اي اين را ابزار کاسبي قرار ندهند. حالا يک موقع شما وارد نيستي و يک آقايي با مفاتيح يا کتاب دعا آشنايي دارد و دعايي از کتاب براي شما مي نويسد و شما هم هديه اي به او مي دهيد و اين اشکالي ندارد. ولي اين وسيله اي براي سرکيسه کردن مردم نباشد.
سوال – من هميشه شوهرم را نصيحت مي کنم که مشروبات الکلي نخورد و سادات بودنش را به او گوشزد مي کنم ويادآوري مي کنم که قاتلان حسين در روز عاشورا مست بوده اند. بهانه اش اين است که مشکلاتش باعث اين کار شده است و خدا او را مي بخشد. نماز هم نمي خواند. من از آينده ام با او مي ترسم. چکار بايد بکنم؟
پاسخ – خدا به هيچ کس مجوز گناه کردن نداده است تا با آن بتواند براي خودش آرامشي ايجاد بکند. روايات ما خلاف اين را مي گويد. مي گويد که شرب خمر باعث ارتعاش در اعضا مي شود و باعث از بين رفتن عقل و خرد انسان مي شود و حرام است. ما مسلمان هستيم و بايد حکم دين را بپذيريم. اسلام يک بايد و يک نبايد دارد. در نماز بايد و در شرب خمر نبايد است. ما براي کنار آمد ن با مشکلات راه حل هاي ديگري داريم. مي فرمايند که دعا و نماز بخوانيد تا آرام بشويد. به زيارت برويد، صبوري کنيد، تسليم باشيد و گذشته را ناديده بگيريد تا آرام بشويد.مگر راه آرامش شراب است. خدا در حرام شفا و خير قرار نداده است. اين خانم توصيه هايش را ادامه بدهد تا انشاءاله اثر کند.