برنامه سمت خدا
-خانم رحماندوست
-تربيت فرزند
88-06-09
سوال- عوامل اختياري در تربيت فرزند کدام هستند و دخالت پدر و مادر چگونه مي تواند باشد ؟
پاسخ - من اولا از عزيزان بيننده تشکر ميکنم که استقبال فراواني از اين موضوع کردند که نحوه باروري آنان چگونه بايد باشد تا در واقع بار معنوي آن بيشتر باشد، شايد اين استقبال، به خود من يک هشداري داد که يادمان بايد مردم ما و مردان وزنان ما بعنوان پدر و مادر هستند که دغدغه ديندار شدن فرزندانشان را دارند و تلاش ميکنند که فرزندان خوبي داشته باشند و اِلا اين موضوع ميتوانست زياد مورد توجه نباشد، همانطور که ديديد من زياد به آن نپرداختم، وخيلي خلاصه از کنار آن گذشتم. اما بخاطر استقبال اين عزيزان با يکي دو نفر از همکارانم صحبت کردم و دست بقلم بردند تا مجموعه اي را در اين رابطه آماده کنند و من انشاءاله وعده ميدهم به عزيزان بيننده که اين مجموعه آماده ميشود و در سايت قرار ميگرديد و از آنها ميتوانند استفاده کنند، منتهي يک فرصت کوتاهي به من بدهند تا بتوانم يک جمع بندي کوتاه از آن داشته باشم چون اين مباحث خيلي پراکنده و زياد است و شايد حوصله بييندگان سر برود و خيلي فرصت نکنند آنرا بخوانند لذا آنرا خيلي مختصر و مفيد انجام ميدهم که بزودي آماده ميشود و ما پاسخگو خواهيم بود البته اين منتي است که خداوند بر ما نهاده و عزيزاني که عمل ميکنند بتواند باقيات صالحات خوبي براي خود داشته باشند.
جمله اي که شما اشاره کرديد که ما خيلي از چيزها را در اختيار نداريم به اينگونه نيست که دست ما بسته است، در زمان امام صادق (ع) عده اي آمدند و گفتند: همه کارها بدست خودمان است و اين خودمان هستيم که بهشت و جهنم خود را ميسازيم، و هيچکس نميتواند تأثيرگذار باشد لذا بطور غير مستقيم ارسال رسل و پيامبر را زير سوال بردند که ما خودمان هستيم که بايد انتخاب کنيم، يک عده ديگر در مقابل اين گروه آمدند و مطرح کردند که همه چيز دست خداست و ما هيچ اختياري نداريم، جمله زيباي امام صادق (ع) امروز ميتواند که امروز ميتواند رهنمود ما باشد. فرمودند ما نه اجبار کامل بر ما است که هيچ اختياري در دست خود نداشته باشيم و مجبور باشيم به انجام نه اينکه رها شده باشيم و بقول خودمان همه کارها دست خومان باشد، اين را ميخواهيم به اين دليل عرض کنم که در موضوع تربيت فرزند که بايد آنرا اصلاح کنيم و بگوييم: در تربيت نسل چون هر فرزند ما مثل خود بنده و عزيزان ديگر که به عنوان يک فرد امروز خود را مطرح ميکنند يک سلسله اي را پشت سر گذاشتند و خود نيز ريشه هاي يک سلسله و نسل آينده هستند، به همين دليل ما بايد نکته اي را مطرح کنيم اگر هم داريم ميگوييم که از ديگران به ما رسيد، اگر همان ديگران هم دقت و تأمل لازم به اين موضوع داشتند که بايد انتخاب کننده باشند با اختيار خودشان خيلي از چيزها راحت تر حل ميشود، يک روايتي از معصوم (ع) است که ميفرمايند: در انتخاب همسر هفت نسل را به آن فکر کنيد و در باره آن تحقيق کنيد. حالا اينجا هفت نسلي وجود ندارد بلکه اين يک هشدار و کنايه است، يک شاه کليد است براي ما که وقتي که ميخواهيم فردي را بعنوان همسر خود انتخاب کنيم، چه آقا و چه خانم يادمان باشد که از شکل گيري زندگي شما ميخواهد نسلهايي بوجود بيايد که اين نسلها بعدا همين اعتراض را ميکنند که ما در انتخاب اين پدر و مادر نقشي نداشتيم. پس ما درست انتخاب کنيم تا اين انتخاب درست آنها را نيز خوشحال کند.
غرض من از اين مقدمه اين بود که درست است ما مطرح ميکنيم ولي خيلي از چيزها دست ما نيست. اما خيلي از انتخابها، عملکرد ها، حتي نياتي که در اعمال ما ساري و جاري ميشود، ميتواند تأثير گذار باشد اين يک نکته، اما آن چيزي که بصورت آشکار و مشهود دست ماست آن جلسه عرض کردم شيوه پيامبر اکرم به اين صورت بود که چهل روز روزه داشتند بعد فرزندي بنام فاطمه شکل گرفت، خيلي از آقايان به همين صورت از دهه آخر شعبان روزه ميگيرند و بعد ماه رمضان را متصل ميکنند يعني همه ما آدمها ميخواهيم به شيوه هاي مختلف از اهل بيت (ع) و اولياء خود تأسي و الگو بگيريم. حالا هر کسي به شکلي، حالا اين بدان معني نيست که اگر اين کار بشود خيلي خوب است و يا اگر نشود خيلي بد است، همه ما در هر مقدار و ميزاني بايد در سلامت روان جنيني که ميخواهد فرزند شود و نسل شود تلاش خود را بکنيم يکسري به آقايان برميگردد و يک سري به خانمها، جمله خوبي را شما در جلسه گذشته اشاره کرديد. نقش آقايان خيلي عميق تر است ولي ظاهر نيست، ميگوييم: خانمهاي اين کار را بکنند يا اين کار را بکنند که خيلي نقش آنان آشکار و مشهود است ولي خوب آقايان به شدت در آرامش رواني مسيري که خانم ميخواهد طي کند سهيم هستند و خانم هر قدمي که براي ثواب بردارد، عامل آن شايد بيشتر ثواب ببرد.
سوال- لطفا سه دوره ي از بارداري که اين مراحل را به آن تقسيم بندي کرده ايد بيان کنيد.
پاسخ - اين سه دوره اي که گفتم. يکي قبل از دوران بارداري است، يکي حين بارداري و يکي بعد از بارداري يعني در واقع دوران شيردهي، چرا ما فقط اين سه مرحله را در نظر ميگيريم و به سالهاي بعد از آن اشاره نميکنيم ؟ زيرا قبل از آن که مرحله شکل گيري و در واقع رشد اين نطفه است، حين بارداري يعني بال پردادن اين رشد، يعني در واقعي آبي که به دانه اي که در حال رشد است پاشيده ميشود، و مورد سوم چون معمولا بچه از مادر شير ميخورد و تغذيه ميشود و تمام حالات رواني و معنوي مادر به بچه منتقل ميشود، اين بدان معني نيست که ما در دوران کودکي اين مسائل را ناديده بگيريم و بگوييم: در دوران نوجواني ديگر کاري از ما ساخته نيست، در دوران بارداري سلامت نفس هر کسي موثر است. بعنوان نمونه من ميخواهم در مجلس شادي شرکت کنم، اگر غمگين و افسرده باشم روحيه رفتن به آن مجلس را ندارم، عکس آن نيز همين است يا اگر مثلا کسل و خسته باشم شايد در پخت غذاي من اشکالاتي پيش بيايد، خوب وقتي ما ميدانيم عوامل قبلي ميتواند در شکل گيري يک کار موثر باشد، حالا هر چقدر آن کار سنگين تر و گسترده تر باشد، روحيه بهتري ميخواهد. يعني براي دوران بارداري از قبل روحيه خود و همسرمان را آماده کنيم و اين زمينه را که ما ميخواهيم انساني را پايه ريزي کنيم که در آينده بعنوان نسل مطرح شود فراهم کنيم که بتواند در اصطلاح ديني باقيات صالحات باشد، خوب اين مقدمات و حرکتهايي که بايد انجام دهيم، ارتباط با خدا داشته باشيم و حس و حال پدر و مادر که ميخواهند چه کار عظيمي را انجام دهند، و براي آن زمينه سازي بکنند ما اين را دوران قبل از بارداري ميگوييم که يک نمونه از آن همان روزه اي است که مثال زدم.
بعد هم که دوران بارداري شروع ميشود. يک سري بحث هاي کلي داريم، مثلا در اين ايام با آيات خدا ارتباط داشته باشيم، در اين ايام کلام خود را تربيت کنيم، نگاه خود را تربيت کنيم که به آنچيزي که رضاي خدا نيست نيفتد. در يک جمله همه ابعاد وجودي يک انسان چه زن و چه مرد در اين مرحله قرار گيرد که ميخواهم تسليم پروردگار بشوم، که اين تسليم بودن به رضا و عشق بکشد. اگر ما اين تسليم بودن و درواقع مراحل سخت را باورکنيم، يواش يواش به رضا ميرسيم، که رضا جمله زيبايي است که در توصيفاتم در جلسه قبل به آن اشاره کردم. اين مراحل که به آن اشاره کرديم بصورت کلي است و اگر بخواهيم جزء به جزء بکنيم، اينکه مثلا صبح به صبح با چه سوره اي از قرآن و با کدام ميوه روز خود را آغاز کني در طول روز در ماه چهارم چه کارهايي را انجام دهيد، فقط يک نکته اي را ميخواهم بگويم که اين نباشد که عزيزان فکر کنند همه اين کارها بايد صددرصد اتفاق بيفتد. يعني يک استرس به مادر باردار وارد شود که من بايد همه اين کارها را انجام دهم، لايکلف الله نفسا الا وسعها هر چقدر توان تو ميرسد. همت تو اين باشد که از اين دوران معنوي بهتر استفاده کني.
بحث بر سر خواندن سورهاي انعام بر دانه هاي بادام به تعداد چهل عدد بود. عزيزي اشاره کرده بودند شايد اينکار براي يک مادر با توجه به ضعفي که شايد داشته باشد مشکل باشد، شما اشاره کرديد که ما مسلمانان در همه جا دست دوستي به هم ميدهيم و به هم کمک ميکنيم که در نذورات و دعاها به همين شيوه است و چقدر زيباست که جمعي از چهل خانم يک جا بنشينند و انرژي مثبت خود را بر خوراک يا غذايي از طريق آيات خداوند جاري کنند و اثرات آنرا با هم تقسيم کنند.
بله منظور من اين بود که اگر همچين چيزي را هم عزيزان مطالعه کردند، نگويند: کي و چطور ميشود ؟ مثلا اين مقدار انار را با اين تعداد آيات و زيارتي که بايد بخوانم چگونه ميتوانم ؟ ببينيد اينها همه بهانه اي است براي آشتي من با خداي خودم، بهانه اي براي يافتن خود در بعد معنوي که چه دارم ميکنم، بهانه اي براي اينکه من ميتوانم مدتها چشمم را بر چيزي بدوزم که به اصطلاح انرژي مثبت از آن متصاعد ميشود و خودم را از آنها چيزهايي که باعث غفلت من ميشود دور کنم. در يک جمله آن چيزي که من خودم به عنوان مادر به آن رسيده ام بگويم که بخدا بچه هاي ما بهانه هايي براي خوب شدن ما هستند، بچه هاي ما راههايي براي رسيدن به خدا هستند نه اينکه ما فکرکنيم که بچه ها دارند ما را دور ميکنند، من مادر که احساس ميکنم دارم اين کارها را انجام ميدهم نبايد به اندازه سر سوزني حس کنم که چقدر بچه بزرگ کردن سخت است، بايد بگويم خدايا چقدر زيباست که تو اين بهانه را به من دادي تا بتوانم از اين طريق به تو برسم، اگر من دارم بخاطر فرزندم اين آيات و روايات و اين رفتار و تغيير را در خود ايجاد ميکنم، پس فرزندم نردبان رشد من است و به اين اميد بايد عزيزان جلو بروند که ما هرکاري براي فرزندانمان انجام ميدهيم منت که هرگز گاهي بايد کلمه وظيفه را نيز حذف کنيم ما ميتوانيم از فرزندانمان ساخته شدن، رشد کردن و در واقع انسان شدن و ايثار کردن را بياموزيم، اريک فروم ميگويد: اگر ميخواهي بداني چقدر انساني هستي ببين چقدر ايثار ميکني، آيا ما در شخصيتهاي ديني و شخصيتهاي علمي امروز غرب و اروپا مي بينيم که همه به اين نکته رسيدند که هرکسي که ايثار بيشتري دارد و انساني که خود را نمي بيند و ديگران را مي بيند بهتر شکوفا ميشود، و اين اولين قدم در مادر ديده ميشود. هنوز ضعف در بدن اوست ولي به فرزند خود شير ميدهد، خودش در خطر است ولي به دنبال فرزندش ميرود که همين در زندگي زناشويي نيز وارد ميشود و نقش پدرانه نيز بخود ميگيرد، يکي از بزرگان جمله خيلي قشنگي را گفته اند که به نظرم اينجا جايز است که بگويم، اينکه ميگويند: بهشت زير پاي مادران است.
او ميگويد: نه جوان، فرزند اگر ميخواهي بهشت را بدست بياوري از طريق مادرت بدست بياور، يعني اينکه آينده تو مادرت است. ما از اينطرف ميگوييم: من اگر ميخواهم مادر شوم، بايد فرزند خوبي تربيت کرده باشم تا بهشت را به من بدهند از آن نطرف ميگويند: نه اگر توهم ميخواهي بهشت پيدا کني سراغ مادرت برو، ببينيد اين عشق بازي چقدر زيباست. من براي تو و تو براي من، من مادر و من پدر براي فرزندم و فرزندم براي من براي رسيدن به معبود و خالق، يعني مخلوق ميتواند به خالق برسد از راه همين ايثار و نديدن خودش. اينها همه بهانه است براي رشد من، شما الان ايام احياء را در پيش داريد، حي بودن يعني زنده بودن يعني بيدارشو، نه که بيدار بمان، حتي اگر خوابي گاهي تو بيداري، ما از نظرعلمي مي بينيم که حدود بيست دقيقه اول خواب حتي ميتواند از طريق ضبطي که کنارش ميگذارند اطلاعات را بگيرد، يعني بيدار است، از طرف ديگر گاهي مي بينيم طرف بيدارشده اما در را از ديوار تشخيص نمي دهد يعني اولا اينکه خودمان را به خواب نزنيم، امان از روزي که به خواب بزنيم، چون هيچ وقت بيدار نمي شويم. چرا که تصميم نداريم بيدار شويم. گاهي خواب آلوده ايم بايد تکانمان بدهند تا بيدارشويم، گاهي نه همچنان بايد بيدار باشيم، حالا اگر اين سه تا را در زندگي خود پياده کنيم، هرکسي براي خود پاسخي دارد، اين احياء يا در واقع اين ايام هم يعني بيدار شو حالا هرکسي نسبت به توان خود، خواسته خود و حس خود ميتواند از اين فرصت استفاده کند.
سوال – گاهي اوقات به ظاهر شرايط معنوي فراهم نيست و مخصوصا خانمها درگير معذوراتي ميشوند که شايد فکر ميکنند نمي توانند به قدر کافي عبادت کنند. راهنمايي و راهکار شما براي چنين شرايطي چيست؟
پاسخ - اجازه بدهيد همين را هم به خانواده ديني ببريم، يعني همان تربيت ديني، يا اينکه خانواده به شکل مي تواند از اين مسائل بهره برداري کند، که بعد سخن را به قسمت مادر يا خانم برگردانيم، يکي از نکاتي که ما در بحث گذشته اشاره کرديم و امروز انشاءاله ميخواهيم آنرا جمع بندي بکنيم و در جلسات بعد به خانواده ديني و متعادل بپردازيم، ما در واقع همگي ميخواهيم زمينه سازي براي يک خانواده متعادل بکنيم. من يک نکته اي را در دوران بعد از بارداري اشاره کنم کهAA در دوران شير دادن هم که به يک شکل ديگري القاء و ارجاع به بچه ها است در تربيت، خوب بله يک مادر که يک استرس از نظر کاري يا خانواده يا همسر داشته باشد، اين بچه وقتي در آغوش مادر قرار ميگيرد همه حالتهاي دروني مادر به فرزند منتقل ميشود، يک زماني اگر کسي اينها را ميگفت و از نظر علمي تأييد نمي شد همه رد ميکردند در حالي که الان ديگر کاملا مشهود است، و از نظر علمي هم تأييد شده، نه تنها حالا شير دادن بلکه شما کلامي را هم که به او ميگوييد حس، درون و نيت تو، به فرزند انتقال پيدا مي کند، ما اينها را در زمان گذشته هاي دور داشتيم که مي گفتيم با نيت خالص صحبت بکنيم يا حتي من به همه عزيزاني که گاهي ميگويند که اين کلام شما و حس شما چقدر زيبا بود، ميگويم اين شما هستيد که با دعاي خير خود و حس خود و با آن انتقال سالم خود به من بگوييد و خدا مرا کمک کند که بتوانم انجام وظيفه کنم، تعارفي هم ندارد. همين الان ميتواند خداوند به نيم کره چپ و راست مغز من بگويد: متوقف و من ديگر جمله بعدي را نتوانم بگويم. حالا يا توقف مرگ يا توقف کلام همه ما اينها را ميدانيم، پس وقتي که ما اينها را ميدانيم که اگر قرار باشد يک روزي با هر شرايطي که پيش مي آيد از دست ما گرفته شود پس بياييم همان چيزهايي که الان داريم قدردان باشيم، يکي از چيزهايي که ما داريم خانواده، فرزند، ايام، روزگار، امکانات، هرچه که هست، حالا آيه صريح قرآن هم داريم که روزي که سوال مي کنيم از نعمتهاي شما، حالا نعمتها يکي ميگويد: عمر است. يکي ميگويد: جواني است يا امکانات مالي است. هر چيزي بالاخره من زير سوال هستم و هرچه که دارم زير سوال ميرود، در خانواده ديني، وجود احياء يا حالتهايي بنام ابعاد معنوي يا مسائل ديني، ميتواند از طريق من پدر و مادر هر مدلي که ميخواهد رقم بخورد، چه جوري ما نگاه ميکنيم، آيا من پدر و مادر کسل هستم ؟ حس خوبي ندارم ؟ آيا ميخواهم حس خوبي داشته باشم ولي بيان خوبي ندارم که به خانواده و فرزندم برسانم ؟ اينها همه تأثير گذار ميشود، چرا اينقدر به ما تأکيد شده دين را شيرين کنيد و تحويل دهيد، مادر بزرگواري که ايشان را ميشناختم ميگفتند: در تمام طول دوراني که فرزندانم در زندگي من بودند، هرگز غذاي مانده شده افطار را سحر تحويل فرزندم ندادم بلکه لحظاتي زودتر بيدار شدم و در همان حالي که وضو گرفتم و رفتم غذا درست کنم، نماز شب خود را نيز خواندم، ببينيد در ظاهر رفتار غذا درست ميکند ولي در باطن رفتار نماز شب ميخواند، هم بندگي را با خدا نزديک ميکند، هم دين را شيرين تحويل فرزندانش ميدهد، بچه اي که بيدار ميشود و با غذاي آماده و طبخ مورد نظرش سر سفره سحري مي نشيند، خيلي خوشحال است و البته نوجواني است و هزار حس و حالت، ايشان ميگفت: هيچوقت از خودم ناراحت نبودم و هيچوقت هم احساس عقب ماندن نداشتم ؛ البته فرزندان اين فرد هم از نظر تحصيلاتي و هم از نظر اعتقادي در رده هاي بالاي پژوهشهاي قرآني هستند. اين باعث ميشود که تمام سير دوران بارداري اش و. ..را فرد رها نکند و بگويد: ديگر وظيفه من تمام شد، بعد فرد همه اين سير را طي ميکند و بعدا هم در زمان انتخاب همسر، بعدا در تهيه روزي حلال، بعدا هم در تشويق تحصيل و همه مسائل، اين موضوع را به اين دليل اشاره کردم که اگر شما فرموديد: سه دوره داريم، ديگر اين سه دوره تمام شد، سه دوره ريشه مي زنيم تا بعدا شروع کنيم از جوانه ها، و از شاخ وبرگي که داده ميشود، هم خودم و هم ديگران بهره برداري کنند و به همين ترتيب مراقبتها ادامه پيدا کند، شاخه يک گل و يک درخت اگر از آن مراقبت نشود زود ميشکند. حالا روز به روز او جوان است و اگر روزي برسد که بتواند مسقتيم بماند، خودش بايد ثمر دهي داشته باشد.
در پاسخ به سوال شما بايد بگويم، خانمهاي بزرگوار و مادران عزيز اين نکته را توجه داشته باشند ما قرار است تسليم باشيم، اِن الَذين امنو و عَملو الصالحات، يعني بايد اول ايمان بياوريم و به اين تسليم شدن خود ايمان داشته باشيم بعد عمل صالح انجام دهيم، عمل صالح من اين است که امروز در مسجدي حاضر شوم و روز ديگر عمل صالح من اين است که ممنوع، حق نداري روزه بگيري و حق نداري در اين مکان وارد شوي، آنجا که تسليم هستم اينجا نيز تسليم هستم، هيچ فرقي نکرده، اگر ميگوييم احياء است براي آن کسي که يک سري معذوراتي دارد هيچ فرقي نکرده، بيدار شو و بيدار باش، از اين بيداري خود در بيداري ديگران هم استفاده کن، اگر خواب آلودي تکانت بده، اگر خوابت برده بيدار شو، اگر خودت را به خواب زدي که زدي، اگر دنبال بهانه ميگردي از اين موقعيت و معذوراتي که برايت ايجاد شده، اين ديگر به کسي ارتباط ندارد، ولي گاهي حتي چون معذورم دلم بيشتر شکسته ميشود، چون معذورم حس نزديکي بيشتري مي کنم لذا از کجا معلوم صداي آن دل شکسته ازمن که معذوريت ندارم انتقال پيدا نکند و وصل نشود، يک نکته هم بگويم. حالا در بحث اعتقادي رساله را هم که باز کنيم مي بينيم نوشته انجام اين عمل عبادي براي اين خانم مکروه است، اولا دربحث هاي فقهي در ارتباط با کلمه مکروه داريم: اگر زماني که زن بر سر جا نماز مي نشيند و عبادتش را ميکرده الان همان وضو را بگيرد و بر سر جانماز بنشيند و تلاوت آيات قرآن هم بکند آن مکروهيت برداشته ميشود، دوم اينکه مکروه بودن يعني چه نه اينکه در آن روز ثواب تو را کم مي کنند، نه اينکه تو را ناديده ميگيرند، تو اين ممنوعيتت ايجاب مي کند که تو در مواقع ديگر يادت باشد فقط آن زمان را از آن استفاده کني، حالا اگر قرار است به همه صد و پنجاه امتياز بدهند شايد به تو هم صدوسي امتياز بدهند، ولي اين خيلي فرق ميکند که به من اصلا امتيازي نمي دهند، من نااميد باشم و نه نااميد بلکه همه چيز را رها کنم، کجاست شب قدري که ديگر آنرا به دست بياوريم، ولي يک اشتباهي است که من بگويم، بعضي از خانمها خود را به سختي مي اندازند. از نظر جسمي خود را دچار مشکل ميکنند و بيمار ميکنند خود را که مبادا به اين معذوريت برسند چرا؟ خدا آنجا گفت: آري. اينجا گفت: نه تسليم. حتي ميگويد: اگر شما روزه ات را بگيري و احتمال بدهي، نميگويد شک کني، بدن مريض ميشود آن روزه درست نيست، ما خداي مهرباني داريم. چرا گاهي اوقات ما از خدا ميخواهيم بالاتر برويم. سوره حجرات ميگويد: از خدا و اولياء جلوتر نرو و از خدا و اولياء عقب هم نمان، در مسيري برو که رضاي او باشد، تسليم باشيم لذا نه خود را به سختي بيندازيم که نکند اين مسائل اتفاق بيفتد و نه وقتي اتفاق افتاد خود را يک انسان دوره دور از رحمت خدا بدانيم و نعوذا بالله گناه است وچنين چيزي اصلا نيست، که اين هم به هر حال بايد آگاهي بيشتري به خانمها داده شود. استفاده از بعضي از داروها درست نيست. و جالب است که بدانيد خود اين دارو تمام سيستم يا آناتومي بدن را امکان دارد به هم بريزد و تبعات بعدي دارد. آخر که چي ؟ همان گونه که بود خدا داد. همان گونه که نبود خدا داد. همانگونه که بايد، خدا گفت و همانگونه که نبايد خدا گفت. دست من بشر نيست. لذا اصلا اين کار قابل توجيه نيست، حتي من ديشب يکي از بچه هاي کوچک خيلي ضعيف را ديدم که در روزه گرفتن دچار مشکل بود. به مادر گفتم به او نگوييد: روزه نگير ولي ميتوانيد هر روز صبح او را در سفر کوتاه همانطور که ميدانيد خارج کنيد از آن شهر و او را مسافر کنيد و بعد در روزهاي کوتاه يازده ساعت روزه اش را بگيرد ولي اينکه تو بايد روزه بگيري و همه تبعات آنرا نيز تحمل کني اين امکان دارد يک گناه کبيره باشد و خداي نکرده آفتهاي بعدي را نيز به همراه داشته باشد.
سوال -عبادات مختلفي براي شب قدر به آن اشاره شده به نظر شما بهترين استفاده از شب قدر که الان هم پيش روي ماست چيست؟
پاسخ - اول بايد به خودم تذکر بدهم که چگونه استفاده کنم که اميدوارم بتوانم استفاده کنم، دوم بعنوان يک خواهر کوچک فکر ميکنم بهترين چيزي که ميتواند حي بودن آنرا براي ما ايجاد کند، يادمان باشد که سه شب با فاصله هزار بار به خدا ميگوييم که تو اين و اين هستي، نجاتم بده از آن چيزهايي که امکان دارد باعث شود عاقبت من به آتش غضب تو ختم شود و آرامش و خلاصي رفتن به آنجا را به من نصيب کن، بيشتر از هر چيزي به خودم اين سفارش را بکنم که فکر کنم، تدبر کنم در آيات الهي و اين ادعيه ها که من را ميخواهند به کجا ببرند. خواندن و کلام را بيان کردن بدون مفهوم کلامي آن شايد هيچ احيائي را براي ما رقم نزند.