اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

88-09-25-خانم نيلچي زاده-غرور و تکبر

برنامه سمت خدا

-خانم نيلچي زاده

-غرور و تکبر
88-09-25
سوال -غرور و تکبر را تعريف کنيد و فرق آن با خودخواهي و خود پسندي بيان کنيد.
پاسخ- غرور يعني غره شدن يا فريب خوردن اينکه من احساس کنم چيزي را که دارم خوب است. اين خود سري است. انسان هايي که دچار اين مشکل مي شوند خيلي از خود راضي هستند. به زبان عربي عُجب به معني خودبيني و از خود راضي بودن ترجمه مي شود. کسي که از خودش زياد راضي باشد قطعا ديگران از او راضي نخواهند بود. چون نظر ديگران را نه مي پذيرد و نه مي پسندد و نه براي آنها احترامي قائل است. اين انسان ها معمولا تنها هستند و اگر با ديگران ارتباط دارند از روي ضرورت مي باشد اما در بحث خود بيني و خودپسندي لازم نيست شخص ديگري باشد تا من خود را بپسندم. من آنقدر وصف خوبي هاي خود را براي خودم بيان کرده ام که فراموش کرده ام به عنوان يک انسان دچار معايب و نواقصي هستم. به همين خاطر مهمترين اشکالي که پيدا مي کنم اين است که هيچ وقت دنبال رفع اشکالات خودم نيستم يعني انسان مغرور و خودپسند خوبي هايش زياد نمي شود، فقط روز به روز بدي هايش زيادتر مي شود حتي اگر اين غرور به خاطر ويژگي هاي بسيار خوبش هم باشد چون متاسفانه گاهي امکان دارد فرد به خاطربديهايش خود را بپسندد. مثلا کسي که با بد اخلاقي رابطه خوبي با ديگران برقرار نمي کند خيلي مغرور است و مي گويد که همه از من حساب مي برند. در اينجا دو اشتباه وجود دارد. اول اينکه ويژگي مثبتي را براي خود گمان کرده که اين ويژگي کاملا منفي است. دوم اينکه به خاطر اين ويژگي منفي براي خود هم کارت تبريک فرستاده و هم دچار خود پسندي و خود بيني شده است. اگر فرد به خاطر ويژگي مثبت به خودش مغرور و از خودش راضي باشد، آسيب پذيري خود را بالا برده است چون هر لحظه امکان دارد به خاطر اينکه خودش را چکاب معنوي نمي کند و فکر مي کند انسان خوبي است و به خود آفرين مي گويد، دچار مشکل شود. انسان متکبر فردي است که هميشه خود را با ديگران مقايسه مي کند و خود را بالاتر از ديگران مي داند.در حقيقت خود برتر بيني و کوچک تر ديدن ديگران وقتي با هم ترکيب شوند يک سم خطرناک به نام تکبر يا احساس خود بزرگ بيني يا خود برتر بيني ايجاد مي کنند. فردي با اين ويژگي رابطه اش هم با خدا دچار اختلال اساسي مي شود. چون وقتي حکم خدا را هم مي شوند، مي گويد: نه من چنين چيزي را قبول ندارم، براي چه بايد اين کار را انجام بدهم ؟ تکبر به دستور خدا همان کاري را که ابليس انجام داد. و گفت: براي چه مني که از آتش آفريده شده ام بايد به انساني که از خاک آفريده شده سجده کنم ؟ من بالاتر از او هستم و خودش را بهتر از خدا تلقي مي کرد.انسان هايي که در مورد دستورات خدا گردن کشي مي کنند مي گويند: ما چرا بايد نماز بخوانيم ؟ چرا روزه بگيريم ؟ چرا حجاب داشته باشيم ؟ چرا عشق به امام حسين (ع) بايد زندگيمان باشد؟ اين فرد راه فهميدن و دانستن و خوب بودن را به روي خود بسته است با تکبري که به خدا مي کند همه خوبي ها را از دست خودش بيرون کرده و همه نعمت ها از او فراري شدند. ابليس تکبرش به انسان بود و نتيجه اين، تکبر به خدا شد. اما بعضي افراد مستقيما به خود خدا تکبر مي کنند يعني مقابل حکم خدا ايستادگي مي کنند و مي گويند که خدايا من از تو بهتر مي فهمم. شخصي که اطاعت خدا را روي زمين مي گذارد و معصيت مي کند آگاهانه بدترين و زشت ترين نوع تکبر را دارد. پس تکبر بر دو نوع شد، يکي تکبر به خدا و دستوراتش که بدترين است و ديگري تکبر به مردم که نتيجه اش همان تکبر به خدا است. انساني که فکر مي کند خودش خيلي فرد بزرگي است ديگران مي گويند که فکر مي کند آسمان باز شده و او از آسمان به زمين آمده، چنين فردي حتي راه رفتنش با تکبر است. در سوره لقمان آمده: لقمان به فرزند نوجوان خود مي گويد که اي پسرک عزيزم حواست باشد حتي اگر راه رفتن تو شبيه کسي شد که خود را تحويل مي گيرد خودت را فورا درمان کن، هرگز بر روي زمين با غرور و تکبر راه نرو که تو نه سرت به کوه ها خواهد رسيد و نه مي تواني زمين را با پاهايت سوراخ کني يعني تو يک انساني و از ضعف و سستي آفريده شده اي، در مقابل چه چيزي تکبر مي کني ؟ امام صادق (ع)مي فرمايد: علت بيماري انسان متکبراين است که در خودش احساس حقارت و پستي دارد يعني انسان هاي متکبر کوچک هاي بزرگ نما هستند مثل مورچه اي که جلوي آينه محدب ايستاده و خودش را خيلي بزرگ مي بيند در اينجا مخصوصا نام مورچه را بردم چون در فرهنگ ديني ما انسان هاي متکبر در روز قيامت به شکل مورچه هاي انسان نما محشور مي شوند و چون مورچه زير دست و پا له مي شود انسان متکبر هم از طريق ساير انسان هايي که محشور مي شوند زير دست و پا لگد مال مي شود.به عبارت ديگر انسان هاي کوچک چون حقايق را نمي بينند و فقط يک سري از ويژگي هاي خود را مي بينند براي خودشان ارزش ويژه اي قا ئل هستند. بايد به اين انسان ها کمک کرد تا ازاين دنياي کوچکي که خودشان را در آن حبس کرده اند نجات يابند.
سوال- جدا از قضيه ي احساس خود کم بيني چرا انسان ها دچار غرور مي شوند ؟به عبارت ديگر آيا اين يک فرافکني است؟يعني در آن احساس کوچک بودن وبروز ظاهري اين احساس مثل يک انسان مغرور رفتار کردن است؟
پاسخ -در حقيقت اين يک نوع سيستم دفاعي غلط است البته در روانشناسي گفته مي شود که ما نياز داريم در خيلي از احساسات بد و آزار دهنده که در ما ايجاد مي شود از خود دفاع کنيم. افراد متکبر چون مهارت درست دفاع کردن از خود را ياد نگرفته اند، سعي مي کنند با بزرگ جلوه دادن خود، اول در احساس خود و بعد در رفتار خود نسبت به ديگران خود را بزرگ ببينند و چون خيلي افراد کوچکي هستند، اين کوچکي درون آنها، آنها را به اين روش جبراني وادار کرده است. البته علتهاي ديگري هم وجود دارد. مثلا افراد متکبر انسانهاي هستند که محاسبه گري دقيق ندارند و افراد رهايي هستند اگر از خود مراقبت مي کردند و غلط ديکته هاي خود را حساب مي کردند مي فهميدن اين قدر انسان هاي با کمالاتي نيستند. قطعا با اشتباهات خودشان از حالت غرور پايين مي آيند و نهايتا براي اينکه فرد متکبر بفهمد که چرا بيماري بد شده است بايد بداند که توانمندي هاي ديگران را دست کم گرفته است. همزمان او از يک آينه محدب جلوي خودش و يک آينه مقعر جلوي ديگران استفاده مي کند. انسان مغرور خودش را بزرگ مي بيند ولي مردم را کوچک وبراي همين رفتارش نسبت به ديگران رفتار تحقير و سرزنش و متاسفانه دچار رفتارهاي غلط مي شود که از چشم مردم و حتي از چشم ملکوت هم مي افتد.
سوال-من در محل کار کم حرف مي باشم به خصوص با آقايان براي اينکه حريم را رعايت کرده باشم اما ديگران فکر مي کنند من مغرورم. چه کار کنم؟
پاسخ- حضرت علي (ع)مي فرمايند: سه اخلاق بد و رذيله وجود دارد که براي خانم ها در موقعيت هاي ويژه فضيلت محسوب مي شود. يکي از آنها چيزي است که در فارسي به آن غرور مي گويند که از رفتار هاي غلط و يک مدل خاصي از تکبر است. ايشان مي فرمايند: خانم ها در مقابل نامحرم يک نوع خاص تکبر داشته باشند يعني در رفتار و گفتار با نامحرم به گونه اي باشند که او حس نکند آنها در خيلي دسترس هستند. بايد دور خودشان يک سيستم ايمني از رفتار و گفتار داشته باشند که نامحرم را از ارتباط صميمانه که با فرد محرم مي شود برقرار کرد دور کند و اين چيزي است که امير المومنين براي زن مومن مي پسندند و در حقيقت کارت آفرينش را ايشان صادر مي کنند و دستورات ديني ما که زن پاک دامن و عفيف نبايد در مقابل نامحرم لحن کلماتش، نوع کلمات و نوع رفتارش به گونه اي باشد که با يک فرد نامحرم خواهد بود و اين بايد کمک کند که فاصله و حريم شخصي من محترم شناخته شود. بعضي خانم ها يا آقايان که مي خوانند به اين دستور خوب عمل کنند امکان دارد دچار افراط شوند يعني يک خانم فکر مي کند در مقابل يک نامحرم بايد با پرخاشگري و خشونت رفتاري و گفتاري برخورد کند. اين جزو آداب ديني نيست، حسن خلق براي همه مومنين يک رفتار پسنديده است. در مقابل نامحرم همين قدر که کلمات صميمانه و رفتار و گفتار طوري نباشد که با يک محرم رفتار مي کنيم کافي است. البته انسان ها متفاوت هستند. اگر حتي تلقي غرور هم شود ايرادي ندارد و نشان مي دهد موفق بوده ايم.
سوال -14 سال است که با برادرم قهر مي باشم. او را دوست دارم و مي دانم اشتباه کردم اما به خاطر غرورم حاضر نيستم پا پيش بگذارم و آشتي کنم. لطفا راهنمايي کنيد.
پاسخ-در روايت آمده روزي پيامبر از مکاني عبور مي کردند مي بينند يک عده دور دو نفرکه بيهوش آن وسط افتاده اند جمع شده اند، پيامبر پرسيدند چه اتفاقي افتاده ؟ مي گويند اين فرد ديوانه، اينجا غش کرده است. پيامبر مي فرمايد نمي خواهيد شما را با خبر کنم که ديوانه واقعي چه کسي است؟ مردم مي گويند يا رسول الله بفرماييد،ايشان مي فرمايند: ديوانه حقيقي کسي است که با تکبر را مي رود، متکبرانه نگاه مي کند و با يک چنين ويژگي هايي نافرماني خدا را مي کند.به اين دوست عزيز مي گويم شما به دستور خدا که مي فرمايند صله رحم کنيد عمل نکرده ايد و آن کسي که خداوند دوست دارد و از بستگان شما مي باشد، از پوست و گوشت شما و با او قهر هستيد آيا خودتان را در زمره اين روايت نمي بينيد؟پيامبر مي فرمايند: کسي که نافرماني خدا را مي کند و با اين حال آرزوي بهشت مي کند. آيا واقعا اين دوست خوب دلش مي خواهد بهشت برود ؟بهشت را همين جا با عمل صالح خلق کند و پا روي غرورش بگذارد.هيچ کس از شر انسان متکبر ايمن نيست و به خيرش اميد ندارد.14 سال است که خير را از بين برده اند و کسي اميد ندارد که ايشان پا پيش بگذارد.