اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

89-11-27-خانم نيلچي زاده-وسواس

برنامه سمت خدا

-خانم نيلچي زاده

-وسواس

89-11-27

سوال – ما حدود هفت سال است ازدواج کرده ايم و الان حدود پنج سال است که خانم من وسواس شديد دارد. چند بار او را دکتر برده ام و تأثير نداشته است. يعني خواسته هاي دکتر را انجام نداده است. وسواس او به حدي است که دوسال است کاهل نماز شده است. همسرمن کسي بود که نماز جمعه ي او ترک نمي شد. بعضي مواقع حتي کفر مي گويد. از شما خواهش مي کنم من را راهنمايي کنيد.

پاسخ – بحث ما درخصوص آرامش رواني و دين داري از فکرهاي مزاحم شروع شد. چطور فکرهاي مزاحم، خيال پردازي هاي غلط و پرداختن به گذشته ها را از ذهن خود بيرون کنيم. امروز مي خواهيم بحث وسواس و درمان آن را دنبال کنيم. بحث بيماري هاي روان تني يعني بيماري هايي که ريشه ي عصبي دارد ولي در جسم و فيزيک انسان اثر منفي مي گذارد. وسواس مي تواند يکي از آن بيماري هاي روان تني باشد. پيام هايي که مدام وارد ذهن فرد مي شود بدون اينکه بصورت ارادي تصميم بگيرد، او را به يک فکر و رفتار وادار مي کند که خود او مي داند غلط است. نکته ي ويژه همين است. ضمير خود آگاه او اعلام مي کند که اين کار غلط است، اما باز تکرار مي کند. اين برادر خوب گفته اند که همسر ايشان دو سال بعد از ازدواج مبتلا به وسواس شده است. نکته ي کليدي اول اين است : بيماري وسواس معمولاً يک ريشه ي ژنتيکي و خانوادگي دارد. يعني بايد ببينيم که در خانواده ي اين دختر خانم، آيا کسي است که مبتلا به وسواس فکري و عملي باشد. وسواس فکري يعني اينکه يک فکر مزاحم بصورت تکراري در ذهن فردي ايجاد شود. مثلاً کسي که در را قفلمي کند اما باز مي گردد و مي گويد مبادا در را قفل نکرده باشم. مسيري را که رفته باز مي گردد و دوباره چک مي کند و اين فکر مدام ذهن او را آزرده مي کند. يا فکر مي کند که پنجره را بسته يا خير ؟ شير گاز را بسته يا خير ؟ يا فکر مي کند که مبادا کليد برق جرقه بزند که در اين صورت حتماً آتش سوزي خواهد شد. از يک حادثه ي خيلي کوچک يک حادثه ي خيلي بزرگ را در ذهن خود طراحي مي کند. زمينه برخي خرافات نيز از وسواس هاي فکري شروع مي شود. وسواس بعضي از افراد عملي است. مثلاً کسي که وضو مي گيرد اما مي گويد نه وضوي من غلط است. پس دوباره بايد وضو بگيرم. يا فکر مي کند که وضوي او باطل شده است. اين فکر مزاحم مدام او را آزار مي دهد پس دوباره وضو مي گيرد. طوري که کاملاً به جسم خود آسيب مي رساند. يا فکر مي کند که همه چيز نجس است. از دستگيره ي در گرفته تا ناني که مي خرند. هر چيزي که به خانه مي آيد يا با آن ارتباط برقرار مي کند فکر مي کند که نجس است. زمينه ي اينکه فردي دچار بيماري وسواس شود، يک نوع ظرفيت عصبي ضعيف در خود فرد است. مثلاً گاهي اوقات ممکن است که مادر يا پدر مبتلا شود. معمولاً وسواس بين خانم ها رايج تر است. وسواس عملي بين خانم ها رواج بيشتري دارد. براي آن دلايل خاصي نيز شمرده شده است. اين خانم از اول ازدواج دچار وسواس نبوده است.ما نمي دانيم وضعيت خانوادگي اين دوستان چگونه است. گاهي اوقات در برخي از خانم ها بعد از اولين زايمان زمينه ي وسواس شروع مي شود. يعني بعد از يک فشار ويژه ي جسمي و رواني اگر مراقبت هاي فکري، روحي و غذايي از اين افراد نشود ظرفيت عصبي آنها به بدترين وضعيت خود تبديل مي شود. و نهايتاً فرد زمينه ي وسواس را خيلي جدي خواهد داشت. با توجه به اينکه دو سال فاصله بوده است بايد ببينيم که آن زماني که وسواس شروع شده چه علتي داشته است. چه ضعف جسمي، روحي و يا چه فشاري براين فرد وارد شده است. امکان دارد در اثر مرگ يک عزيزي يا حادثه اي که ظرفيت عصبي او را پايين آورده زمينه ي اين وسواس ايجاد شده است. بدبيني نيز همين گونه است. اگر از همه ي افرادي که داراي وسواس عملي هستند سوال کنيد که مگر وضوي شما غلط است مي گويد نه مي دانم درست است اما دل من نمي تواند قبول کند. خدا شيطان را لعنت کند، مدام من را مجبور مي کند و فکر مي کنم که مبادا وضوي من باطل شده باشد. مبادا غسل من غلط باشد ؟ با اينکه اين خانم دستورات شرعي را جدي داشته است اما آنقدر زجر کشيده و آنقدر شيطان به او مسلط شده و در حقيقت آنقدر انرژي هاي منفي دروني او انباشته شده و پيرامون او را پر کرده که حتي در خصوص واجبات نيز دچار مشکل شده است. يعني حتي کاهل نماز شده است. در حقيقت سيستم عصبي او تحمل اين همه فشار را ندارد. همه ي ما يک ظرفيتي از تحمل را نسبت به رفتار هاي مختلف داريم. من خاطرم است که دختر خانمي را داشتم که با مادر خود آمده بودند. ايشان مي گفت موقع اذان صبح که ما بيدار مي شويم، گاهي تا پنج دقيقه مانده به طلوع آفتاب مدام مشغول وضو گرفتن است و نمي تواند از کنار دستشويي کنار بيايد. گاهي تا اين حد وسواس شديد مي شود. وقتي که خيلي شديد است قطعاً نياز به دارو درماني وجود دارد. يعني نياز است که فرد داروهايي را دريافت کند تا آن بخش آسيب ديده ي عميق عصبي او شروع به ترميم کند. بعضي اوقات افرادي که براي مشاوره مي آيند به دلايل مختلف کار مشاوره ي آنها يا نيمه کاره باقي مي ماند يا خيلي موثر واقع نمي شود. يکي از آن دلايل اين است که بعضي از مواردي که خيلي حاد و شديد است حتماً بايد با دارو همراه باشد. بعضي موارد ديگر اين است که فرد نسبت به خود آگاه و ناخودآگاه توجه ويژه نمي شود. يک بخشي از رفتارهايي را که انجام مي دهد آگاهانه است.اما يک بخشي از آن فرماني است که آنقدر در درون خود جدي گرفته است که تبديل به عادت هاي ثانويه شده است. يعني حس مي کند که يک کار غلط است. وقتي که به اندازه ي عادي وضو مي گيرد، مثلاً وضوي او يک دقيقه و سي ثانيه طول مي کشد فکر مي کند که حتماً يک چيزي غلط بوده وگرنه وضوي من بايد حداقل پنج دقيقه طول مي کشيد. اين به عنوان يک مسئله ي جدي بايد حتماً مد نظر قرار بگيرد. ما نياز داريم که ضمير خود آگاه را از طريق تفکر و ضمير نا خود آگاه را از طريق مراقبت ها و ذکر و شيوه هاي عملي را با برنامه هاي کوتاه مدت اصلاح کنيم. يعني همه ي اينها بايد با هم باشد تا بتواند به فرد کمک کند. در مواردي که شيوه هاي معمولي است و فرد اين آمادگي را دارد. گفتيم وسواس عملي در بين افرادي که مقيد به دستورات ديني هستند گاهي اوقات رايج تر است. گفتيم يکي از زمينه هاي شروع وسواس زايمان است. زايمان به خاطر فشار جسمي که دارد و زمينه اي که به طور متداول پزشکان اعلام مي کنند که يک خانم وقتي که زايمان مي کند آماده است براي افسردگي. براي همين هم نبايد او را خيلي تنها گذاشت. افسردگي پس از زايمان خيلي مسئله ي عادي است مانند سرماخوردگي در زمستان است. نه اينکه همه ي افراد سرما مي خورند ولي سرما خوردن خيلي رايج است. موقعيت هاي ديگري هم وجود دارد که امکان دارد فرد دچار وسواس شود. بخاطر همين هم ما مي خواهيم اين مقاطع را پررنگ کنيم. تا دوستان خوب ما از خود و اطرافيان خود مراقبت کنند ودر اين بزنگاه ها و پيچ هاي زندگي مراقب باشند. در سن بلوغ دختران و پسران، اولين احتلام و اولين دوره ي عادت ماهيانه خيلي وقت ها شروع وسواس است. يعني فرد براي اينکه مي خواهد مطمئن شود که طهارت جسمي را بدست آورده است يعني زماني که مي خواهد غسل يا کارهاي ديگر را انجام دهد چون نسبت به پليدي و ناپاکي توجه داشته، آنقدر ذهن خود را نسبت به ناپاکي متوجه کرده که پاکي ديگر به نظر او جدي نمي آيد. بخاطر همين گاهي اوقات آغاز سن بلوغ، استارت وسواس افراد مي شود. يعني زمينه اي مي شود که فرد دچار وسواس شود. براي همين از پدرها و مادران خوب مي خواهم که حتماً نسبت به بهداشت رواني فرزندان خود در سن بلوغ دقت بکنند. آنقدر اين موضوع را بزرگ و عجيب و غريب مطرح نکنند که بچه ها دچار آسيب شوند. گاهي اوقات دچار کابوس مي شوند. ترس هاي پنهاني براي آنها رخ مي دهد و موقعيت بيولوژيک خود را نمي توانند خوب درک بکنند. اگر خاطر شما باشد کتاب هاي خوبي را در رابطه با بلوغ به دوستان معرفي کرديم که هم پدر و مادرها در اين زمينه اطلاعات داشته باشند و هم به فرزندان خود معرفي کنند.


سوال – شما گفتيد که چه بزنگاه ها و چه لحظه هاي بحراني وجود دارد که اين زمينه ي ارثي وسواس خود را نشان مي دهد و بروز پيدا مي کند. لطفا درخصوص راهکارها توضيح بفرماييد.

پاسخ – دو مورد ديگر هم مي تواند زمينه ي وسواس فکري و عملي را بوجود بياورد. يکي آغاز زندگي مشترک و رابطه اي که در اين زندگي مشترک مابين زن و شوهر رخ مي دهد گاهي اوقات بخاطر نوع نگاه و نوع تلقيناتي که در خانواده است مي تواند زمينه ي وسواس را براي فرد ايجاد کند. چون رابطه ي خصوصي مابين زن و شوهر را ناخودآگاه به عنوان يک رابطه ي پليد تعريف کرده اند. احياناً خواسته اند که فرد را از زشتي ها و بدي ها دور کنند اما آنقدر اين موضوع را جدي کرده اند که حتي آن چيزي را که خداوند به اذن خود موجب قرب به خود قرار داده است، آن را نيز پليد تلقي مي کنند. بخاطر همين بعد از زوجيت نيز امکان دارد بعضي از افراد دچار آسيب بشوند. افرادي که ظرفيت عصبي ضعيف تري را دارند يا اينکه آموزش هايي را که گرفته اند، آموزش هاي نادرستي بوده است. يا اگر خداي ناکرده کسي موجب تعدي واقع شود. اگر مورد تعدي جنسي قرار بگيرد قطعاً او هم زمينه ي خيلي جدي را براي وسواس فکري و عملي پيدا مي کند. اينها آن موقعيت هاي آسيب رسان و پاتولوژيک قضيه است. اما اجازه بدهيد از نگاه يک فرد وسواسي دنيا را ببينيم. خيلي از افراد دچار وسواس نيستند و نمي توانند بفهمند که فرد وسواسي چرا يک کار به اين سادگي را اينقدر براي خود سخت مي کند. چرا اينقدر همه را زجر مي دهد. گاهي اوقات آنقدر وسايل را مي شويد که پوست دست هاي او همه کنده مي شود. گاهي از دست او خون جاري مي شود اما براي او مهم نيست. مهم اين است که آنگونه که دل او مي خواهد همه چيز را تميز کند. بگذاريد نگاه يک وسواسي را ببينيم. يک فرد وسواسي يک جور پليدي و زشتي و ناپاکي را در اطراف خود جدي گرفته است. اين ناپاکي و پليدي مي تواند در چيزي باشد که در فرهنگ ديني ما و در همه ي فرهنگ هاي توحيدي به نوعي وجود دارد. ما بحث نجاسات را داريم. طهارت و نجاسات در بحث تربيت فرزندان جزء اولين چيزهايي است که ما بايد به آنها ياد بدهيم. مثلاً اگر دست او به جايي خورد که خون آمد بايد بچه بداند که خون نجس است. اين که اين خون نجس است به اين معنا نيست که ما داد بزنيم و بگوييم واي دست تو نجس شد به هيچ جايي دست نزن. دست خود را بالا بگير، مبادا جايي بچکد، تکان هم نخور تا من يک دستمال بياورم. اين رفتار ما کار را خيلي سخت مي کند. خود اين رفتار نشان دهنده ي اين است که اين مادر، يا اين مادر بزرگ يا پدر و پدر بزرگ يا اين بزرگتري که کنار اين بچه است، ظرفيت آسيب پذيري جدي را دارد. يعني اين فرد يا وسواسي است يا زمينه ي وسواس را دارد. چون بچه فرمان هاي تدوين زندگي را همراه با عاطفه از بزرگتر خود دريافت مي کند، باور مي کند. به نوعي مي توان گفت يک فرماني در ضمير ناخودآگاه او بوجود مي آيد که خون خيلي چيز پليدي است. من بايد مراقبت کنم که هيچ جا خوني وجود نداشته باشد. خون را خيلي جدي نه ببينم و نه حضور داشته باشد. اگر جايي خون وجود دارد آنقدر بشويم تا يقين پيدا کنم که ديگر هيچ خوني وجود ندارد. در اين صورت جهان بيني اين آدم و نگاه توحيدي او دچار مشکل شده است. نه اينکه بگويم افراد وسواسي موحد نيستند، بلکه خيلي هم آدم هاي مذهبي در بين اين افراد وجود دارد. ولي بايد يک مقدار نگاه خود را به عالم عوض کنند. يک مثال بزنم : اگر شما به عنوان يک خانم در جمع خانم ها باشيد يا در جمع افرادي باشيد که نسبت به دستورات ديني مقيد هستند، اگر از يک کوچه اي عبور کنيد و در حين عبور دستکش شما در آبي که در کوچه جمع شده بيفتد اکثر افرادي که درکنار شما هستند مي گويند که اين دستکش نجس شده است. در صورتيکه واقعاً نجس نشده، کثيف شده اما من نمي دانم شايد نجس شده باشد شايد هم نشده باشد. ولي عموماً افراد اينگونه مي گويند که همه چيز نجس است مگر اينکه من يقين کنم که پاک است. اما من از اين دوستان خوب مي خواهم که يک بار ديگر از پشت دوربين ملکوت عالم را نگاه کنند. اهل بيت يک اصل ديگري را به ما مي آموزند که در فقه به آن اصالت و طهارت مي گويند. همه چيز پاک و طاهر است مگر اينکه تو يقين کني که نجس است. يعني بايد يقين کنيد و علائم نجاست از جمله رنگ، بو و عين نجاست در آن مکان وجود داشته باشد تا بگوييد چيزي نجس است. بخاطر همين هم اهل بيت در بحث بهداشت رواني در آداب معاشرت به ما ياد مي دهند و مي گويند اگر وارد خانه ي کسي شديد و در آنجا وضو گرفتيد و يک مقدار پاي شما خيس شده. مي خواهيد پاي خود را روي فرش آن خانه بگذاريد، نمي دانيد که اين فرش پاک است يا نجس است. اگر يک بچه ي سه يا چهار ساله هم داشته باشند مي گوييد خوب معلوم است که نجس است. افرادي که زمينه ي وسواس دارند از خدا و پيغمبر هم بدون اينکه متوجه شوند جلو مي زنند. مي گويند وقتي انسان بچه ي سه ساله در خانه داشته باشد حتماً بالاخره يک جاهايي از اين فرش پاک نيست. خيلي هم اگر بخواهند لطف کنند مي پرسند که اگر من پاي خود را روي اين فرش بگذارم نجس نيست ؟ دين مي گويد سوال کردن ممنوع است شما چکار داريد. مگر اينکه صاحب خانه به شما بگويد که اينجا نجس است. اصل زندگي ما در فرهنگ پاکي، اين است که همه چيز پاک است. شايد لازم باشد به طور مکرر از همه ي منبرها، از همه ي رسانه هاي جمعي و از طريق همه ي کساني که فرهنگ ديني را در مجالس مختلف ياد مي دهند، اين فرهنگ صحيح اهل بيت ارائه شود. آنقدر زياد گفته شود که جان ها از اين حقيقت پر شود. همه چيز پاک است مگر اينکه يقين کنيد نجس است.

سوال – لطفاً درخصوص راهکارهاي دوازده گانه اي که قرار بود براي افرادي که دچار وسواس عملي هستند ارائه دهيد توضيح بفرماييد.


ما گفتيم که در بحث وسواس بايد روي سه بخش کار کنيم. بخش اول زمينه هاي اين وسواس چيست، بخش دوم افرادي که دچار وسواس هستند و بخش سوم اطرافيان آنها. اينکه ما بتوانيم روي اينها کار کنيم و خود فرد وسواسي بتواند در ضمير خود آگاه، نا خودآگاه و روي عمل خود به طور جدي مراقبت کند. در ضمير ناخودآگاه اين فرد فرماني که وجود دارد همان چيزي است که گفتم. يعني اگر از اين فرد بپرسيد که مگر تو همه چيز را نجس مي داني مي گويد نه ولي اين را مي دانم که وقتي که آدم ها دقت نمي کنند خوب معلوم است که نجس است. اين نوع نگاه را بايد در ضمير ناخودآگاه ذهن خود جستجو کند تا متوجه شود که چه خبر است. اما در قسمت ضمير خود آگاه او چه چيزي وجود دارد ؟ در ضمير خود آگاه اين مسئله است که من مي خواهم آدم پاکي باشم، چه از لحاظ فکري و چه از لحاظ عملي. چون مي خواهم آدم پاکي باشم پس بايد درست زندگي کنم حتي اگر همه اشتباه زندگي کنند. در فکر آدم وسواسي يک فکر خيلي خوب وجود دارد، دل او مي خواهد خوب باشد اما اين را کسي باور نمي کند. چون رفتار يک فرد وسواسي معمولاً براي خود و ديگران آزار دهنده است.A  اين فرد ديگران را دچار زحمت مي کند. هرچه قدر اين وسواس شديد تر باشد بيشتر دچار زحمت مي کند. طبيعي است که همه دچار آزردگي هستند و مي خواهند به گونه اي از او فرار کنند. کسي نمي تواند يک فرد وسواسي را خيلي راحت باور کند. بخدا 1- اين فرد وسواسي مي خواهد خوب باشد 2- خود نيز از کارهاي خود خسته شده است و 3- مي گويد مي دانم کار من غلط است يک مواقعي گريه مي کنم که من چرا اين کارها را انجام مي دهم. وقتي کسي به اين مرحله مي رسد و اين مقدار شديد مي شود حتماً نياز به دارو دارد. گاهي اوقات متأسفانه در فرهنگ عمومي جامعه ي ما اين است که اگر کسي داروهاي اعصاب را استفاده کند، انواع اتيکت ها و عنوان هاي غلط به او چسبانده مي شود. در صورتي که ما براحتي براي سردرد خود انواع قرص ها را مي خوريم. براي معده درد راحت قرص مي خوريم حتي به پزشک هم مراجعه نمي کنيم و متأسفانه خود درماني مي کنيم. اما اگر کسي دچار يک آسيب عصبي شده باشد، يعني پيام هاي غلطي را سلول هاي عصبي به مغز او برساند، براي اينکه بتواند اين را زير نظر يک پزشک متخصص مديريت کند بايد دارو مصرف کند مي گوييم نه اين کار غلط است. روي اين قسمت ضمير ناخودآگاه چه کاري بايد بکنيم. در بحث هاي مشاوره ما معمولاً از ضمير خود آگاه شروع مي کنيم. بخاطر همين هم معمولاً آدم هاي وسواسي مشاوره را نيمه کاره مي گذارند. يعني بعد از دو يا سه جلسه آمدن مي گويند من که کارهاي خود را ادامه مي دهم، پس اين هم فايده اي نداشت. از افراد وسواسي بپرسيد مي گويند جاهاي مختلف براي مشاوره رفته اند اما کمتر موفق شده اند. چون روي ضمير ناخودآگاه آنها کار نشده است. روي ضمير ناخودآگاه اگر ياد شما باشد گفتيم که مي خواهيم براساس ذکر عمل کنيم. ضميرخودآگاه را براساس فکر و ضمير ناخودآگاه را براساس ذکر که ياد خداوند است بتوانيم درمان کنيم. سراغ قرآن کريم که مي آييم مي بينيم سوره ي ناس به عنوان آخرين سوره اي که در قرآن کريم ثبت شده است، از وسوسه هاي غلط در فکر و ذهن افراد صحبت مي کند. يعني همان چيزي که اين دوستان خوب به آن گرفتار شده اند. همان دفعه ي اولي که در ذهن اين آدم آمده بود که مبادا دست من پاک نيست. در مواردي که شما مي دانيد که دست خود را آب کشيده ايد اگر بعداً شک کرديد که دست من پاک است يا نجس ديگر به آن توجه نکنيد. يعني بلافاصله در اولين مرحله بايد جلوي فکر غلط را بگيريد، وگرنه به وسواس تبديل مي شود. کسي که مي گويد مبادا زمان وضو گرفتن به من ترشح شده باشد بايد خود را آب بکشم، دفعه ي اول مي گويد اشکالي ندارد يک کمي هم خنک شدم. دفعه ي دوم، سوم و چهار درصورتيکه ادامه پيدا کند اگر يقين هم داشته باشد که ترشح نشده اما حس مي کند اگر اين کار را نکند يک چيزي کم است. بخاطر همين هم آدم وسواسي در حقيقت حرف شيطان را گوش مي دهد. مي خواهيم اينجا خيلي جدي از خود مراقبت کنيم. آن ذکري که خيلي مي تواند کمک کند به دوستاني که دچار وسواس هستند، توجه ويژه به سوره ي مبارکه ي ناس است. توصيه اي که به دوستان مي کنيم اين است که دست راست خود را روي قلب خود بگذارند و با توجه، به قول امام صادق (ع) مانند يک کودک نو زباني که مي خواهد به حرف زدن بيفتد و شما مي خواهيد به او حرف زدن ياد بدهيد قلب خود را جاي آن بچه ببينيد، کلام قرآن را به آن بباورانيد. چون قلب من درحال گرفتن پيام هاي قلب است و در احساس خود من کار غلطي را تکرار مي کنم. سوره ي ناس را با آرامش قرائت کنيد. هر موقع که اين فکر غلط به سراغ شما مي آيد دست راست خود را روي قلب خود بگذاريد، هم از طريق شنيدن و هم از طريق ميدان هاي انرژي نوراني که در رفتار و گفتار شما است، اين را وارد فکر و درون خود بکنيد. اما کساني که وسواس طولاني دارند مانند سوالي که در بالا خوانده شد، آن کسي که ساليان سال است به وسواس مبتلا است مانند کسي است که يک مدت طولاني يک بيماري را با خود داشته است. مثلاً کسي که پنج يا شش سال است پا درد دارد با يک بار يا دو بار مشکل او حل نمي شود. تا فردي که الان پاي او پيچ خورده و درد مي کند، پاي اين فرد خيلي راحت تر خوب مي شود. پيشنهاد ما اين است که دوستان خوبي که دچار وسواس فکري يا عملي هستند، در يک فرصتي يک فضاي خلوتي را براي خود ايجاد کنند. البته فضاي خلوت شخصي نه اينکه در اتاقي بروند و در را قفل کنند. چون اين کار خود مي تواند زمينه هاي وسواس را زياد کند. مثلاً به يک مسجد يا يک امام زاده بروند يک گوشه دنجي را انتخاب کنند و سوره ي ناس را حداقل هزار مرتبه بخوانند. اين عدد هزار را الان من مي خواهم با ادبيات عاميانه توضيح بدهم نه با ادبيات علمي و عرفاني. معمولاً وقتي که شما مي خواهيد به کسي بگوييد که من بارها به تو گفته ام که اين کار را انجام بده مي گوييد هزار دفعه به تو گفته ام. عدد هزار اصطلاحاً در ادبيات عدد کثرت است. يعني اينکه من بايد آنقدر به اين قلبي که مدام پيام هاي غلط را گرفته و من عمل کرده ام و با عملکرد خود ميخ اين پيام را در قلب خود محکم کرده بودم. پيام هايي از اين قبيل که اين وضو که باطل است، اين غسلي که من کرده ام غلط است، اين ظرفي را که آب کشيدم که پاک نشد، دست من که خون آمده پاک نشده است. وقتي من به اين پيام هاي غلط عمل کرده ام وسواس در من قوي تر شده است. من بايد هزار بار به قلب خود بگويم که خدايا به تو پناه مي برم، به پرودگاري که پروردگار آدميان است. کسي که فرمانروا و مالک همه ي مردم است. معبود همه ي مردم است. يعني من خودم را در پناهگاه قرار مي دهم. اصطلاحاً سوره ي ناس و سوره ي فلق پناهگاه هايي هستند که نسبت به آنها تأکيد ويژه شده است. که خوشبختانه بين فرهنگ متدينين نيز عموماً رايج است. البته خواندن آن رايج نيست بلکه نصب کردن آن بالاي سردرخانه و جلوي آينه ي ماشين رايج است. قرآن به معناي خواندني است يعني زياد آن را بخوانيد و زياد بدانيد و تدبر کنيد.


سوال – سوره ي انعام آيات 124-119 را توضيح بفرماييد.


پاسخ – قرآن در اين آيه ي شريفه مي فرمايد الهُ اَعلمُ حَيث يَجعلُ الرِسالةَ. خدا مي داند که رسالت خود را در کجا قرار دهد. اينکه پيامبر عزيز اسلام به عنوان موعود و خاتم انبياء براي همه ي اديان هستند. کسي که دين را بايد کامل کند زيبايي هايي دارد که با آن زيبايي ها عالم را فتح مي کند. پيامبر ما اگر عالم را فتح کرده باشد با خُلق محمدي خود فتح کرده است. همينجا يک کتاب را به دوستان معرفي کنم : کتاب سياحت جمال، سير در سيره ي نبوي از حجت الاسلام حاج آقاي علي اکبري که خيلي زيبا بصورت نکته اي زيبايي هاي سيره ي پيامبر اسلام را معرفي مي کند. A  همه ي مسلمانان بايد از اين سيره خوب بدانند و بتوانند خوب به آن عمل کنند. حتي آن افرادي که مسلمان نيستند يک بار ببينند شايد قلب آنها با اين حقيقت آشنايي پيدا کند.


سوال – لطفاً بحث وسواس را جمع بندي بفرماييد.

پاسخ – امروز گفتيم وقتي پيام هاي غلط به ذهن ما مي آيد براي اينکه يک رفتار غلط را تکرار کنيم، خصوصاً در بحث طهارت و نجاست يا در بحث امنيت و سلامتي که زمينه ي وسواس عملي يا وسواس فکري است، بايد بتوانيم هم از ضمير ناخودآگاه و هم از ضمير خود آگاه خود بيرون کنيم. و هم در عمل به آن رفتار ايست بدهيم و در مقابل آن بايستيم. بهترين نقطه ي شروع، ضميرناخودآگاه ما براي اينکه بتوانيم از طريق ذکر الهي که قرآن است، از طريق نور قرآن بتوانيم قلب خود را پاک کنيم. توضيحي که خدمت دوستان داديم اين بود که به سوره ي مبارکه ي ناس توسل پيدا کنند. دست راست خود را روي قلب بگذارند و با آرامش اين آيات شريف را به قلب خود القاء بکنند. تا قلب نيز شروع به گفتن آن بکند. اصطلاحاً از ذکر زباني به ذکر قلبي برسيم. پيشنهادي که به دوستان داديم اين بود که کساني که مدت طولاني دچار وسواس هستند، بهترين حالت اين است که در يک فرصت خلوت، حداقل هزار بار اين سوره ي مبارکه را با قلب خود تمرين کنند. تا اين کثرت کمک کند به اينکه قلب آنها پاک شود. اما اين وسواس را هم روي عدد هزار نداشته باشند.