برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: پاسخ به پرسشهاي بينندگان در زمينه احکام
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسيني قمي
تاريخ پخش: 19-05-96
بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين
دلي سبز و تناور داشت گلدان *** نگاه خيره بر در داشت گلدان
دو رکعت ندبه خواند و منتظر شد *** نباريدي ترک برداشت گلدان
شريعتي:«اللهم عجل لوليک الفرج» سلام ميکنم به همه شما دوستان خوبم. بينندهها و شنوندههاي نازنينمان، انشاءالله هرجا که هستيد دل و جانتان آباد باشد. حاج آقاي حسيني سلام عليکم و رحمة الله. خيلي خوش آمديد.
حاج آقا حسيني: سلام عليکم و رحمة الله، عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه بينندگان و شنوندگان راديو قرآن دارم. عزيزاني که از شبکههاي مختلف برنامه را ميبينند، به همه عرض سلام دارم.
شريعتي: ميدانيم که مثل هميشه پيامها را مطالعه کرديد و دست پر آمدهايد. بحث احکام را دوستان پيگير هستند، ببينيم به کجا خواهيم رسيد.
حاج آقاي حسيني: يک سؤالي را در بسياري از جلسات پرسيدند، اين جلسه به طور کامل پاسخ بدهيم. سؤال کردند: اينکه پدر و مادر از دنيا ميروند، نماز قضاي پدر و مادر در چه صورتي بر فرزند بزرگ واجب است؟ به اميد اينکه بچهها براي ما نماز بخوانند نباشيم. اين يک اميد خطايي هست. اگر ميتوانيم خودمان نماز قضا بخوانيم و چه فرصتي بهتر از زمان حيات خودمان، امام علي (ع) در نهجالبلاغه ميفرمايد: «کن وصي نفسک» اين جمله را تابلو کنيد. خودت وصي خودت باش! در مال و ثروت خودت، هرچه دوست داري بعداً برايت انجام بدهند، خودت بعداً انجام بده. فرزنداني که به وصيت پدر و مادر عمل نميکنند، گوش نميکنند، اصلاً برايشان مهم نيست. عدهاي هم وصيت يادشان ميرود و اصلاً وصيت نميکنند. انشاءالله کسي نباشد که وصيت نامه نداشته باشد. کسي نباشد که به فکر نماز و روزههاي قضاي خودش نباشد. چقدر کفاره بر گردنت هست؟ پرداخت کن. نماز قضا به گردنت است. خودت بخوان. روزه قضا به گردنت است، بخوان.
در نماز قضا گفتيم، چند بار پرسيدند که نمازهاي واجب را نشسته ميخوانيم. با سختي و زحمت ميخوانيم. نمازهاي قضا را چه کنيم؟ نمازهاي قضا را هم نشسته بخوانيد. طبق استفتاء از حضرت آيت الله العظمي تبريزي که سؤال کردند: من نماز واجب خودم را به زحمت ايستاده ميخوانم. قضاهايم را چه کنم؟ فرمود: تو که نميتواني نمازهاي قضايت را نشسته بخوان. بنابراين به اميد کسي نباشيم. خمس و زکات به گردنمان هست، حق الناس و حق الله برگردنمان هست، به اميد کسي نباشيم. اصلاً چشم انتظار نباشيم. چون خيليها ميگويند: بچهها وظيفهشان است. نمازهاي قضا را بخوانند. روزههاي قضا را بگيرند، محدودهي اين چطور است؟ عدهاي از فقها مثل امام(ره)، مثل مرحوم آيت الله العظمي خويي(ره)، اينها ميفرمايند: اگر پدر نماز و روزهي خود را به جا نياورد. يک پدري از دنيا رفت، بارها گفتيم: آدم زنده وکيل وصي نميخواهد. کسي که زنده هست نميشود برايش نماز خواند. نميشود برايش روزه گرفت. کسي ميگويد: من نميتوانم روزه بگيرم. صد سال هم بگذرد نميتوانم. باز هم ميگوييم: تا زماني که شما زنده هستي نميتوانند برايت روزه قضا انجام بدهند. به کسي پول بدهيم و مصالحه کنيم، طبق شرايط مصالحه که آسان است و پيچيده نيست، بگوييم: اين مبلغ نزد شما باشد. هروقت از دنيا رفتم شما نماز و روزه مرا به جا بياور. با کسي که مطمئن است مصالحه کنيد که بعد از مرگ براي شما نماز بخواند. فقط در بحث حج هست که ميتوانيد نيابت گرفت و مسألهاش پيچيده است.
حالا کسي از دنيا رفت، کار پسنديده اين است که انسان وصيت کنيد. اگر وصيت کند، من وصيت کنم بعد از مرگم برايم نماز قضا بخوانند. روزه قضا بگيرند، وقتي وصيت کردم وظيفه وارث است. اگر وصيت نکنيم از کسي انتظار نداشته باشم. طبق فتواي مشهور فقها اگر من وصيت نکردم، وارث وظيفه ندارد حتي اگر خبر داشته باشد. قبل از اينکه به فرزند بزرگ برسيم، اگر کسي اولاد ندارد. اگر من وصيت کردم آنها وظيفه دارند براي من نماز و روزه قضا انجام بدهند. اگر وصيت نکرده باشم، مشهور فقها گفتند، وظيفه ندارد.
سؤال کردند اگر پدر نماز و روزه خود را به جا نياورده باشد، چه از روي نافرماني، يا يک مسأله پيش آمده کوتاهي کرده است. يکوقت از روي نافرماني نماز نخوانده است. امام(ره)، آيت الله العظمي خويي و عدهاي از مراجع فرمودند: ولو از روي نافرماني بوده است، گفته: چه کار به نماز داريم؟ فرمودند: چه از روي نافرماني بوده يا نبوده باشد، در هر دو صورت واجب است بر پسر بزرگتر که يکي از اين دو کار را بکند. يا قضا کند، يا اجير بگيرد. بعضي از مراجع اينطور نگفتند. اگر عذري داشته و نخوانده، عذري داشته و نمازش قضا شده است. نه اينکه از روي نافرماني بوده که اگر از روي نافرماني باشد وظيفه فرزند بزرگتر نيست. بنابراين اينکه ما فکر کنيم تمام مراجع تقليد به اتفاق ميگويند: در هر صورت قضاي نماز پدر به گردن فرزند هست، چه نافرماني بوده و چه غير نافرماني بوده، در اين صورت نيست. بله بعضي از مراجع مثل امام اينطور ميفرمايند. ولي بعضي از مراجع ميفرمايند: اين براي جايي است که عذري داشته باشد.
در مورد نماز مادر، عدهاي از مراجع مثل امام، مثل مرحوم آيت الله العظمي خويي، مرحوم آيت الله العظمي تبريزي، آيت الله العظمي سيستاني، آيت الله العظمي زنجاني ميفرمايند: قضاي نماز مادر واجب نيست. اين فقط در مورد پدر هست. ولي بعضي از آقايان فرمودند: واجب هست به احتياط و بعضي هم به فتوا. گفتيم: يکي از علماي بزرگ وقتي ارثي به ايشان رسيد، تمام ارث خودش را، گفت: من نميخواهم خودم مصرف کنم. مرحوم ملا عباس تربتي(ره) تمام ارثي که به او رسيده بود را گفت: ميخواهم خرج پدرم کنم. رد مظالم برايش پدر، زکات پدرش، خمس پدرش. يک کسي تمام ارث پدرش را، ارث سنگين، همه را براي پدرش بدهد. ما اين مسأله را بارها گفتيم و باز هم ميگوييم: همين صدقات روزانهاي که شما ميپردازيد، همينها را به نيت رد مظالم بدهيد. شما يا رد مظالم بدهکار هستيد يا نيستيد. اگر بودي که رد مظالم حساب ميشود. اگر نه که صدقه حساب ميشود. همين صدقات روزانه که شما هر روز ميدهيد. البته يکوقت گفتيم: اگر شما طلبکار را ميشناسيد بايد به او بدهي. وارث را ميشناسي بايد به وارث او بدهي. اما اگر نه طلبکار و نه وارث او را ميشناسي، همين صدقات روزانه را به نيت رد مظالم بدهيد. اينجا اين مرد بزرگ مرحوم آخوند ملا عباس تربتي (ره) تمام ارث پدر را براي رد مظالم و خمس و زکات پدرش داد.
مسألهي دومي که باز زياد سؤال کردند و تذکرش لازم است و گاهي مورد غفلت قرار ميگيرد. کسي ميرود غسل ميکند. غسل جنابت که بعد از اين غسل ديگر وضو لازم نيست. بعد از غسل جنابت وضو لازم نيست. اين مسلم است. حالا کسي غسل ميکرد، در بين غسل کردن يک چيزهايي هست که وضو را باطل ميکند. اگر مثلاً سر و گردن را شست، هنوز غسل تمام نشده، وسط غسل چيزهايي که وضو را باطل ميکند، مثلاً حمام رفته وسط غسل کردن، پيرمردي است احتياج به دستشويي پيدا کرد. اين دستشويي را انجام داد، بايد بقيه غسل را انجام بدهد يا دوباره از اول غسل را شروع کند؟ مرحوم امام، آيت الله العظمي گلپايگاني، آيت الله العظمي اراکي، آيت الله العظمي سيستاني، آيت الله العظمي زنجاني ميفرمايند: اگر وسط غسل کردن برايش مسأله پيش آمد، غسلش را تمام کند. ولي براي نمازش وضو بگيرد. ولي بعضي از مراجع ميگويند: بايد از اول غسل کند. مرحوم آيت الله العظمي خويي، مرحوم آيت الله العظمي تبريزي، عدهاي از مراجع ميفرمايند: غسل را بايد از اول شروع کند.
مسأله بعدي که باز خيلي سؤال کردند. در بين خانمها زياد اين مسأله پيش ميآيد. من سالها در ماه رمضان، ايامي که عذر شرعي داشتم روزه نگرفتم. بين نماز و روزه فرق است. خانمها در ايامي که عذر شرعي دارند، نمازهايشان ديگر بعداً قضا ندارد. ولي روزهها قضا دارد. همه خانمها ميگويند: ما چند سال همينطور جمع شده، بعضي ميگويند: صد تا، دويست تا روزههاي قضا دارند. کوتاهي کردم بين دو تا ماه رمضان بايد قضا ميکردم، نکردم. بحث کفاره تأخيرش را قبلاً گفتيم. اگر اين ماه رمضان گذشت، اين خانم عذر شرعي داشت، روزه نگرفت. اگر قضاي روزه را به جا آورد که هيچ، اگر به جا نياورد، يک کفاره به خاطر تأخير ميآيد. ولي اصل قضا سر جايش است. سؤال کردند: سالها جمع شده است، الآن نميدانم چقدر بدهکار هستم؟ تعداد روزههاي قضاي اين ساليان گذشته را نميدانم. خانمها خودشان حساب کنند. اگر مشخص است در هر ماهي چند عذر شرعي دارند، مثلاً شش روز عذر شرعي دارد. خوب بيست سال، بيست تا پنج تا ميشود صد تا. خيلي ساده محاسبه ميشود. آنهايي که مشخص است تعداد روزهايي که عذر شرعي دارند و کارشان منظم است، مشکلي ندارد. اما آنهايي که منظم نيست. تعدادشان قابل محاسبه نيست. اينجا فرمودند: اينها به همان حداقل اکتفا کنند. اگر يقين دارند 150 تا است، همان را قضا کنند. به شرط اينکه اينطور نباشد که يکوقت يادش بوده و حالا فراموش کرده است. مثلاً جايي يادداشت نکرده است. کوتاهي کرده است.
مسأله ديگري که باز زياد سؤال کردند، گفتند: آيا در دوراني که خانم از شوهرش طلاق ميگيرد. طلاق رجعي که غالب طلاقها همينطور است. مرد ميتواند رجوع کند و برگردد. اما در طلاق دائم اينطور نيست. سؤال کردند: در اين طلاق رجعي نفقه خانم در اين ايام عده با چه کسي هست؟ بحث نفقه نيست. اين سؤال نکته دارد. نفقه با چه کسي است؟ اصلاً تمام احکام شرعي که قبلاً برقرار بوده است همچنان برقرار است، يعني چه؟ يعني نفقه هنوز به عهده اين مرد است. 1- تمام ايام عده نفقه اين خانم به عهده شوهر است. 2- فرمودند: کسي که طلاق رجعي داد، حق ندارد همسر خودش را حتي از خانه خودش بيرون کند. مسکن او هنوز با همين آقا هست. نفقهاش با اين آقاست. سؤال: اگر آقايي همسرش را به طلاق رجعي طلاق داد. دو هفته بعد هنوز دوران عده تمام نشده، اين خانم از دنيا رفت. يا آقا از دنيا رفت. از هم ارث ميبرند يا نه؟ ارث ميبرند. 1- هنوز ارث ميبرند. 2- نفقه به عهده مرد هست. 3- حق ندارد از خانه بيرونش کند. حتي فقها فرمودند: حق ندارد خانهاش را عوض کند. مثلاً در خانه سيصد متري زندگي ميکرده، مثلاً در يک خانه شصت متري برود. حق ندارد مسکن او را تغيير بدهد. لذا به راحتي ميتواند رجوع کند. به محض اينکه اين آقا برگشت، همين که آقا پشيمان شد، تمام است. نه شاهدي نياز هست و نه دفتر ازدواج نياز هست. پس تمام احکام همسري برقرار است. از جمله نفقه، لباس، مسکن، پوشاک، ارث، همه چيز برقرار است. در سوره مبارکه طلاق، خداي متعال فرمود: «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَ» (طلاق/1) شما که همسرت را طلاق دادي، از خانه او را بيرون نکنيد. «وَ لا يَخْرُجْنَ» آنها هم خانه را ترک نکنند. پس طلاق چه شد؟ طلاق وقتي عده تمام شد، اگر در اين مدت رجوع نکردند، عده که تمام شد طلاق اثر خودش را ميکند. اگر دوباره خواستند رجوع کنند نياز به عقد مجدد است.
مسأله بعدي اين است که يکوقتي گفتيم: بعضي از ما، متأسفانه در جامعه ما، جاي عدهي طلاق با عدهي وفات را جا به جا کردند. در طلاق گفتيم: آقاي محترم خانم را از خانه بيرون نکني. لباس و پوشاک وخرج و خوراکش با تو هست. اگر خانم طلاق گرفت، طلاق رجعي روايت داريم مستحب است خودش را زيور کند، آرايش کند، دلبري کند، انشاءالله اين مرد پشيمان شود. چون خانم گاهي حواسش به اين چيزها نبوده است. صيغه طلاق جاري شده، طلاق انجام شده، وقتي عده تمام شد، طلاق قطعي ميشود. خانم در طول دوران عده نبايد از خانه بيرون برود. متأسفانه رعايت نميکنند. آنوقت در عده وفات که بايد در خانه بنشيند، مردي که از دنيا رفت چهار ماه و ده روز خانم بايد عده وفات بگيرد. عده وفات از روزي است که خبر مرگ شوهرش برسد. ممکن است مردي بيست سال پيش از دنيا رفته باشد اما تازه خبر مرگش به همسر رسيده باشد. از همين امروز خانم بايد چهار ماه و ده روز را عده وفات نگه دارد. سؤال: محدوده عده وفات چيست؟ فرمودند: در عده وفات خانم بايد لباسهايي که زينتي و زيوري هست را نبايد بپوشد. يا سرمه نکشد، آرايش نکند. در عده وفات، عده طلاق بايد اين عده تمام شود. اين خانم اگر بخواهد دوباره ازدواج کند بايد اين عده تمام شود. عده وفات بايد تمام شود. اگر اين خانم هنوز عدهاش تمام نشده باشد، با او ازدواج کنند و عقد بخوانند، يک پيچيدگيهايي ايجاد ميشود. در عده وفات هم خانم بايد احترام نگه دارد، زينت و آرايش نکند. نه اينکه بهداشت را رعايت نکند يا مويش را کوتاه نکند. نه! زينت و زيور نکند. يا بعضي ميگويند: اصلاً از خانه بيرون نرود. بيرون رفتن از خانه اشکال ندارد. حتماً ميتواند از خانه بيرون برود. دنبال کارهايش برود. حتي حج واجب برود. يک خانمي شوهرش از دنيا رفته است. الآن فصل حج است. خانم عده وفات نگه داشته است. اين خانم به حج نرود؟ چرا بايد برود. يا صله ارحام برود. ديدن پدر و مادرش برود اشکال ندارد. عده وفات چهار ماه و ده روز است، عده طلاق در زمان قرار نميگيرد.
من چند مسأله از مستحبات را بگويم که متأسفانه مورد غفلت است. يکي از مستحباتي که در مسجد ما بايد رعايت کنيم، مساجد ما احکام اسلامي استحبابي را رعايت نميکنند. نماز تهيت براي مسجد، امروز شما يک مسجدي بروي. چند نفر از مردم وقتي به مسجد ميآيند نماز تهيت ميخوانند؟ اگر موقع نماز است و سر نماز ميرويد که هيچ، اما اگر موقع نماز نيست، دو رکعت نماز تهيت بخوانيد. من يادم هست مرحوم آيت الله العظمي تبريزي، مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني، خيلي از مراجع مقيد بودند. درسشان در مسجد بود. به محض اينکه وارد مسجد ميشدند، اول دو رکعت نماز تهيت ميخواندند و بعد منبر ميرفتند. هر مسجدي وارد شديد دو رکعت نماز دارد. اگر اذان ميگويند، حکايت اذان مستحب است. شما هم اذان را تکرار کن. موقع اذان همه در مسجد با هم حرف ميزنند. امام جماعت تا به رکوع نرفته همهمه و سر و صداي زن و مرد بلند است. تنها زماني که مساجد ما آرام است از رکوع رکعت اول است. در مسجد النبي چهارصد هزار نفر در آن واحد جمعيت نماز ميخوانند. هيچ سر و صدايي نيست! اگر سر و صدايي از يک گوشه آمد حتماً يک عده از هموطنان ما هستند. ما مقصر هستيم، از همه عالم در مسجد النبي ميآيند. از کشور ما هم عوام مردم رفتند. چرا عوام آنها اين مسأله را ميدانند و عوام ما نميدانند؟ آنها احکام گفتند و ما از اولي که شروع کرديم وارد بحث منبر شديم و مسأله نگفتيم. و الا اگر ميگفتيم: حکايت اذان در مسجد مستحب است. نماز تهيت مستحب است. صحبت کردن خوب نيست. اعلام کنيد چيزي گمشده است خوب نيست. فرياد بزنيد، خوب نيست.
شريعتي: اگر ما براي نماز و مغرب و عشاء به مسجد رفتيم. اگر به قصد غير از نماز رفتيم، دو رکعت نماز تهيت دارد. يا هنوز وقت نماز نيست.
حاج آقاي حسيني: در مورد اذان و اقامه امام(ره) در تحريرالوسيله ميفرمايند: بعضي قائل به وجوبش بودند. بودند فقهايي که اذان و اقامه را واجب ميدانستند. اگر نماز جماعت رفتيم که اذان و اقامه هست. اگر مستحب بود، نماز فرادي بود، از اذان و اقامه غفلت نکنيم. يکوقتي کسي خدمت امام سجاد(ع) آمد، گفت: ما چيزي از شما شنيديم. حضرت فرمود: چه شنيديد؟ گفت: شنيديم شما فرموديد نماز مقداري قبول است که آدم حضور قلب داشته باشد. حضرت فرمود: بله من گفتم. گفت: پس ما ديگر نماز نخوانيم. اگر حضور قلب شرط قبولي نماز است، ديگر نخوانيم. خدا مرحوم آيت الله سيد نعمت الله جزايري را رحمت کند. پسر ايشان نقل ميکند. کسي رفت مسجد کوفه نماز بخواند. گفت: دو رکعت نماز با حضور قلب بخوانم. الله اکبر! نگاهش افتاد مسجد به اين عظمت مناره ندارد. گفت: اي بابا! چرا اينجا مناره ندارد؟ در فکر طراحي منارههاي مسجد کوفه رفت. سلام نماز را داد منارههاي مسجد ساخته شد. به امام سجاد گفت: اگر ملاک حضور قلب است پس ما نماز نخوانيم. آقايي ميگفت: نماز که ميخوانم يک قلم و کاغذ کنار سجاده ميگذارم. چيزهايي که يادم ميآيد را فوري بعد از نماز مينويسم. به امام سجاد فرمود: نماز نخوانيم. حضرت فرمود: نه! با نافله خدا جبراني گذاشته است. اگر حضور قلب نداريم ميتوانيم با نافله جبران کنيم.
الآن در بعضي مساجد، امام جماعت نافله را ميخواند. حالا مردم چه کار ميکنند؟ آقا نافله ميخواند، شما هم نافله بخوانيد. امام سجاد(ع) فرمود: با نافله آن حضور قلبي که بايد داشته باشيم و نداريم جبران ميشود. يکوقتي در حرم حضرت معصومه منبر بودم. حضرت آيت الله العظمي شبيري زنجاني قريب به نود سال سن دارد. گفتم: ايشان تمام نافلههايشان را ميخوانند. صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء را ميخوانند براي اينکه شما نگوييد: حال نداريم. گفتيم: مرحوم آيت الله محمد تقي شوشتري (ره) اواخر عمر زير بغلشان را ميگرفتند و ايستاده نافله ميخواندند.
نکته ديگر که باز مهم است. ما وقتي نماز تمام شد، تعقيبات ميخوانيم. فرمودند: اين تعقيبات بايد متصل به نماز باشد. يعني حالت نمازگزار حفظ شود. الآن ما سلام نماز را ميدهيم به بغل دستيها تقبل الله ميگوييم. بعضي به پشت سريها هم تقبل الله ميگويند. تعقيبات نماز که اينقدر ثواب دارد و اينقدر روايت داريم، فرمودند: هيأت نمازگزار است. به همان حالتي که سلام داديم، تسبيحات حضرت زهرا(س) و ديگر تعقيباتي که ميخواهيم بخوانيم، از همه بهتر تسبيحات حضرت زهرا(س) است که امام باقر(ع) فرمودند: از هزار رکعت نماز مستحبي ثوابش بيشتر است.
الآن در مساجد امتحان کنيد. ساعت بگيريد. بعد از نماز ظهر و عصر يا بعد از نماز مغرب و عشاء، ساعت بگيريد سه دقيقه مسجد خالي ميشود. روايت داريم کسي که زود بلند ميشود و تعقيبات نميخواند، خداوند به فرشتگان خطاب ميکند اين بنده من تصور ميکند حوائجش دست ديگران است. اگر ميدانست حوائجش دست من است به اين عجله نميرفت. باز در روايت از امام صادق (ع) است. بازاريها گوش کنند. امام صادق(ع) فرمود: اينکه آدم بنشيند و تعقيبات بخواند، «التعقيبُ بَعْدَ صَلاةِ الفجرِ ابْلَغُ فىِ طَلَب الرِزّقِ من الضَربِ في البِلاد» تعقيبات خيلي بهتر روزي ميرساند تا اينکه شما دنبال کسب و کار باشيد.
شريعتي: امروز صفحهي 42 قرآن کريم در برنامه سمت خدا تلاوت خواهد شد.
«تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ «253» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُون «254» اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيم «255»لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ «256»
ترجمه: آن پيامبران، ما بعضى از آنان را بر بعضى برترى داديم. از آنان كسى بود كه خداوند با اوسخن گفته ودرجات بعضى از آنان را بالا برد، وبه عيسىبنمريم نشانههاى روشن (و معجزات) داديم و او را با روحالقدس (جبرئيل) تأييد نموديم، و اگر خدا مىخواست، كسانى كه بعد از آنان (پيامبران) بودند، پس از آنكه نشانههاى روشن براى آنها آمد، با هم جنگ و ستيز نمىكردند. (امّا خداوند مردم را در پيمودن راه سعادت آزاد گذارده است،) ولى با هم اختلاف كردند پس برخى از آنان ايمان آورده و بعضى كافر شدند. (و باز) اگر خدا مىخواست (مؤمنان و كافران) با هم پيكار نمىكردند، ولى خداوند آنچه را اراده كند انجام مىدهد. (و اراده حكيمانهى او بر آزاد گذاردن مردم است.) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از آنچه به شما روزى دادهايم انفاق كنيد، پيش از آنكه روزى فرا رسد كه نه خريد و فروشى در آن است و نه دوستى و نه شفاعتى، و (بدانيد كه) كافران همان ستمگران هستند. (كه هم به خود ستم مىكنند وهم به ديگران.) اللّه، كه جز او معبودى نيست، زنده و برپادارنده است. نه خوابى سبك او را فرا گيرد و نه خوابى سنگين. آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، از آنِ اوست. كيست آنكه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند. گذشته و آينده آنان را مىداند. و به چيزى از علم او احاطه پيدا نمىكنند مگر به مقدارى كه او بخواهد. كرسى (علم و قدرت) او آسمانها و زمين را در برگرفته و نگهدارى آن دو بر او سنگين نيست و او والا و بزرگ است. در (پذيرش) دين، اكراهى نيست. همانا راه رشد از گمراهى روشن شده است، پس هر كه به طاغوت كافر شود و به خداوند ايمان آورد، قطعاً به دستگيره محكمى دست يافته، كه گسستنى براى آن نيست. وخداوند شنواى دانا است.
شريعتي: اشاره قرآني امروز را بفرماييد و بعد حسن ختام فرمايشات حاج آقاي حسيني را بشنويم.
حاج آقاي حسيني: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ» در قرآن کريم بيش از هشتاد مرتبه «يا ايها الذين آمنوا» داريم. يک بحثي تحت عنوان «خطابات قرآني» در برنامه سمت خدا مطرح شده است. «يا ايها الذين آمنوا» خدا از ما چه ميخواهد؟ يکي اين است «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ» انفاق کنيد. از چه چيزي انفاق کنيد؟ ثروت براي ماست. آبرو براي ماست. امضاء براي ماست. شخصيت براي ماست. اينکه ما داديم از مال خودمان در راه خدا انفاق کنيد. اين خيلي آسان ميکند. خدا مرحوم آيت الله غروي اصفهاني را رحمت کند. استاد شخصيتهايي مثل آيت الله بهجت، آيت الله ميلاني، مرحوم آيت الله العظمي خويي، يکوقتي ايشان سر درس ميرود، تکرار درس روز قبل را ميگويد. روز دوم تکرار ميگويد. روز سوم تکرار ميگويد. مرحوم آيت الله شيخ علي محمد نجفي بروجردي به استاد ميگويد: سه روز است که شما تکرار ميکنيد و احترام شما را داشتيم. ايشان فرمود: ميدانم تکرار کردم. خدا خواست مرا امتحان کند. سه روز است وقتي اينجا مينشيم هيچ چيز به ذهن من نميآيد جز همين بحث تکراري. خدا خواست به من بفهماند حافظهات براي من است. از تو بگيريم، هيچي نداري. اگر من باور کنم، خدا به من مال داده و ميخواهد از من بگيرد. زمين و زمان و قدرت و جواني و نشاط و همه براي من بوده است. «وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُم» (نحل/78) از شکم مادر بيرون آمدي هيچي بلد نبودي. اينکه ما داديم را در راه ما خرج کن. يکوقت آبرو هست و انفاق هم فقط پول نيست. يکوقت کسي از آبرويش ميتواند خرج کند، يک کسي از ثروتش خرج ميکند. «مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُون» يک روزي که ديگر نه رفاقت به درد ميخورد، نه داد و ستدي امکان پذير است. هيچ چيز جز آنچه از اينجا فرستاده باشي. «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ» را در ذهنمان تابلو کنيم که خدا آنچه به تو داده است، ميخواهد يک مقدارش را از تو پس بگيرد.
شريعتي: دستور نماز تهيت را هم بگوييد.
حاج آقاي حسيني: نماز تهيت مثل نماز صبح است. دو رکعت است. بارها گفتيم در نمازهاي مستحبي اگر سوره خاصي نداشته باشد، همان حمد را بخوانيد کافي است. البته تهيت همه مساجد نماز است، جز يکجا که تهيت آن دو چيز ميتواند باشد. مسجد الحرام هم تهيت ميشود نماز باشد و هم طواف باشد. کسي وارد مسجد الحرام شد سراغ طواف يا سراغ نماز برود. انشاءالله عزيزان مقيد باشند و به جا آورند. وقتي در مسجد رفتي ديگر آرامش داشته باش، ديگر کارهايت را ترک کن. امام حسن مجتبي فرمود: مستحب است در مسجد بگوييد: «يا محسن قد أتاک المسيء» ذکر يا محسن را بگويد و وارد مسجد شود و از همه عالم جدا شود.
مستحب است در آداب مسجد رفتن، انسان براي ورود به مسجد سبقت بگيرد. در بيرون آمدن از مسجد عجله نکند. الآن بعضي وقتي به مسجد ميروند دو نمازشان را با يک نماز امام جماعت ميخوانند. انشاءالله رعايت کنند. فرمودند: مستحب است با لباس خوب به مسجد برويد. حتي در زيارتها با لباس فاخر برويد. شما ديدن امام ميرويد. بايد با زيباترين لباس برويد البته براي خانمها نه! خانمها بايد با لباس معمولي بروند. فرمودند: لباسهاي عالي را به لباسهاي معمولي مبدل کنند.
مسأله آخر اين است که نماز واجب را نميشود قطع کرد. يکوقت در خانه کسي رفتم، گفت: نماز ميخواندم. شما آمدي نماز را قطع کردم! گفتم: به چه دليل؟ گفت: نماز واجب را به نماز مستحبي نيت کردم و نماز مستحبي را شکستم و آمدم در را باز کردم. چنين مسألهاي نداريم. شکستن نماز واجب جز در مسائل خاص جايز نيست.
شريعتي: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» (اعراف/31) انشاءالله مساجد ما آباد شود. محل آرامش باشد و انشاءالله مساجد ما پر از نوجوانها و جوانها باشند. دعا بفرماييد.
حاج آقاي حسيني: قبل از دعا يک مسأله بگويم. گفتيم: اگر کسي مشغول غسل کردن است. وسط غسل کردن چيزي که وضو را باطل ميکند برايش پيش آمد. گفتيم: به فتواي امام(ره) و عدهاي از مراجع اين غسل را تمام ميکند و براي نمازش وضو ميگيرد. ولي عدهاي از مراجع مثل مرحوم آيت الله العظمي خويي ميفرمايد: نه، غسل را بايد از نو شروع کند. حالا اين غسلي که از نو شروع کرد نياز به وضو دارد يا نه؟ آقايان فرمودند: وضويش مستحب است. بعضي از مراجع وضو را احتياط واجب ميدانند. خدا را به حق محمد و آل محمد قسم ميدهيم که حوائج همه ملتمسين دعا را برآورده بفرمايد. مريضها لباس عافيت بپوشاند. زيارت خانه خودت، عتبات عاليات، مشهد الرضا با معرفت نصيب همه ما بفرما. امر ازدواج جوانهاي ما را مقرر بفرما.
شريعتي: «والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمدٍ و آله الطاهرين»