اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

94-10-15-حجت الاسلام والمسلمين حسيني قمي - معرفي پيغمبر (ص) در نهج البلاغه

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: معرفي پيغمبر در نهج البلاغه
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسيني قمي
تاريخ پخش: 15-10-94

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين

شريعتي: سلام عرض مي‌کنم خدمت شما بينندگان محترم و حاج آقاي حسيني خيلي خوش آمديد. سلام عليکم و رحمة الله خيلي خوش آمديد.
حاج آقا حسيني: سلام عليکم و رحمة الله عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه‌ي بينندگان محترم دارم. تشکر مي‌کنم هفته‌ي گذشته از مدير محترم شبکه با اين که روز تعطيل بود سمت خدا برقرار بود هميشه از اين کارهاي خوب بکنند روز عيد بود برنامه خيلي مورد استقبال قرار گرفت از همه‌ي عزيزان تشکر مي‌کنم.
روزهاي سه شنبه مهمان سفره‌ي پر برکت نهج البلاغه هستيم در هفته‌هاي گذشته رسيديم به اين جا که در اين روزها و شب‌ها منور به نور نبي اکرم است پيغمبر را از زبان حضرت علي بشناسيم همان طور که شما فرموديد عنوان بحث ما پيغمبر شناسي در نهج البلاغه است در نهج البلاغه فراوان حضرت علي اين شاگرد برجسته‌ي مکتب پيغمبر فراوان از پيغمبر سخن گفته در خطبه‌ها در کلمات حکمت آميز در نامه‌ها فراوان است من فقط اشاره مي‌کنم خيلي سريع آن طوري که من نگاه کردم و جمع آوري کردم حدود 230 مورد اين چند واژه در نهج البلاغه است واژه‌ي نبي که در مورد پيغمبر است واژه‌ي رسول که رسول الله رسوله ارسله با مشتقات واژه‌ي بعثت بعثه ابتعثه و خود کلمه‌ي نوراني محمد صلي الله عليه بيش از 230 بار در نهج البلاغه آمده بنابراين يک بخش عمده‌اي از نهج البلاغه معرفي سيماي نوراني پيغمبر خدا است ما خيلي سريع وارد مي‌شويم از اول شروع مي‌کنيم در اولين خطبه‌ي نهج البلاغه خطبه‌ي طولاني هم است حضرت مي‌فرمايد أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و آله لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ کَرِيماً مِيلَادُهُ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ عبارت طولاني است من يک قسمت‌هايي اش را نمي‌خوانم پيغمبر را خداوند به رسالت مبعوث کرد در حالي که علامت‌هاي پيغمبر مشهور بود سِما جمع سمه است يعني روزي که پيغمبر آمد اين طور نبود که بگويند چه کسي بود چه کسي گفت يک مرتبه از کجا آمد نه علائمش مشهور بود مي‌دانستند « الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ» (اعراف/ 157) صريح قرآن است اسم پيغمبر در تورات و انجيل آمده بود چيزي نبود بگويند اين کجا بود حالا آمد ما خبر نداشتيم يک خبري مي‌داديد علائمش مشهور بود و منتظر بودند باز در سوره‌ي مبارکه‌ي بقره است « الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ» (بقره/ 146) خيلي تعبير عجيبي است پيامبر را مي‌شناختند همان طور که بچه هايشان را مي‌شناختند مي‌شود کسي پسر خودش را نشناسد؟ البته قرآن بلافاصله مي‌فرمايد با اين که مي‌دانستند حق را کتمان مي‌کردند خدا رحمت کند يک عبارتي ديدم مرحوم علامه شيخ محمد تقي تستري شوشتري که کتاب‌هاي فراواني دارد از جمله شرح نهج البلاغه يکي از بهترين شرح‌هاي نهج البلاغه است مرد بسيار فوق العاده‌اي بود در مقامات علمي و عرفاني ايشان بعد از وفاتشان الآن قبرشان زيارتگاه است خيلي تلاش‌هاي علمي و معنوي داشت من از خود مردم شوشتر شنيدم مردم علاقه‌ي عجيبي داشتند به ايشان ايشان اواخر عمرشان ديگر نمي‌توانستند ايستاده نافله بخوانند تقاضا مي‌کردند کمکشان مي‌کردند دو نفر زير بغلشان را مي‌گرفتد ايستاده نافله بخوانند کتاب‌هاي فراواني دارد از جمله يکي از بهترين شرح‌هاي نهج البلاغه به اين جا که رسيده نکته‌ي لطيفي گفته مي‌گويد قرآن مي‌گويد « يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ» اسم پيغمبر ما در تورات و انجيل بوده حضرت علي هم مي‌فرمايد علائمش مشهور بوده ايشان مي‌فرمايد اگر اسم پيغمبر در تورات و انجيل نبود اگر پيغمبر ادعا نمي‌کرد نام من آن جا است لَو لَم يَکُن مَکتُوبًا اين‌ها مي‌رفتند تورات را مي‌آوردند مي‌گفتند نشان بدهيد کجاست اسم شما در تورات و انجيل؟ ما نشنيديم در تاريخ ثبت نشده يک نفر با اين آيه مخالفتي کرده باشد بگويد نه بي خود مي‌گويد اسمش نيست نکته‌اي که ايشان خيلي دقت داشتند اين است که با وجود آن همه منافقيني که زمان پيغمبر بود منافقين زياد بودند دنبال بهانه بودند يک نقطه ضعفي از پيغمبر بگيرند اگر پيغمبر ادعا مي‌کرد نام من است اگر نبود مي‌رفتند يهودي‌ها مسيحي‌ها را تحريک مي‌کردند منافقين هميشه کارشکني مي‌کردند کسي که مي‌رود مسجد ضرار بسازد نمي‌آيد در برابر يک ادعاي پيغمبر که مي‌گويد اسم من در کتاب‌ها است نمي‌رود مسيحي‌ها را تحريک بکند؟ مسلما بوده ما در تاريخ نشنيديم که منافقين که دنبال کارشکني بوده بگويند اسم شما نبوده يا خود مسيحيان نگفتند بنابراين حضرت علي مي‌گويد خداوند پيغمبر را به رسالت برگزيد در حالي که علائمش مشهور بود. کَرِيماً مِيلَادُهُ ولادتش با کرامت بوده يکي اين که پدر مادر آبا و اجداد بزرگواري داشتند يک معنا هم گفتند يعني حوادثي که هم زمان با ولادت پيغمبر پيش آمد که عزيزان زياد شنيدند وقتي پيغمبر متولد شدند درياچه‌ي ساوه که مورد عبادت عده‌اي بود خشک شد بعضي از کاخ‌هاي پادشاهان فرو ريخت خود اين‌ها حوادثي بوده که همراه با ولادت پيغمبر بوده حضرت علي گزارشي مي‌دهند از حوادث زمان پيغمبر وَ أَهْلُ الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ مردم زمين ملت‌هاي متفرقه‌اي بودند يک عده يهودي يک عده نصراني يک عده مجوسي بودند يک عده بت پرست ستاره خورشيد پرست بودند پيغمبر در اين فضا به دنيا آمد يک دسته خدا را قبول نداشتند يک عده براي خدا شبيه قرار داده بودند حضرت به اين فضا اشاره مي‌کند. خدا رحمت کند مرحوم دکتر آيتي اين روحاني بسيار جليل القدر کتابي دارد در تاريخ اسلام مي‌گويد معجزه‌ي پيغمبر فقط اين نبود که درخت به اعجاز پيغمبر سخن مي‌گفت بالاترين معجزه‌ي پيغمبر اين بود که در اين فضا توانست انسان‌هايي را بسازد آن وقت اشاره مي‌کند به اين داستان که در همه‌ي مصادر قديمي آمده شخصي بوده به نام عمر بن جموح بت پرست بود جوان‌هايي که اسلام آورده بودند براي اين که اين را بيدار بکنند نقشه‌اي ريختند صبح که مي‌رفت سر کار بتش را مي‌انداختند زباله دان بيچاره بعد از ظهر برمي‌گشت بتش را از زباله دان پيدا مي‌کرد شستشو مي‌داد عذرخواهي مي‌کرد خسته شد از اين که هر روز اين کار ادامه داشت يک وقتي صبح مي‌خواست برود سر کار شمشير خودش را انداخت گردن اين بت گفت من امروز که مي‌روم سر کار تو خودت از خودت دفاع بکن باز بعد از ظهر آمد ديد بت نيست گفت نه تو که از خودت نتواني دفاع بکني حتما نمي‌تواني از ما دفاع بکني آمد مسلمان شد معجزه‌ي پيغمبر اين است معجزه‌ي اسلام اين است که سنگريزه سخن گفتن در دست پيغمبر معجزه است شق القمر هم معجزه است ولي بالاتر از شق القمر اين است که همين آدم رسيد به جايي که در جنگ احد پايش معلول بود موظب نبود « لَّيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ (نور/ 61) وظيفه اش جهاد نبود التماس کرد بيايد ميدان جبهه با يکي از پسرانش هم خودش به شهادت رسيد هم پسرش به شهادت رسيد اين داستان است که وقتي همسرش جنازه‌ي اين شهيد بزرگوار را برمي‌گرداند به طرف مدينه روي شتري که جنازه‌ها را گذاشته بود چهار جنازه گذاشته بود جنازه‌ي شوهرش پسرش برادر خودش يعني پيغمبر از اين آدم‌هايي که حاضر نبودند از بت پرستي دست بردارند مجاهدي ساخته که وظيفه اش نبوده برود ميدان جنگ جنازه اش به مدينه نرسيد اين مرکب نمي‌آمد به طرف مدينه از پيغمبر سوال کردند فرمود چيزي نگفت عمر موقع رفتن؟ گفتند چرا دعا کرد خدايا من را برنگردان حضرت فرمود دعايش مستجاب شده حتي جنازه اش نمي‌خواهد برگردد ببريد در همان قبرستان شهداي احد به خاک بسپاريد بسيار سخت است عزيزاني که به شهادت مي‌رسند يک عده جنازه هايشان برمي‌گردد يک عده نه جاويدالاثر مي‌شوند شايد آن شهدا چنين دعايي کردند که نمي‌خواهيم حتي جنازه مان برگردد در عمليات مقدماتي والفجر در سال 61 بود جوان خرمشهري بود نشسته بودند جمع رزمندگان که اگر شهيد شديم جنازه مان برگردد يا برنگردد يک جوان خرمشهري گفت من از خدا خواستم چيزي از من برنگردد گفتند چرا گفت آدم هديه‌اي که به خدا مي‌دهد هيچ چيز نبايد پس بگيرد يکي از بزرگواران مي‌فرمود من جلسه‌ي جاويدالاثري سخنراني کردم ديدم خيلي اين خانواده نگران و مضطرب هستند ما عرض ادب و تواضع مي‌کنيم نسبت به همه‌ي خانواده‌هاي شهدا ايثارگران مخصوصا جاويدالاثرها که برايشان خيلي سخت است ايشان مي‌فرمايد ديدم اين خانواده خيلي نگران اند اولين بار مجلس گرفته بودند مطمئن بودند برنمي‌گردد کنار در مي‌خواستم بروم سخنراني به اين خانواده گفتم نگران نباشيد من مي‌دانم جنازه‌ي عزيز شما کجاست خيلي خوشحال شدند گفتند کجا گفتم بالاي منبر مي‌روم همه بشنوند منبر که رفتم اين آيه را خواندم که در مورد اوليا خدا شهدا صالحين « فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ» (قمر/ 55) آن جا هستند اين جا نيستند پيش ما نيستند پيغمبر توانسته از اين انسان‌ها انسان‌هايي بسازد که حتي وقتي مي‌رود ميدان نبرد دعا مي‌کند خدايا جنازه ام هم برنگردد اين معجزه‌ي پيغمبر است پس مردم ملل متفرقه بودند يهود نجاسا مجوس بت پرست و انواع بت پرستي‌ها بود که زمان جاهليت وجود داشت در تاريخ آمده علامه شوشتري هم در کتابشان نقل کردند که بعضي از مشرکين وقتي مي‌رفتند مکه اين‌ها مي‌گفتند لبيك اللهم لبيك. لا شريك لك. الاشريكا هو لك. تملكه و ما ملك مي‌گوييم لبيک اللهم لبيک لبيک لا شريک لک آن‌ها اضافه مي‌کردند الاشريكا هو لك. تملكه و ما ملك تو مالک او هستي هر چه او مالک است پيغمبر مي‌فرمودند بت نپرستيد به پيغمبر مي‌گفتند چه کار کنيم حضرت مي‌فرمودند خدا پرست شوي مي‌گفتند يعني ما بياييم 360 بت را بگذاريم کنار يک خدا را بپرستيم؟ 360 خدا ما داريم در اين فضا سلمان‌ها در آمده و اين شخصيت‌ها اين معجزه است سنگريزه سخن گفتن هم معجزه است به درخت حضرت مي‌گويد بيا و برو اين هم معجزه است از اين بالاتر آدم سازي است که معجزه‌ي اصلي پيغمبر است فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ خداوند اين‌ها را هدايت کرد بعد پيغمبر به لقاء الله رفت از دنيا رفت مي‌رسد به اين جا که واقعا انسان غصه مي‌خورد خيلي ما دور هستيم از سفره‌ي نهج البلاغه فرض کنيد ما خيلي عجله بکنيم يک صفحه نهج البلاغه را بخوانيم 480 حکمت 79 نامه 240 خطبه را چه کسي مي‌خواهد بخواند؟ حضرت فرمود پيغمبر که از دنيا رفت إِذْ لَمْ يَتْرُكُوهُمْ هَمَلًا بِغَيْرِ طَرِيقٍ وَاضِحٍ وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ پيغمبر مردم را رها نکرد اين‌ها را مهمل نگذاشت کسي 23 سال زحمت بکشد با اين گرفتاري‌ها بعد مردم را رها بکند برود يک علم نگذارد براي مردم؟ همين طوري بگذارد برود؟ اين همه سختي اين همه گرفتاري کشيد اين طوري نبود يک وقت اگر يادتان باشد عرض کرديم که پيغمبر خدا بعضي از مستحبات جزئيات مستحبات و مکروهات را هم بيان کرده مثلا اين حديثي که گاهي مي‌خوانم جوانان خيلي مي‌پسندند پيغمبر خدا 1400 سال پيش فرمود اِستَاکُوا عَرضًا وَ لَا تَستَاکُوا طُولًا (دعوات راوندي،ص161) مسواک بزنيد به عرض دندان‌ها طولي مسواک نزنيد 1400 سال پيش پيغمبر ما مدل مسواک را بيان کرده الآن تبليغات بهداشت دهان و دندان چقدر سفارش مي‌کنند مسواک را عرض بزنيد که جرمي لاي دندان‌ها نماند 1400 سال پيغمبر نه فقط مسئله‌ي کلي بهداشت را نه نظافت دهان و دندان را نه مدل مسواک زدن را هم بيان کرده يک وقت کلي مي‌گويد وَ النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ (مستدرک الوسائل، ج 16، ص316) يک وقت مي‌گويد مسواک بزنيد نه باز جزئي گفته مدل مسواکتان عرضي باشد طولي نباشد آيا مي‌شود پيغمبري به تعبير حضرت علي همه چيز را حتي مدل مسواک را بگويد ولي مدل اداره‌ي حکومت بعد از خودش را مسکوت بگذارد و چيزي نگويد؟ اگر عقل آدم مي‌پذيرد بسم الله من مي‌گويم پيغمبر مدل مسواک را گفت ولي مدل حکومت بعد از خودش را نگفت يادش رفت حضرت علي مي‌فرمايند وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ يک علمي کسي نشانه‌اي که بعد از شما چه کار بکنيم؟ با چه باشيم؟ جمله‌ي دوم در خطبه‌ي دوم نهج البلاغه است پيغمبر در اين جا خيلي زيبا توصيف شده حضرت علي خيلي زيبا بيان کردند اشاره‌اي مي‌کنند که باز فضايي که پيغمبر در آن فضا رسالتشان را آغاز کردند فِي خَيْرِ دَارٍ وَ شَرِّ جِيرَانٍ پيغمبر در فضايي به رسالت مبعوث شدند که بهترين خانه بود بهترين شهر بود « لَا أُقْسِمُ بِهَـذَا الْبَلَدِ ، وَأَنتَ حِلٌّ بِهَـذَا الْبَلَدِ» (بلد/ 2-1) پيغمبر خيلي مکه را دوست داشت پيغمبر خدا شبي که هجرت کردند از مکه به طرف مدينه شبانه هجرت کردند آمدند در يک نقطه‌ي بلندي که تمام شهر مکه را مي‌ديدند با حسرت نگاهي کردند به شهر مکه خطاب به شهر مکه فرمودند وَاللّه إنَّکَ لَخَيرُ أَرضِ اللّه ِ وَ أَحَبّها إلَي اللّه ِ وَ لَو لا أَنِّي أَخْرَجْتُ مِنْکَ ما خَرَجتُ (معجم البلدان، ج5، ص183) تو محبوب ترين زمين خدا پيش مني اگر بيرونم نکرده بودند هرگز از مکه بيرون نمي‌رفتم اين قدر که حضرت مکه را دوست داشتند ولي آدم‌هاي بدي بر اين شهر مسلط بودند حکومت مي‌کردند همسايه‌هاي بدي داشت امروز هم مي‌بينيد همسايه‌هاي بدي دارد نَوْمُهُمْ سُهُودٌ وَ كُحْلُهُمْ دُمُوعٌ بِأَرْضٍ عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُكْرَمٌ اين طور نبود که در زمان جاهليت قبل از بعثت پيغمبر يک وقت جنگي درگيري باشد نه تاريخ را ببينند جنگ يک شغل بود يک اشتغال بود يک سرگرمي بود کار عادي روزمره شان بود حوصله شان سر مي‌رفت مي‌رفتند مي‌جنگيدند کسي آمد خدمت پيغمبر از معارف دين به او بيان کرد دين اين طوري است مکارم اخلاق دارد خيلي خوشش آمد گفت خيلي دين خوبي است چطوري بايد مسلمان شويم گفتند شهادتين را بگو گفت نه يک سوال را مي‌پرسم بعد تصميم نهايي را مي‌گيرم شما که رسول خدا هستيد کار ما جنگ است درگيري است حمله مي‌کنيم به آن قبيله آن حمله مي‌کند به ما و مشغول هستي آيا در بهشت هم جنگ است؟ مثلا حمله بکنيم از طبقه‌ي اول بهشت برويم بجنگيم آن‌ها بيايند حمله بکنند پيغمبر تعجب کرد فرمود نه بهشت جاي درگيري نيست عين عبارتش اين است گفت لَاخَير جنة لا حرب فيها بهشتي که در آن جنگ نباشد خيري نيست فکر کرديم بهشت هم مي‌شود قشون کشي کرد جنگ يک نوع اشتغال بود حضرت علي مي‌فرمايد خواب نداشتند همه اش درگير جنگ‌ها بودند سرمه‌ي چشمشان اشک چشمشان بود عَالِمُهَا مُلْجَمٌ وَ جَاهِلُهَا مُكْرَمٌ جاهل‌ها مورد احترام بودند اما دهان عالم‌ها را بسته بودند ابوالجهل‌ها را ابوالحکم مي‌گفتند اما عالمان واقعي بايد دهانشان بسته باشد تا مي‌رسد به اين جا در ادامه زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ الآن در کشاورزي مي‌بينيد مي‌گويند سه مرحله است کشت و داشت و برداشت حضرت علي مي‌فرمايند اين‌ها سه مرحله را انجام دادند بعد از رحلت پيغمبر ناپاکي‌ها را کاشتند با آب غرور سيرابش کردند نابودي براي خودشان برداشت کردند خيلي زيباست من غصه مي‌خورم به عجله مي‌گويم مي‌بينم نمي‌رسيم از نوراني ترين کلمات نهج البلاغه‌ي حضرت علي است لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ فرمود پيغمبر که از دنيا رفت کشت و داشت و برداشتشان اين بود ناپاکي کاشتند احدي به اهل بيت قياس نيست هيچ کسي را نمي‌شود قياس کرد نياييد کساني که بر سر خان نعمت اهل بيت نشستند آن‌ها را با اهل بيت مقايسه بکنيد چطوري مي‌خواهيد مقايسه بکنيد؟ شرح نهج البلاغه‌ي ابن ابي الحديد است خيلي زيباست او از دانشمندان اهل سنت است حدود هفتصد سال پيش زندگي مي‌کرده اين کتابش چاپ لبنان است در تمام کشورها کتابش چاپ شده شايد ده‌ها بار خيلي شرح مهمي است وقتي مي‌رسد به اين کلام حضرت علي مي‌گويد حضرت علي چه مي‌خواهد بگويد؟ کساني که بر سر خان اهل بيت نشستند را با اهل بيت قياس نکنيد چه کساني بر سر خان اهل بيت نشستند چه کساني وام دار او هستند؟ مي‌گويد همه وامدار او هستند در دو چيز يکي در جهاد مي‌گويد آن موقعي که شما اسلام نياورده بوديد حضرت علي در جنگ بود فَاِن مَن اَنصف علم انه لو لا سيف علي لاستلم المشرکون اگر کسي انصاف داشته باشد مي‌داند که اگر جهاد حضرت علي در جنگ‌ها نبود مشرکين چيزي از اسلام باقي نمي‌گذاشتند در جنگ بدر احد احزاب بعد مي‌گويد دليل دومش اين است والثانيه علومه التي لولاها اگر علم و دانش حضرت علي نبود ديگران مانده بودند حضرت مي‌فرمايد نياييد کساني که وامدار جهاد و علم ما هستند اين‌ها را با مقايسه بکنيد با ما هيچ کسي با آل محمد قابل قياس نيست هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يُلْحَقُ التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ اساس دين هستند در اين آل محمد وصيت پيغمبر بود ارث جانشيني پيغمبر در اين‌ها بود براي اميرمومنان براي اهل بيت بود وصيت پيغمبر براي اين‌ها بود کلامي از ابن ابي الحديد ديدم در شرح نهج البلاغه وقتي به اين جا مي‌رسد جلد اول صفحه‌ي 140 ذيل همين خطبه است که علي انه عليه السلام افضل البشر بعد رسول الله و احق بالخلافة من جميع المسلمين اعتراف ابن ابي الحديد است کتابش خيلي مهم است ده‌ها صد‌ها بار ترجمه تلخيص چاپ شده بعد مي‌گويد اگر شما مي‌گويي افضل است پس چه شد؟ لکنه ترک حقه لما عمله من المصلحة حضرت علي خودش از حقش صرف نظر کرد چون مصلحت نبود حضرت علي به خلافت نرسد اين را جاي ديگر مي‌رسد حالا چه مصلحتي که حضرت علي به خلافت نرسد و سکوت بکند؟
شريعتي: خيلي ممنون مشرف مي‌شويم محضر قرآن کريم صفحه‌ي 85 آيات 38 تا 44 سوره‌ي نساء را تلاوت مي‌کنيم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا ?38? وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّـهُ وَكَانَ اللَّـهُ بِهِمْ عَلِيمًا ?39? إِنَّ اللَّـهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا ?40? فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلَاءِ شَهِيدًا ?41? يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّـهَ حَدِيثًا ?42? يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ?43? أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّوا السَّبِيلَ ?44?
ترجمه:
و آنان که اموالشان را از روي ريا و خودنمايي به مردم انفاق مي‌کنند، و به خدا و روز قيامت ايمان ندارند [شيطان همدم آنان است]. و هر کس شيطانْ همدم او باشد بي ترديد بد همدمي است. (??) و بر آنان چه زياني بود اگر به خدا و روز قيامت ايمان مي‌آوردند، و از آنچه خدا به آنان داده انفاق مي‌کردند؟ و خدا همواره به آنان داناست. (??) يقيناً خدا به اندازه وزن ذرّه‌اي [به اَحدي] ستم نمي‌کند، و اگر [هم وزن آن ذرّه] کار نيکي باشد، آن را دو چندان مي‌کند، و از نزد خود پاداشي بزرگ مي‌دهد. (??) پس چگونه است [حال مردم] هنگامي که از هر امتي گواهي [که پيامبر آنان است بر اعمالشان] بياوريم، و تو را بر آنان گواه آوريم؟! (??) در آن روز کساني که کفر ورزيده اند و از رسول نافرماني کرده اند، آرزو مي‌کنند که‌اي کاش با زمين يکسان مي‌شدند. و از خدا هيچ سخني را [که در دنيا درباره قرآن و پيامبر به باطل و ناروا مي‌گفتند] نمي‌توانند بپوشانند. (??)‌اي اهل ايمان! در حالي که مستيد به نماز نزديک نشويد تا زماني که [مستيِ شما برطرف شود و از روي هوشياري] بدانيد [که در حال نماز] چه مي‌گوييد. و در حال جنابت هم به نماز نزديک نشويد تا غسل کنيد مگر در حال سفر [که آب نيابيد، پس با تيمّم نماز بخوانيد]. و اگر بيماريد، يا در سفريد، يا يکي از شما از قضاي حاجت [دستشويي] آمده، يا با زنان آميزش کرده ايد و آبي [براي وضو يا غسل] نيافتيد، به خاکي پاک، تيمم کنيد و بخشي از صورت و دست هايتان را [با آن] مسح نماييد؛ يقيناً خدا همواره گذشت کننده و بسيار آمرزنده است. (??) آيا به کساني که بهره‌اي اندک از علم کتابِ [تورات و انجيل] به آنان داده شده ننگريستي [که با پنهان داشتن حقايق کتاب و تحريف آياتش] گمراهي را مي‌خرند، و [از روي حسادت و دشمني] مي‌خواهند شما هم از راه مستقيم گمراه شويد؟! (??)
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شريعتي: اشاره‌ي قرآني را بفرماييد
حاج آقا حسيني: آيه‌ي 41 در مورد شهادت پيغمبر و گواه بودن پيغمبر است يکي از گواهان روز قيامت پيغمبر است « وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلَاءِ شَهِيدًا» يکي از مقام‌هاي پيغمبر هم همين است در ادامه‌ي بحث رسيديم مي‌خوانيم يکي از مقام‌هاي پيغمبر اين است که بر امت خودش هم در زمان حيات هم بعد از رحلت شاهد و گواه است ما يقين داشته باشيم هم قرآن هم نهج البلاغه هم همه‌ي مصادر حديثي ما مي‌گويد يکي از گواهان حتمي ما نبي اکرم است
شريعتي: خيلي ممنون در خدمت شما هستيم
حاج آقا حسيني: اگر اجازه بفرماييد قبل از اين که ادامه بدهم دو تا از کتاب‌هاي آقاي دکتر رفيعي چاپ شده هر چه به خودشان مي‌گوييم معرفي بکنيد ايشان ملاحظه مي‌کنند
شريعتي: اين کتاب سلسله مباحث برنامه‌ي سمت خداست با عنوان رزق معنوي معارف قرآني روايي کتاب بسيار خوبي است در مورد آداب دعا و استجابت دعا آسيب‌هاي دعا بحث توسل حق الناس حقوق فرزندان بحث شده کتاب ديگر کليدهاي زندگي است اين هم در آيينه‌ي آيات و روايات است سلسله مباحث برنامه‌ي سمت خدا در جلسات قبل که آقاي دکتر رفيعي در خدمتشان بوديم کتاب خوب و رواني است يک بخشي اش در مورد رزق و روزي و عوامل برکت است يک بخش هم پرسش و پاسخ و علل و عوامل رضايت از زندگي است براي دريافت اين کتاب‌ها مي‌توانيد به سامانه‌ي پيامکي ما پيامک ارسال بکنيد دوستان به شما خواهند گفت چطور مي‌توانيد تهيه بکنيد
حاج آقا حسيني: آقاي دکتر رفيعي جمعه شب‌ها در قم درس‌هايي از نهج البلاغه دارند دو سالي است بسيار مفيد است از شبکه‌ي 3 هم بعضا پخش مي‌شود آن جا هم يکي از مستمعين هستيم دوستان آن جلسه را مخصوصا کساني که در قم هستند فرصت را از دست ندهند. از پيغمبر در نهج البلاغه‌ي حضرت علي عرض مي‌کرديم در حکمت 83 داريم که مرحوم سيد رضي مي‌فرمايد حضرت علي يک استفاده‌ي خيلي لطيفي از يک آيه‌ي قرآن بردند آيه‌ي 33 سوره‌ي مبارکه‌ي انفال است « وَمَا كَانَ اللَّـهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّـهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» تا وقتي از خدا طلب آمرزش بکنند توبه بکنند خدا امت را عذاب نمي‌کند انَ فِي الاْرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللهِ سُبْحَانَهُ، وَقَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا، فَدُونَكُمُ الاْخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ: أَمَّا الاْمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللهُ صلى الله عليه وآله . وَأَمَّا الاْمَانُ الْبَاقِي فَالاْسْتِغْفَارْ قال اللهُ تعالي «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» در روي زمين دو وسيله‌ي امان از عذاب الهي بود يکي از بين رفت پيغمبر از دنيا رفت دومي است برويد سراغ دومي آن که از دست رفت رسول الله بود که رحلت کرد آن اماني که باقي مانده استغفار است برويد سراغ استغفار حضرت به اين آيه استناد مي‌کنند « وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» نکته‌ي جالبي که من ذيل اين کلام حضرت عرض مي‌کنم اين است که پس استغفار براي ما مانده براي اين که در امان باشيم ولي همين استغفار را هم جالب است بهترين راهش باز قرآن مي‌فرمايد « أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّـهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ» (آل عمران/ 135) گناه کار اگر مي‌خواهد توبه بکند بيايد محضر پيغمبر خودشان مي‌گويند توبه بکنند طلب آمرزش بکنند پيغمبر براي آن‌ها برايشان طلب آمرزش بکنند آن وقت خدا را تواب مي‌يابند يعني حتي بعد از رحلت پيغمبر باز ما متوسل شويم به خود پيغمبر او را وسيله قرار بدهيم ما پيغمبر را زنده مي‌دانيم يا نه؟ يکي از حرف‌هاي بسيار نازيبايي که وهابيون مي‌زنند اين است که پيغمبر از دنيا رفت براي چه سلام و زيارت چقدر در سر اين زائران مي‌زنند کسي بگويد السلام عليک يا رسول الله توسل دارد قرآن مي‌گويد « وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» (مائده/ 35) قرآن مي‌گويد بيايند خدمت پيغمبر مي‌گويند اين زمان حياتش است پيغمبر تمام شد خيلي نکته‌ي لطيف و مهمي است ما سوالمان اين است آيا انسان با مرگش حيات برزخي دارد يا ندارد؟ همه دارند قرآن در مورد شهدا تصريح کرده « وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (آل عمران/ 169) شهيد مرده نيست زنده است بعضي از بينندگان مي‌گويند شهيد فقط زنده است؟ نه همه حيات برزخي دارند شمر هم حيات برزخي دارد يزيد فرعون هم حيات برزخي دارد پس چه فرقي شد؟ فرقش اين است در مورد شهدا مي‌گويد « عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» اما شمر و يزيد و معاويه و فرعون حيات برزخي دارند ولي قرآن مي‌گويد « النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا» (غافر/ 46) صبح و شام آتش بر اين‌ها عرضه مي‌شود اين آيه مال عذاب برزخي است نه قيامت چون بعدش مي‌گويد تا بماند تا قيامت اين صريح قرآن است جوانان در اين بحث‌ها خيلي ساده سوال بکنيد هر کسي گفت شما حق نداريد توسل به پيغمبر داشته باشيد بپرسيد انسان بعد از مرگ حيات برزخي دارد يا نه اصلا کاري به پيغمبر نداريم همه دارند شهيد روزي مي‌خورد نزد خدا اما براي يزيد و معاويه و فرعون صبح و شام آتش عرضه مي‌شود يکي از مباحثي که حاج آقاي عالي در بحث برزخ داشتند حيات برزخي مال همه است ادامه‌ي آيه مال قيامت است پس معلوم مي‌شود اين مال حيات برزخي شان است اگر همه حيات برزخي دارند پيغمبر ما حيات برزخي ندارد؟ نمي‌توانيم برويم خدمت پيغمبر سلام کنيم واسطه شفيع قرار بدهيم؟ پس حضرت علي مي‌فرمايد آن امان از دست رفت پيغمبر ميان ما نيست ولي استغفار است در همين استغفار هم پيغمبر را واسطه قرار بدهيم برويم خدمت پيغمبر از آبروي پيغمبر مايه بگذاريم. سيد بن طاووس نقل کرده عمار از اصحاب خوب پيغمبر بود يک وقتي آمد خدمت پيغمبر گفت وَدِدْتُ أَنَّكَ عُمِّرْتَ فِينَا عُمُرَ نُوحٍ ع فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَا عَمَّارُ حَيَاتِي خَيْرٌ لَكُمْ وَ وَفَاتِي لَيْسَ بِشَرٍّ لَكُمْ أَمَّا حَيَاتِي‏ فَتُحَدَّثُونَ وَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ وَ أَمَّا بَعْدَ وَفَاتِي فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَحْسِنُوا الصَّلَاةَ عَلَيَّ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِي (بحارالانوار، ج 23، ص 353) خيلي زيباست چقدر اين‌ها رابطه‌ي صميمي داشت با پيغمبر و پيغمبر چقدر اين‌ها را دوست داشت گفت يا رسول الله حيف نيست ظاهرا حضرت را در بستر بيماري ديده گفت کاش شما عمر نوح داشتيد اين چه عمر کوتاهي است که شما داريد 63 سال شد عمر؟ آرزو داشتم کاش عمر نوح داشتيد مي‌مانديد حيف نيست شما به اين زودي از ميان ما برويد حضرت فرمود يا عمار من تا زنده بودم حيات من براي شما خير بود ولي غصه نخوريد مرگم هم براي شما خير است با مرگ من اين طور نيست همه چيز قطع شود رابطه‌ها قطع شود تا زنده بودم با من هم گفتگو مي‌شويد براي شما از خدا طلب آمرزش مي‌کردم اما بعد از مرگم اگر دو کار انجام بدهيد تمام اعمال شما مطمئن باشيد به من عرضه مي‌شود اگر دو کار انجام بدهيد من براي شما دعا مي‌کنم پيغمبر يکي از گواهان ما است در قيامت الآن در اين صفحه آيه اش را خوانديم اگر دو کار را انجام بدهيد تقوا داشته باشيد از خدا بترسيد دين دار باشيد در يک کلام وقتي صلوات مي‌فرستيد بر من و اهل بيت من خوب صلوات بفرستيد اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم يعني چه؟ مگر صلوات خوب و بد دارد؟ ما چقدر از پيغمبر روايت داريم؟ يک برنامه‌ي ديني غير تعصب است من کتاب‌ها را نياورديم چقدر روايت داريم عامه و خاصه شيعه و سني گفتند پيغمبر فرمود بر من صلوات نفرستيد ابترش اين است اللهم صل علي محمد و سلم صلي الله عليه و سلم فرمود اين طوري نگوييد ده‌ها روايت در مصادر دست اول اول اول اهل سنت منابع شيعه است که بر من ابتر صلوات نفرستيد فرمود صلي الله عليه و آله و سلم بفرستيد آن شعر شافعي خيلي زيباست خطاب به پيغمبر امام شافعي از ائمه‌ي اربعه است بسياري از اهل سنت که مخاطب برنامه هستند لذت ببرند امام شافعي به اهل بيت خطاب مي‌کند مي‌گويد يَا آلَ بَيتِ رَسولِ الله حُبُّکُمُ فَرضٌ مِنَ الله في القُرآنِ أنزَلَهُ / کَفاکُم مِن عظيمِ القَدرِ أنّکُم مَن لَم يُصلِّ عَلَيکُم لَا صَلَاةَ لَهُ همين عظمت شما اهل بيت کافي است من لم يصلي عليک لا صله کسي بر شما صلوات نفرستد نمازش نماز نيست آخر تشهد مي‌گوييم اللهم صل علي محمد و آل محمد محبت شما در قرآن بر ما واجب شده همين عظمت شما کافي که کسي نمازش را بدون صلوات شما تمام بکند تشهدش تمام شد اللهم صل علي محمد بگويد نمازش باطل است شما يک کلمه از نماز را عمدا کم بکنيد نماز باطل مي‌شود حضرت فرمود غصه نخوريد اگر آدم‌هاي خوبي باشيد خوب بر من و اهل بيت من صلوات بفرستيد يقين داشته باشيد نامه‌ي اعمال شما به اسم خودتان اسم پدرانتان و قبائل شما بر من عرضه مي‌شود و من بر شما دعا مي‌کنم منافقين گفتند عجب اين ديگر ادعا مي‌کند که من بعد از وفاتم باز بر شما ناظر هستم آن وقت آيه نازل شد « وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّـهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ» (توبه/ 125)
شريعتي: خيلي ممنون اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم التماس دعا خدانگهدار