اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

94-06-17-حجت الاسلام والمسلمين حسيني قمي- سيره عملي حضرت علي عليه السلام

برنامه سمت خدا
موضوع برنامه: سيره عملي حضرت علي عليه السلام
كارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسيني
تاريخ پخش: 17-06-94

شريعتي: سلام مي‌گويم به همه‌ي شما خيلي خوش آمديد به سمت خداي امروز آرزو مي‌کنم در هر کجا که هستيد تنتان سالم باشد و قلبتان سليم سلام عرض مي‌کنم حاج آقا حسيني خيلي خوش آمديد.
حاج آقا حسيني: سلام عليکم و رحمة الله عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت همه‌ي بينندگان خوب برنامه مثل هميشه تک تک پيام‌ها را بدون استثناء مطالعه شد ان شاء الله بعد از تلاوت قرآن به پيام‌ها مي‌رسيم.
شريعتي: در ذيل بحث تربيتي امام علي عليه السلام به دعا در نهج البلاغه اشاره کرديم نکات بسيار خوب و شنيدني را شنيديم خدمت شما هستيم با بحث امروز.
حاج آقا حسيني: بسم الله الرحمن الرحيم همان طور که اشاره فرموديد يکي از راه‌هايي که مي‌شود سيره‌ي تربيتي حضرت را به دست آورد دعاهايي است که حضرت در نهج البلاغه دارد يک درياست بدون مبالغه در نهج البلاغه سي مورد از دعاهاي حضرت اميرالمومنين آمده نهج البلاغه گلچيني از کلمات حضرت علي است نه همه‌ي کلمات سي مورد را محقق بزرگواري اضافه کردند جمع آوري کردند چهار برابر شده يعني 120 مورد دعاهاي اميرمومنان است به نام مستدرک نهج البلاغه محقق گرانقدر مرحوم آقاي شاه محمد محمودي رضوان الله عليه که انصافا خيلي زحمت کشيدند ايشان دوازده جلد مستدرک نهج البلاغه نوشتند يعني مواردي که حضرت علي بياناتي داشتند ولي سيد رضي جمع آوري نکردند به خاطر اين که ايشان نگاه خاص ديگري داشتند از اين دوازده جلد يک جلدش جلد ششم که الآن همراه من است فقط دعاهاي اميرمومنان است 120 مورد دعايي که از حضرت رسيده پس در نهج البلاغه سي مورد است در اين کتاب چهار برابر 120 مورد از دعاهاي اميرمومنان است عزيزان آشنا هستند با دعاي کميل حضرت دعاي صباح دعاهايي که حضرت در قنوت در سجده مي‌خواندند دعاهايي که زياد مي‌خواندند موارد مختلف به هر مقداري که برسيم اشاره مي‌کنيم و همين طور که شما اشاره فرموديد عزيزان ما مي‌دانند که راه کسب معارف همان طوري که ما بعد از قرآن سراغ روايات مي‌رويم سراغ زيارات مي‌رويم سراغ ادعيه و مناجات مي‌رويم اين‌ها براي کسب معارف يک راه است گاهي ما به کلام حضرت امير گاهي به دعاي امير گاهي به زيارات مراجعه مي‌کنيم زيارات و مناجات‌ها و هم چنين روايات همه راه‌هايي است براي به دست آوردن معارف اهل بيت مي‌روم سراغ يکي از دعاهاي حضرت نامه‌ي 31 ام به امام مجتبي سلام الله عليه طولاني ترين نامه‌ي اخلاقي نهج البلاغه است اگر از ما سوال بکنند طولاني ترين نامه‌ي اخلاقي کدام است همين نامه‌ي 31 ام است يک بخشي را آن هفته اشاره کردم مي‌رسيم قسمت دوم ثُمَّ جَعَلَ فِي يَدِکَ مَفاتِيحَ خَزائِنِهِ بِما أَذِنَ فِيهِ مِنْ مَسألَتِهِ حضرت به امام مجتبي مي‌فرمايد خداوند در دست تو کليد‌هاي خزائن خودش را دست تو قرار داده خداوند خزائني دارد کليد آن خزائن دست شماست دعا کليد خزائن پروردگار است فَمَتَى شِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعْمَتِهِ وَ اسْتَمْطَرْتَ شَآبِيبَ رَحْمَتِهِ هروقت خواستي مي‌تواني درهاي نعمت‌هاي الهي را با دعا باز بکني يعني رگبار رحمت الهي را مي‌تواني به طرف خودت رگبار باران رحمت الهي را جلب بکني با دعا ما اين قدر دعا مي‌کنيم مستجاب نمي‌شود کليدهاي خزائن رحمت الهي دست ماست اگر رگبار باران رحمت الهي با دعا دست ماست حضرت به سه چهار نکته اشاره کردند خيلي سوال مهمي هم است يک فَلَا يُقَنِّطَنَّكَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ فَإِنَّ الْعَطِيَّةَ عَلَى قَدْرِ النِّيَّةِ وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإِجَابَةُ لِيَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْآمِلِ اگر جوابت دير آمد دعايت مستجاب نشد نا اميد نباش اولا بايد نيت‌ها خالص باشد گاهي ما در نيت‌ها اخلاصي که بايد داشته باشيم نداريم دوم وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْ‏ءَ فَلَا تُؤْتَاهُ وَ أُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ روايت فراواني داريم گاهي دعاي انسان دير به اجابت مي‌رسد براي اين که ما بيشتر در خانه‌ي خدا برويم بيشتر خدا را صدا بزنيم بيشتر با خدا مناجات بکنيم خدا حاجت به تو نمي‌دهد ولي خدا يک خير ديگري به تو مي‌دهد يا الآن يا بعدا شما در خانه‌ي خدا برو از خدا خزائن رحمت الهي کليدش با دعا دست توست برو سراغ پروردگار سيلاب رحمت الهي را بخواه يا خدا به تو مي‌دهد يا اگر معطلت کرد مي‌خواهد صدايت را بشنود يا نه بهتر از اين را به تو مي‌دهد يا الآن يا بعدا يک تعبير ديگري دارد اميرمومنان در اين شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد است حضرت مي‌فرمايد کسي که مخلصانه بيايد در خانه‌ي خدا يکي از اين سه چيز به او مي‌رسد که در اين بيان هم آمده ذَنب يَغفِر اَو خَير يَعجِل اَو شَرّ يُوجَل (شرح نهج‌البلاغه، ابن ابى الحديد، ج2، ص267) اگر خدا آن حاجتش را به مصلحت ندانست برآورده نکرد خدا در عوض گناهش را مي‌آمرزد وقتي رفتي در خانه‌ي خدا حاجت خواستي اگر به مصلحت نبود گناهي را مي‌آمرزد يک خير ديگري را خدا به تو مي‌رساند سوم يک شري را از تو دور مي‌کند اگر ما به اين باور برسيم خيلي مهم است بحث مهمي است بحث دعا و دلايل مستجاب نشدن دعا که حضرت اين جا وارد نشدند دست‌هاي ما هيچ وقت خالي برنمي‌گردد اين باور خيلي مهم است باور کنيم بايد به خدا واگذار بکنيم تسليم باشيم يک تعبير زيبايي دارد نامه‌ي 31 ام بود در بخش خطبه‌ها خطبه‌ي 227 خيلي تعبير قشنگي است مفصل است اولش را نمي‌خوانم اَللَّهُمَّ إِنْ فَهِهْتُ عَنْ مَسْأَلَتِي أَوْ عَمِيتُ عَنْ طِلْبَتِي فَدُلَّنِي عَلَى مَصَالِحِي وَ خُذْ بِقَلْبِي إِلَى مَرَاشِدِي فَلَيْسَ ذَلِكَ بِنُكْرٍ مِنْ هِدَايَاتِكَ وَ لاَ بِبِدْعٍ مِنْ كِفَايَاتِكَ اَللَّهُمَّ اِحْمِلْنِي عَلَى عَفْوِكَ وَ لاَ تَحْمِلْنِي عَلَى عَدْلِكَ (نهج البلاغه، خطبه 227) خيلي قشنگ است خدايا اگر من ندانستم چه از تو بخواهم تو من را راهنمايي بکن که چه بخواهم باور اين خيلي مهم است ممکن است من عاجز شدم درمانده شدم نمي‌دانم راه را نمي‌دانم خدايا تو مصلحت من را نشان من بده اگر ما باور کنيم که ممکن است ما روي حاجتي اصرار داشته باشيم من دو آيه مي‌خوانم در سوره‌ي مبارکه‌ي اسرا است قرآن را قبول دارم «وَيَدْعُ الْإِنسَانُ بِالشَّرِّ‌ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ‌ وَكَانَ الْإِنسَانُ عَجُولًا» (اسرا/ 11) گاهي آدم چيزي از خدا مي‌خواهد خيرش نيست شر است اصرار هم دارد همان طور که وقتي خيري مي‌خواهد و خيرش است اصرار دارد آن چيزي را هم که مصلحتش نيست همان طور اصرار دارد انسان عجله دارد مي‌گويد همين الآن فوري مصلحتش را خودم مي‌دانم نگو مصلحتت نيست عجول هم است يک آيه‌ي ديگر در سوره‌ي مبارکه‌ي بقره است «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْ‌هٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَ‌هُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ‌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ‌ لَّكُمْ» (بقره/ 216) قرآن مي‌گويد گاهي روي يک چيزي اصرار داري ولي شرت است گاهي از يک چيزي بدت مي‌آيد ولي خيرت است اگر ما باور کنيم در پايان آيه مي‌گويد «وَاللَّـهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (همان) خدا مي‌داند شما نمي‌دانيد ما اين را باور کنيم خدا بهتر از ما مي‌داند به تعبير آن آيه «کَانَ عَجُولاً» ما عجله مي‌کنيم مصلحت ما دست خداست دعا کنيم درخواست کنيم واگذار کنيم به خدا اگر اين آيات را ما باور کنيم يک تعبيري امام سجاد عليه السلام در صحيفه‌ي سجاديه دارد دعاي سيزدهم دعاي حضرت وقتي حاجت از خدا مي‌خواستند امام سجاد چه به خدا عرضه مي‌کردند يا مَنْ لا تُغَيِّرُ حِکْمَتَهُ الوَسائِل (صحيفه سجاديه، دعاي سيزدهم)‌اي خدايي که اگر يک چيزي را به مصلحت ما نداني حکمت و مصلحتت اقتضا نکند به ما بدهي اين که ما برويم دنبال وسيله و اصرار ما حکمت خدا را به هم نمي‌زند فرقي است بين ما انسان‌ها و پروردگار پدري پسرش حاجتي دارد اصرار مي‌کند پدر مي‌داند به مصلحتش نيست مي‌گويد نه مي‌رود واسطه مي‌کند عمويي برادري بزرگي مادري کسي را واسطه مي‌کند پدر مي‌بيند اين قدر اصرار دارد مي‌گويد باشد با اين که مصلحت نيست مي‌پذيريم ولي خدا اين طوري نيست اين که ما برويم سراغ يک وسيله‌اي بگرديم اصرار بکنيم حکمت خدا عوض نمي‌شود باز يک تعبيري حضرت علي دارند در غرر الحکم که گفتيم جامع تمام کلمات حضرت علي است إِنَ كَرَمَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لَا يَنْقُضُ حِكْمَتَه (غررالحکم، ح 3478) خدا کريم است خدا رحيم است ارحم الراحمين است اکرم الاکرمين است اما کرمش حکمتش را از بين نمي‌برد در حالي اگر کسي واسطه مي‌شود اصرار مي‌کند مي‌گوييم به گردن خودش من مي‌گويم اين کار به مصلحت فرزند من نيست واسطه مي‌آورد باشد بدهيد اما حضرت امير مي‌فرمايد کرمش حکمتش را نقض نمي‌کند. حضرت علي بيمار شدند فرمودند من بيمار بودم بيماري سختي حضرت داشت مَرَّ بِي رَسُولُ الله پيغمبر از کنار من عبور مي‌کردند داشتم دعايي مي‌کردم دعاي قشنگي است ياد بگيريم حضرت دعا مي‌کرد اَللهُمَّ اِن کَانَ اَجَلِي قَد حَذِر فَاَرِح اِن کَانَ عَاجِلاً فَارفَع درد خيلي سنگين بود گفت خدايا خيلي درد است اگر مرگم رسيده راحتم کن اگر مرگم نرسيده شفايم بده اِن کَانَ بَلَائا فَصَبِّرنِي شايد خدا بگويد نه مرگت نرسيده شفا در کار نيست آزمون است أَلْبَلآءُ لِلْوِلاءِ اگر بلاست صبر به من بده دقيقا نقطه مقابل آن که ما انجام مي‌دهيم تقاضا مي‌کنم عزيزاني که گرفتار بستري هستند عنايت بکنند بيماران ما در بيماري‌هاي شديد مي‌گوييم خدايا يا مرگم را بده يا خوبم بکن خيلي هنر بکنيم گاهي شکوه مي‌کنيم مي‌گوييم خدايا مرگم بده فرياد مي‌زنيم خيلي ملاحظه‌ي خدا را بکنيم مي‌گوييم يا مرگم بده يا شفا بده گزينه‌ي سوم نداريم اميرمومنان گزينه‌ي سوم دارد خدايا مرگم رسيده راحتم کن اگر مرگم نرسيده شفايم بده اگر بناست بيماري باشد صبر و تحمل به من بده حضرت داشتند اين دعا را مي‌گفتند پيغمبر عبور مي‌کردند فرمودند چه گفتي به پيغمبر تکرار کردند بار دوم حضرت گفتند چه گفتي شايد حضرت مي‌خواستند ديگران بشنوند ياد بگيرند براي بار دوم حضرت جمله را تکرار کردند حضرت دست مبارکشان را به عنوان شفا به من کشيدند فَمَا عَادَ ذَلِکَ دعا کردند خدا شفا بده علي را ديگر اين بيماري سراغ من نيامد اگر يادمان باشد حضرت امير مي‌فرمايد گاهي خدا حاجت را برآورده مي‌کند گاهي اگر برآورده نکرد گناهت را مي‌آمرزد الآن خيلي به تو مي‌رساند يک شري را از تو دفع مي‌کند و نمي‌دانيم خير‌ها را ما معمولا ناسپاس هستيم «وَكَانَ الْإِنسَانُ عَجُولًا» « وَكَانَ الْإِنسَانُ كَفُورً‌ا» (اسرا/ 67) ما فقط نيمه‌ي خالي ليوان را مي‌بينيم خير را به حساب نمي‌آوريم شري که از ما دفع شده به حساب نمي‌آوريم دعاهايي که مي‌خوانيم را با توجه بخوانيم دعاي افتتاح را هر سال ماه رمضان مي‌خوانيم سي شب مي‌خوانيم «وَاَسْئَلُكَ مُسْتَأنِساً، لا خائِفاً وَلا وَجِلاً، مُدِلاًّ عَلَيْكَ فيـما قَصَدْتُ فيهِ اِلَيْكَ، فَاِنْ اَبْطأَ عَنّي عَتَبْتُ بِجَهْلي عَلَيْكَ» (دعاي افتتاح) همه‌ي افتتاح را از بحر هستيم ولي گاهي مضامين را دقت نمي‌کنيم باور نداريم خدايا من از تو حاجت مي‌خواهم اگر حاجت به من دير بدهي حاجتم روا نشود من تو را به جهلم سرزنش نمي‌کنم چون من جاهل هستم خدايا من چه مي‌دانم من دارم اعتراف مي‌کنم من جاهل آن چيزي که به من ندادي خير من است عاقبت الامور ما جلوي پايمان را نمي‌توانيم ببينيم اين‌ها خيلي مهم است چطور مي‌توانيم مصلحت شصت ساله‌ي عمرمان را ببينيم آقايي را ديدم در ماه رمضان مي‌گفت حاجتي از خدا خواستم گفتم خدايا تا آخر رمضان اگر دادي که دادي اگر ندادي بعد از ماه رمضان نه من نه تو نماز و روزه خيلي بد است من به جوانان مي‌گويم « وَلِلَّـهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ» (منافقون/ 7) «لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ» (بقره/ 116) عظمت خدا خدايي خدا را کوچک کرديد اندازه‌ي يک حاجت خودتان يک حاجت دارم هر چه ازدواجي است شغلي است وامي است هر چه است خدا را من وقتي مي‌شناسم خدايي خدا وقتي براي من ثابت مي‌شود که اين وام من جور شود ازدواج من جور شود من خدا را سرزنش مي‌کنم در دعاها جمله‌ي ديگري است در دعاي سحرهاي ماه رمضان است اين دعا را زياد مي‌خوانند اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ إِيمَانا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ يَقِينا حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ يُصِيبَنِي (دعاي ابوحمزه) به قلبي نه هر ايماني ايمان‌هايي که ما داريم تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي معلوم نيست باشد إِلا مَا كَتَبْتَ لِي وَ رَضِّنِي مِنَ الْعَيْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ به يقيني برسم هر چه به من مي‌رسد مقدر توست راضي باشم من راضي باشم به آن چيزي که تو براي من تقسيم کردي اگر خدا را ارحم الراحمين دانستيم مشکل پيدا نمي‌کنيم اين داستان را من گفتم بعضي از عزيزان گفتند يک آقاي بچه دار نمي‌شد خيلي ناراحت بود من اين قصه را گفتم هم آرام شد هم اشکش جاري شد کسي آمد خدمت امام صادق ناراحت بود گرفته بود حضرت فرمود چرا گرفته هستي گفت نپرسيد حضرت فرمودند بگو درد دلي حضرت اصرار کردند گفت من از خداوند فرزند پسر مي‌خواستم خدا به من فرزند دختري داده اين شد ناراحتي حضرت سوالي کرد فرمودند لَو اَنَّ الله تَبَارَک و تَعَالي اَوحَي اِلَيکَ اَن اِختار لَکَ اَو تَختَار لِنَفسِکَ مَا کُنتَ تَقُول قَالَ کُنتُ اَقُول يَا ربِّ تختار لِي قَالَ فَاِنَّ الله قَد اِختَار لَک (الکافي، ج 6، ص 5، ح 11) به اين باور‌ها بايد برسيم وگرنه مشکل پيدا مي‌کنيم نه در اين داستان بچه دار شدن در همه جاي زندگي اگر خدا به تو الهام مي‌کرد که بنده‌ي من بناست جنسيت فرزند را مشخص کنم الآن رسيده به جايي که بايد مشخص شود پسر يا دختر من انتخاب بکنم يا تو انتخاب بکني تو به خدا چه مي‌گفتي خانمي که الآن گلايه داري که چرا فرزند دختر داري آقايي که گلايه داري چرا فرزندت دختر است بسم الله اگر خداوند در آن مرحله‌اي که جنسيت فرزند معين مي‌شد به تو الهام مي‌کرد من انتخاب بکنم يا تو انتخاب بکن ما چه مي‌گفتيم عرض کرد اگر خدا به من اين طوري مي‌گفت مي‌گفتم خدايا اختيار داري هر طور شما مصلحت مي‌داني عقل ما نمي‌رسد ما هيچ خبر از آينده نداريم ما که هستيم حضرت فرمود حالا خدا انتخاب کرده پس چرا گلايه داري اگر ما برسيم به اين باور مثالي زده بوديم بعضي مثال‌ها خيلي کمک مي‌کند گفتم اين چهار صفت خدا را هميشه کنار هم بگذاريم حتي گفتم بنويسيد خيلي کمک مي‌کند به ايمان ما بنويسيم خدا يک عالم است « إِنَّ اللَّـهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ» (حجرات/ 18) خبر دارد دوم قادر است «خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ» خدا قادر است إِنَّ اللَّـهَ قَادِرٌ‌ (انعام/ 37) سه خدا غني است بي نياز است « وَرَ‌بُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّ‌حْمَةِ» (انعام/ 133) چهارم خدا رحيم و مهربان است من از شما چيزي مي‌خواهم از دوستي حاجتي دارم دوست من چرا حاجت من را نمي‌دهد چرا ما به داد هم نمي‌رسيم گاهي کسي خبر ندارد عالم نيست گاهي عالم است قدرت ندارد گاهي عالم است قدرت هم دارد ولي خودش نياز دارد گرفتاري‌هاي خودش را دارد غني نيست گاهي غني هم است عالم و قادر هم است ولي رحم به دلش نيست اما خدا عالم است قادر است غني رحيم است مي‌داند مي‌تواند خودش هم نيازي ندارد به بندگانش هم مهربان است‌اي خدايي که هم مي‌داني هم مي‌تواني هم نيازي نداري هم مهرباني پس چرا حاجت من را نمي‌دهي کجاي ملک آسمان و زمينت به هم مي‌خورد ما يک حاجت کوچک داريم اين حاجت را به ما مي‌دادي به هم مي‌خورد اگر باور کرديم مي‌داند مي‌تواند نيازي هم ندارد غني است و مهربان است صد‌ها بار در قرآن واژه‌ي رحمن و رحيم آمده ارحم الراحمين است در کنار اين چهار صفت يک صفت ديگر بنويسيم اين خداي عالم قادر غني رحيم حکيم هم است حتما مصلحت من ندانسته و الا از خدايي خدا کم نمي‌شود من اين جمله را زياد گفتم مرحوم احمدي ميانجي گاهي سر راه که مي‌رويم حرم يک کسي سوال مي‌کند ما حاجت داشتيم خدا نداده وقت هم نيست زياد توضيح بدهيم من همين يک جمله را مي‌گويم ايشان مي‌فرمود از خدا حاجت بخواهيد ولي براي خدا تکليف تعيين نکنيد اين خيلي مهم است خدا رحمت کند آيت الله قاضي مرحوم آقاي بهجت نقل مي‌کند که آيت الله قاضي گفت من حاجتي داشتم از خداوند معروف است بعد از نماز حاجت مستجاب است ما بعد از نماز حاجت را از خدا مي‌خواستيم هم صبح هم ظهر هم عصر هم مغرب هم عشا نگفتند چرا نماز ظهر نماز صبح نگفتي پنج وعده بعد از پنج نماز حاجتم را از خدا خواستم برآورده نشد يک روز دو روز يک هفته يک ماه يک سال دو سال ده سال بيست سال چهل سال بعد از چهل سال که بعد از هر نمازي من خواستم تازه متوجه شدم به مصلحت من نيست خوب شد خدا آن حاجت را به من نداد معروف است ايشان با اين که عيال وار بوده تا آخر عمر فقيرانه زندگي مي‌کرد مي‌فرمود فقر در زندگي من ابتلا و آزمون من است و اين را پذيرفته بود امير مومنان مي‌فرمايد شما حاجت بخواهيد کليد خزائن رحمت الهي دست توست رگبار باران رحمت به طرف تو مي‌آيد ولي فکر نکن الزاما آن چيزي که تو خواستي برآورده شود خداگاهي به تو مي‌دهد اگر مصلحتت نبود گناهي به تو مي‌بخشد يک خير نقدي به تو مي‌رساند که ما غافل هستيم يک شري را از تو دور مي‌کند يک کسي آمد خدمت امام صادق عليه السلام امام است ولي خداست روزهاي آخر عمر حضرت در بستر شهادت بودند به قدري زهر در بدن حضرت اثر کرده بود که ديگر يک مشت استخوان شده بود اين آقايي که آمد خدمت امام اين منظره را که ديد به گريه افتاد امامش ولي خدا فرزند رسول الله را با اين حالت ديد حضرت فرمود چرا گرفته مي‌کني گفت اين حالت را از شما مي‌بينم گريه نکنم فرمود مگر نمي‌داني مرحوم کليني در کافي نوشته همه نقل کردند مگر نمي‌داني خيلي مهم است الآن ما چقدر داروهاي آرام بخش مصرف مي‌کنيم گاهي يک عدد از اين قصه‌ها يک عدد آيه اگر باور کنيم از صد تا داروي آرام بخش موثر تر است گفت عَجِبْتُ لِلْمُؤْمِنِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَقْضِي لَهُ بِقَضَاءٍ إِلَّا كَانَ خَيْراً لَهُ إِنْ أَغْنَاهُ كَانَ خَيْراً لَهُ وَ إِنِ ابْتَلَاهُ كَانَ خَيْراً لَهُ- وَ إِنْ مَلَّكَهُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ كَانَ خَيْراً لَهُ وَ إِنْ قُرِّضَ بالمقارض [بِالْمَقَارِيضِ كَانَ خَيْراً لَهُ وَ فِي قَضَاءِ اللَّهِ لِلْمُؤْمِنِ كُلُّ خَيْر مومن به وظيفه اش عمل بکند اگر مالک شرق و غرب عالم شد خيرش است اگر هم با قيچي تکه تکه اش کردند باز هم خيرش است من که کوتاهي نکردم من حاجتي بايد مي‌خواستم خواستم بايد بقيه اش را به تو واگذار کنم يوسف آن روزي که عزيز مصر بوده با آن روزي که در چاه بوده رضايتش يک جور است سيدالشهدا آن روزي که روي سينه‌ي پيغمبر بوده با روزي که در گودال قتل گاه چشمانش را باز کرده شمر را روي سينه اش ديده رِضاً بِقَضَائِک (اللهوف، ص 50) اش يکي است خيلي مهم است که باور بکنيم واگذار بکنيم به خدا اين برابر يک جمله‌اي از اميرمومنان است که حضرت مي‌فرمايد حاجت بخواهيد حتما هم بخواهيد ولي اگر حاجتت به تاخير افتاد نا اميد نشو در دعا کردن کوتاهي نکن.
شريعتي: صفحه‌ي 563 را تلاوت مي‌کنيم ياد و خاطره‌ي همه‌ي شهداي انقلاب اسلامي مخصوصا شهداي واقعه‌ي هفده شهريور را گرامي مي‌داريم ثواب تلاوت اين آيات را هديه مي‌کنيم به روح همه‌ي شهداي هشت سال دفاع مقدس و انقلاب اسلامي که آرامش و پيشرفت امروزمان را مديون خون آن‌ها هستيم آيات 13 تا 26 سوره‌ي مبارکه‌ي ملک تلاوت خواهد شد.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
وَأَسِرُّ‌وا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُ‌وا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ‌ ?13? أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ?14? هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْ‌ضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّ‌زْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ‌ ?15? أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاءِ أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْ‌ضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ‌ ?16? أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاءِ أَن يُرْ‌سِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ‌ ?17? وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ‌ ?18? أَوَلَمْ يَرَ‌وْا إِلَى الطَّيْرِ‌ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّ‌حْمَـنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ‌ ?19? أَمَّنْ هَـذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُ‌كُم مِّن دُونِ الرَّ‌حْمَـنِ إِنِ الْكَافِرُ‌ونَ إِلَّا فِي غُرُ‌ورٍ‌ ?20? أَمَّنْ هَـذَا الَّذِي يَرْ‌زُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِ‌زْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ‌ ?21? أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ?22? قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ‌ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُ‌ونَ ?23? قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَ‌أَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُ‌ونَ ?24? وَيَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ?25? قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّـهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ‌ مُّبِينٌ ?26?
ترجمه:
و گفتارتان را پنهان کنيد يا آن را آشکار سازيد، مسلماً او به نيّات و اسرار سينه ها داناست. (??) آيا کسي که [همه موجودات را] آفريده است، نمي داند؟ و حال آنکه او لطيف و آگاه است. (??) اوست که زمين را براي شما رام قرار داد، بنابراين بر اطراف و جوانب آن راه رويد و از روزي خدا بخوريد، و برانگيختن مردگان و رستاخيز به سوي اوست. (??) آيا از کسي که [حاکميت و فرمانروايي اش] در آسمان قطعي است [چه رسد در زمين] خود را در امان ديده ايد، از اينکه [با شکافتن زمين] شما را در آن فرو برد در حالي که زلزله و جنبش موج آسايش را ادامه دهد؟ (??) آيا از کسي که حاکميت و فرمانروايي اش در آسمان قطعي است [چه رسد در زمين] خود را در امان ديده ايد از اينکه توفاني سخت [که با خود ريگ و سنگ مي آورد] بر شما فرستد؟ پس به زودي خواهيد دانست که بيم دادن من چگونه است! (??) و مسلماً کساني که پيش از آنان بودند [آيات خدا و پيامبران را انکار کردند]، پس [بنگر] عذاب من چگونه بود! (??) آيا ندانسته اند که پرندگان بالاي سرشان را در حالي که بال مي گشايند و مي بندند، فقط [خداي] رحمان در فضا نگه مي دارد؟ يقيناً او بر همه چيز بيناست. (??) آيا آن کيست [از] سپاهتان که شما را به هنگام نزول عذاب در برابر خداي رحمان ياري دهد؟ کافران جز دچار فريب [شيطان] نيستند. (??) يا کيست آنکه به شما روزي دهد، اگر خدا روزي اش را از شما باز دارد؟ [نه اينکه حقيقت را نمي دانند] بلکه در سرکشي و نفرتِ [از حق سرسختي و] پافشاري مي کنند. (??) آيا کسي که نگونسار و به صورت افتاده حرکت مي کند، هدايت يافته تر است يا آنکه راست قامت بر راه راست مي رود؟ (??) بگو: اوست که شما را آفريد و براي شما گوش و ديده و دل قرار داد، ولي اندکي سپاس مي گزاريد. (??) بگو: اوست که شما را در زمين آفريد و به سوي او محشور مي شويد. (??) و مي گويند: اگر راستگوييد اين وعده وقوع [رستاخيز] کي خواهد بود؟ (??) بگو: دانش و آگاهي [اين حقيقت] فقط نزد خداست و من تنها بيم دهنده اي آشکارم. (??)
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شريعتي: خيلي ارادت داريم. از محبت فرد فرد شما دوستان ممنونم.
حاج آقا حسيني: آيات پاياني اين صفحه «قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَ‌أَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُ‌ونَ» خداوند نعمت‌هاي فراواني را در اين سوره بيان کرده از جمله اينکه خدا شما را آفريد «وَإِلَيْهِ تُحْشَرُ‌ونَ» به خدا هم برمي‌گرديد «وَيَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» خدا مي‌گويد قيامتي در کار است متاعي در کار است «وَإِلَيْهِ تُحْشَرُ‌ونَ. مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ» کي هست. فراوان داريم يک روايت جالبي هست کسي آمد خدمت رسول خدا گفت مَتَي سَاعَةِ القِيَامَة کي هست. حضرت فرمود چه آماده کرده‌اي که مي‌پرسي براي قيامت که مي‌گوييد قيامت کي هست. مسخره مي‌کردند. «قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّـهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ‌ مُّبِينٌ» علم و قيامت پيش خداست. من نذير هستم من انذار مي‌دهم. آيه بعدي مي‌فرمايد: «فَلَمَّا رَ‌أَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا وَقِيلَ هَـذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ» وقتي قيامت را مي‌بينم آن وقت چهره هايشان سياه مي‌شود اين همان است که هي مي‌گفتيد متي متي. قيامت کي هست. آنجا که رنگ چهره شان تغيير مي‌کند به آنها مي‌گويند اين همان است که دنبال ش مي‌گشتيد. الان ما چه قدر دعا مي‌کنيم اللهم عجل لوليک الفرج خيلي خوب است. علامه بهجت مي‌فرمود يک مقدار هم دعا کنيد خدا قابليت ظهور را به ما بدهد. هي مي‌گوييم عجل عجل. عجل که چه بشود؟ ما چه کار کرده ايم؟ متي الظهور. متي الفرج. متي الساعه. قيامت کي هست؟ ظهور کي هست؟ چه آماده کرده ايم براي ظهور. نشود طوري که قرآن مي‌گويد عده‌اي که هميشه متي متي مي‌کردند وقتي مي‌رسد چهره هايشان نوراني نيست.
شريعتي: خيلي ممنون و متشکرم حاج آقا حسيني. همانطور که ديروز اشاره کرديم فردا دحوالعرض است و برنامه فردا را به طور ويژه با حاج آقا فرحزاد خدمت شما تقديم خواهم کرد.
حاج آقا حسيني: در قرآن سوره‌ي مبارکه نازعات آيه 30 به دحوالعرض اشاره شده. « وَالْأَرْ‌ضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا» (نازعات/30) مفسرين مفسل وارد دحوالعرض شده اند. دحوالعرض همانطور که حتما بينندگان مي‌دانند بعد از اين که خداوند زمين را آفريد در اثر سيل آب‌هاي فراوان زمين همه اش آب بود بنا بر اين امکان سکونت بشر در آن نبود. در بيست و پنج ذي قعده حديث ش هم از امام رضا هست. حضرت گفت اول رحمتي که از خدا نازل شد بيست و پنج ذي القعده بود که آب‌ها کنار رفت و خشکي‌ها آمد بالا و امکان اسکان انسان فراهم شد. تولد خشکي و زمين هست دحوالعرض در روايات هم هست که گسترش زمين از زير کعبه شروع شده است. آن وقت در همين زمينه در روايات داريم که در طول سال عزيزان واقعا غفلت نکنند ديروز هم حاج آقا فرحزاد فرمودند. در طول سال روزه‌ي 4 روز ممتاز است. معادل 60 سال 70 سال. يکي از آن روز‌ها فردا است. کساني که عذري ندارند حتما غفلت نکنند از روزه‌ي فردا. روزه‌ي معادل 70 سال در مفاتيح روايتش هم هست. البته اگر کساني قضا دارند نيت قضا بکنند. نمي‌شود کسي که روزه قضا دارد بگويد من اين ثواب مستحبي را مي‌خواهم از دست ندهم. کسي که روزه قضا به گردنش است حتما نيت قضا بکند. يکي روزه است. مرحوم ميرداماد رساله‌اي دارد رساله اربعه ايام چهار روز ممتازي که گفتيم را توضيح داده اند. در مورد دحوالعرض گفته اند با اينکه روزه اش معادل هفتاد سال است. اَفضَلُ الاَعمَالِ المُستَحَبّه آَکد الآدابِ المَسنُونَه (مفاتيح الجنان) از اين روزه‌ي هفتاد سال بالاتر زيارت امام رضا عليه السلام است. که ما بار‌ها گفته ايم بعضي‌ها مشهد مشرف مي‌شوند و بيست و سوم بيست و چهارم بر مي‌گردند. فردا روز زيارتي امام رضا هست. پس يکي روزه هست و دوم زيارت امام که افضل از آن روزه هست سوم هم يک نماز دارد. نمازش هم خيلي آسان است و ده دقيقه وقت بگذارند. دو رکعت هست. مثل نماز صبح فقط بعد از حمد پنج مرتبه سوره‌ي و الشمس و ضحي را بخوانند در هر رکعت حفظ هم نبودند از رو بخوانند اگر نمي‌توانند هم سوره‌ي ديگري بخوانند. فردا قبل از ظهر هم اين نماز را بايد بخوانند. هم انشاالله روزه اش مستحب است هم زيارت امام رضا حالا از دور هم فراموش نشود. نماز هم مثل نماز صبح فقط به جاي يک قل هو الله در هر رکعت قل هو الله ندارد پنج تا و الشمس. قبل از نماز ظهر يا از صبح تا ظهر. بعد هم يک دعاي يکي دو خطي‌اي دارد که انشاالله بعدش بخوانند. فردا زيارتي امام رضا هست. آخر ماه ذي قعده هم روز شهادت پاره تن امام رضا امام جواد عليه السلام هست. دوشنبه آينده حتما مجالسي را يا تاسيس مي‌کنند يا شرکت مي‌کنند. غفلت نکنيد.
خيلي عجيب بود پيامک‌هاي عزيزان. يک عزيزي نوشته که من بعد از برنامه به مستاجرم زنگ زدم گفتم که نصف اجاره مهمان امام رضا عليه السلام. فردا هم روز زيارتي امام رضا هست. باور کنيد اگر مي‌خواهيد به آن ثواب زيارتي برسيد ديگران را از غافله خير عقب نمانند. پيام ديگري هم بود براي من جالب بود نوشته بود من از مستاجرم چهار ميليون رهن گرفته بودم دو ميليون آن را به خاطر امام رضا به او پس دادم. اگر راهي دارد در رهن‌ها در اجاره‌ها دل‌هايي را خوش حال کنيد. الان ما بحث دعا نداريم. انشاالله مفصل آداب استجابت دعا را بگوييم. يکي از آداب استجابت دعا اين است. مَن أَرادَ أن تُستَجابَ دَعوَتُهُ و َأَن تُكشَفَ كُربَتُهُ فَليُفَرِّج عَن مُعسِرٍ (نهج الفصاحه، ح 2961) کسي که مي‌خواهد دعايش مستجاب شود يک گرفتاري را خوش حال کند. يک گره‌اي را باز کند. امام صادق مي‌گفت پدرم امام باقر وقتي مي‌خواست دعايي بکند اول يک کار خيري مي‌کرد يک صدقه‌اي مي‌داد. ما رحم مان شامل حال ديگران شود تا خدا هم رحمتش شامل حال ما شود. نکته آخري که بگويم که در همين راستا دل مومن را شاد کنيم. فصل ثبت نام مدارس و خريد کيف و کفش و لباس هست. خيلي‌ها هستند که در همين خرج‌ها معطل هستند. من تقاضا مي‌کنم عزيزان يادشان باشد بعدا اول سال کميته امداد طرح جمع آواري اعانات مردم را دارد. ما بارها گفتيم لَا صَدَقَةِ وَ ذُو رَحِم مُحتَاج (بحار الأنوار, ج93, ص 147) همان امام رضوان الله عليه که کميته امداد را تاسيس کرد قطعا راضي نيست اگر در خويشاوندانت نيازمندي داري پول را به صندوق و کميته بيندازي. اينها مقدمه است. قبول نيست. اول ارحام. مخصوصا نگاه کنيم در بستگان و خويشاوندانمان. دلشان را خوش کنيم. روپوشي کتابي دفتري ثبت نامي. اول ارحام بعد همسايگانمان بعد هم اگر واقعا يک نفر نياز من در خويشاوندان نيست يک نفر نيازمند در همسايگانش نيست و کسي را نمي‌شناسد بروند بدهند به کميته.
شريعتي: خيلي ممنون از توجه شما حاج آقا دعا کنند.
حاج آقا حسيني: من يک دقيقه را نصف کنم چون واقعا شرمنده بينندگان هستم. خيلي‌ها ما را مي‌بينند مي‌گويند تکرار برنامه نيمه شب خوب نيست. اصل برنامه را هم مي‌گويند يک ربع اگر بيايد جلو تر با اخبار برخورد نکند دعواي در خانه‌ها حل مي‌شود. خدايا به حق محمد دعاي امروز ما همين باشد. دل آن‌هايي که مي‌شنوند به رحم بياور که ساعت تکرار برنامه را درست کنند. بعضي از سرگرمي‌ها دو سه مرتبه در ساعت‌هاي خوب تکرار مي‌شود. اجازه مي‌خواهم ان شاالله وارد تيتراژ پاياني نشويم. خيلي‌ها سفارش کردند تقاضا مي‌کنم دل‌ها شکسته سه مرتبه اين آيه را بخوانند. بسم الله الر حمن الر حيم «أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ‌ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ» (نمل/ 62) رفع گرفتاري از همه گرفتار‌ها بفرما مرضاشان را لباس عافيت بپوشان آن‌ها که اولاد مي‌خواهند اولاد همسر مي‌خواهند همسر عنايت بفرما خدايا به حق محمد و آل محمد حوائج خير و شرعي همه شان را بر آورده بفرما.
شريعتي: اللهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم. هم نوا بشويم با مناجات حضرت امير در مسجد کوفه. تا فردا و سلامي دوباره. سپاسگذارم حاج آقا حسيني. خدا نگهدار.