کارشناس: حجت الاسلام والمسلمين حسيني قمي
موضوع: آداب کسب حلال
تاريخ: 93/11/28
بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين
و عمر شيشهي عطر است پس نميماند * * * پرنده تا به ابد در قفس نميماند
مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد * * * که روي آينه جاي نفس نميماند
طلاي اصل و بدل آن چنان يکي شدهاند * * * که عشق جز به هواي هوس نميماند
مرا چه دوست چه دشمن ز دست او برهان * * * که اين طبيب به فرياد رس نميماند
من و تو در سفر عشق دير فهميديم * * * قطار منتظر هيچ کس نميماند
شريعتي: سلام ميگويم به همهي شما هم وطنان خوب خانمها و آقايان خيلي خوش آمديد به سمت خداي امروز. آرزو ميکنم در هر کجا که هستيد باغ ايمانتان آباد آباد باشد. حاج آقاي حسيني عزيز سلام عليکم و رحمة الله خيلي خوش آمديد.
حاج آقا حسيني: سلام عليکم و رحمة الله عرض ارادت خالصانه داريم خدمت بينندگان عزيز.
شريعتي: سلامت باشيد. در ذيل بحث سيرهي تربيتي امام علي عليه السلام به آداب تجارت پرداختند هفتهي گذشته که عوامل پيروزي در نهج البلاغه را به مناسبت 22 بهمن بررسي کردند اما آداب تجارت بازتابهاي بسيار متفاوت و گستردهاي داشته با وجود اين که شما اشاره کرديد مخاطبين اجازه بدهند ما بحث را تمام کنيم گفتند کجا ميخواهيد برويد ما هنوز سوال داريم.
حاج آقا حسيني: بله بسم الله الرحمن الرحيم من يک مقدمهاي را اشاره ميکنم در جلسهي قبل تقاضا کرديم اگر عزيزان در شهرهايشان کلاس نهج البلاغه است به ما خبر بدهند نهضت آشتي با نهج البلاغه فراگير شود خوشبختانه در پيامها بود واقعا خوشحال شديم من همين مقدار آمار را اطلاع نداشتم که در شهرها اين مقدار کلاس نهج البلاغه است باز هم تقاضا ميکنيم اگر در شهرهاي ديگري هم است به ما اطلاع بدهند. روي سايت هم ميگذاريم
شريعتي: نهضت آشتي با نهج البلاغه و جلسات خوب نهج البلاغه در نهاوند بابلسر دزفول سمنان يزد ساوه رشت مشهد شيراز کرمان تهران قزوين لارستان شاهرود اروميه زرين شهر و ملاير و شهر مقدس قم دوستان فرموده اند که وجود دارد. ان شاء الله اين جلسات مستدام باشد. اگر شهرهاي ديگري است اعلام بکنند تا ما اطلاع رساني بکنيم.
حاج آقا حسيني: اگر خداوند توفيقي عنايت کند من به پنج تا از آداب تجارت اشاره ميکنم واقعا اين بحث هنوز هم به کمال نرسيده با اجازهي بينندگان جلسهي آخر باشد و به مباحث ديگر برسيم. خيلي از عزيزان پيام داده بودند که اين مباحث به صورت کتابي تنظيم شود اميدواريم اين کار به خوبي انجام شود. ادب اولي که امروز عرض ميکنم اين است که مسلمان بايد در موقع فروش يک کالا اگر کالا عيب و ايرادي دارد آن را بيان بکند. در کافي شريف حديثي از پيامبر خدا ميخوانم مَن باعَ وَ اشتَرَي فَليَحفَظ خَمسَ خِصال وَ إلّا فَلا يَشتَرين وَ لا يَبيعَنَّ: ألرّبا وَ الحَلفَ وَ کِتمانَ العَيب وَ الحَمدَ إذا باع وَ الذَّمَّ إذا اشتَرَي (کافي، ج 5، ص 150) کسي که خريد و فروشي انجام ميدهد بايد اين پنج کار را انجام بدهد و الا معامله نکند يکي اين که دنبال ربا نرود دوم قسم نخورد که قبلا گفتيم متاسفانه قسم خيلي زياد است در معاملات ما سوم که بحث امروز ما است عيب کالا را مخفي نکند روايت ديگري است از امام باقر سلام الله عليه کسي گفت ميخواهم تجارت شروع کنم اول ميروم خدمت امام باقر سوال کنم مشورت کنم حضرت نصيحتي سفارشي ندارند خيلي کار خوبي است قبل از اين که کسبش را شروع کند گفت ميروم خدمت امام باقر عرض کرد تصميمي دارم ميخواهم بروم سراغ کسب و کار حضرت فرمودند اين چند کار را انجام بده يکي صِدقِ اللِّسانِ في حَديثَک راستگو باش دروغ نگو دوم که بحث ما است وَلا تَکتُم عَيباً فِي تِجارَتُکَ اگر جنس و کالاي تو عيب و ايرادي دارد آن را کتمان نکن اين جزء آداب مستحب است يا واجب؟ فقها تذکر داده اند بعضيها فرموده اند چه عيب مخفي چه عيب آشکار بعضيها فرمودند اگر عيب مخفي است حتما بايد بگوييد يک وقتي عيب آشکار است يک کمي دقت بکنيد آن اشکال در جنس مشخص ميشود مثلا ميخواهم کتاب بخرم نگاهي بکنم متوجه ميشوم جلدش مشکل دارد اما وقتي عيب و ايرادي مخفي است حتما بايد بگويم فرموده اند حتما بايد بگويم.
شريعتي: مثلا اتومبيلي ميخواهم بفروشم مشکل فني جدي دارد که متوجه نميشود.
حاج آقا حسيني: بله اگر اين را نگفتي کلاه سر مشتري گذاشتي غش در معامله است و حرام است يک وقت نه عيبي است که خودش دقت بکند مثلا ميخواهد ماشين بخرد يک کمي بررسي کند مثلا پوسيدگي اين ماشين را ميبيند اما يک عيبي اگر مخفي است که اصلا متوجه نميشود تا شما نگوييد اين را حتما بايد بيان بکند اگر نگويد حرام است غش در معامله است فريب يک مسلمان است بالاخره خدا وکيلي اين جا ننشستيم حديث بخوانيم وقتي بگذرد و ثوابي ببريم الآن در معاملات ما من که ماشين و خانه ميفروشم شما که ماشين و خانه ميخري معاملاتي که بازار اسلامي انجام ميدهد چند درصد از ما اگر کالاي ما عيب و ايراد مخفي داشته باشد به طرف ميگوييم؟ بيچاره ماشين را سوار ميشود معامله هم قطعي تمام شده پول را گرفته بگذريم از اين که آيا راهي است براي اين که معامله را به هم بزند اما وظيفهي اوليهي ديني ما چيست؟ عيوب جنس را چرا نميگوييم؟ مخصوصا عيوب مخفي. يک وقت ظاهر است خودش بررسي ميکند اگر خانهي شما اشکالي ايرادي دارد.
شريعتي: اگر بگويد مشتري قبول نميکند
حاج آقا حسيني: اين درست است؟ کار مسلماني است که عيب جنس را مخفي کند اگر عيب ظاهر است بگوييم اگر مخفي است وا مصيبت اگر نگوييم غش در معامله است و به فتواي عدهاي از مراجع حرام است. اين يک ادب دوم باز هم من تاکيد ميکنم هر کدام از اين آداب خيلي سخن دارد بعضي از بينندگان ميگويند بيشتر توضيح دهيد واقعا مجال نيست
شريعتي: نوعا نکات شما تذکر است دوستان خودشان مراجعه بکنند
حاج آقا حسيني: بله نکتهي دومي که خيلي عجيب است يک روايتي را من ميديدم براي من خيلي تازگي داشت و جالب بود تشويق به استفاده از توليدات داخلي. براي من خيلي جالب بود ببينيد چه نکاتي را گفته اند کانَ اميرُالمومِنِينَ يَقُولُ کان يقول ماضي استمراري يعني مدام امير مومنان دائما اين تذکر را ميداد يک وقت ميگويي قال يک وقت ميگويي کان يقول دائما به مسلمانان تذکر ميداد که لَا تَزَالُ هَذِهِ الْأُمَّةُ بِخَيْرٍ اين امت در خير و سعادت و خوشبختي اند تا وقتي که مَا لَمْ يَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ لباس بيگانه تنشان نکنند عجم اين جا غير عرب است يعني بيگانگان نه فارس. وَ يَطْعَمُوا أَطْعِمَةَ الْعَجَمِ سعادت خوشبختي براي ملتي است به مسلمانها تذکر ميدهد تا وقتي که لباس بيگانه به تن نکنيد و غذاي بيگانه را مصرف نکنيد. نکتهي بسيار مهمي است حضرت فرمود فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ اگر توجه نکردند ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّلِّ خدا ننگ و ذلت برايشان ميآورد خيلي طبيعي است تحليل پيچيدهاي ندارد اگر مردمي توليدات داخلي خودشان را کنار گذاشتند رفتند سراغ توليدات بيگانگان طبيعي است بيگانه آن روزي که روز گرفتاري پيش ميآيد همين را وسيلهي سوء استفاده قرار ميدهد در همين تحريمها اگر ما هيچ نيازي به دشمن نداشتيم البته ما گرفتار يک حکومتهاي طاغوتي طولاني بوديم اگر واقعا نيازي به بيگانگان نداشتيم فشارها خيلي کمتر ميشد حضرت فرمود مردم هميشه در خير و خوشبختي اند تا زماني که لباس بيگانه به تن نکنند لباس مثال است منظور توليدات داخل است. اين نگاه ديني ماست بعضيها ميگويند دين کار ندارد به دنيا اتفاقا خيلي به دنياي آباد مردم کار دارد وسائل الشيعه که کتاب حديثي است بارها اشاره کرده ايم همهي مجتهدين ما در موقع فتوا به اين کتاب حديثي حتما مراجعه ميکنند به خاطر جمع آوري روايات يک باب و فصل دارد اسمش اين است بَابُ کَرَاهَةِ مَلَابِسِ الْعَجَمِ وَ أَطْعِمَتِهِمْ در اين رواياتي آمده که ميگويد پوشيدن لباس بيگانه مکروه است غذاي بيگانه مکروه است و در کنار آن يادمان باشد تذکري هم که هفتهي قبل عرض کرديم توليد هم بايد توليد خوبي باشد کلاه سر مردم نگذاريم مردم نگويند جنسهاي خارجي خوب است و به جنسهاي داخلي اعتمادي نداشته باشند. سومين آداب تجارت قبل از اين ادب در آداب تجارت ميگويم در پيامهاي دو هفتهي قبل جمع زيادي از بينندگان نکتهاي را نوشته بودند در روايت است خوب نيست انسان تن به کارهاي استخدامي بدهد کارفرماي خودت باش چرا استخدام ديگري ميشوي؟ کار آفرين باش چرا بروي استخدام روايت داريم کسي که خودش را اجير ديگري قرار بدهد مَنِ استَأجَرَ حَذَرَ رِزقُهُ روزي اش را محدود کرده بايد بنشيني اول ماه تا آخر ماه بشماري ببيني اين ششصد هزار يک ميليون دو ميليون جايي بود که ميگفتند به ما صد تومان ميدهند بايد نگاهت به اين حقوق باشد روزي خودت را محدود کردي در روايت اين مذمت شده که خودتان دنبال کار باشيد کار آفرين باشيد پيام داده بودند شما فکر ميکنيد ما نميخواهيم کار آفرين باشيم؟ اما با چه سرمايه؟ سرمايه نداريم تسهيلات نميدهند من قبول دارم اين حرف مال کساني است که بتوانند دولت هم بايد کمک بکند خود مردم هم همت بکند يک روايتي ديدم خيلي زيباست هم جواب پيامکها است و هم ادب ديگري از آداب تجارت است خيلي سفارش کرده اند که حتي اگر سرمايه ات کم است راه بيفتد حرکت با سرمايهي کم داشته باشد حديثش را ميخوانم يعني شروع کن. شما انتظار داريد از روز اول يک سرمايهي حسابي کلان داشته باشيد بعد تجارت را شروع کنيد؟ روايت داريم در کافي شريف است در روايات فراواني داريم که حتي اگر سرمايه ات کم است عيبي ندارد شروع کن از تو حرکت از خدا برکت. عيبي ندارد با سرمايهي کم. مرحوم کليني اين روايت را آورده کسي آمد خدمت امام صادق عليه السلام گفت أَيُّشَيْءٍ عَلَى الرَّجُلِ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ تکليف ما وقتي ميخواهيم دنبال روزي برويم چيست؟ حضرت فرمودند ذَا فَتَحْتَ بَابَكَ وَ بَسَطْتَ بِسَاطَكَ فَقَدْ قَضَيْتَ مَا عَلَيْكَ (کافي 5/79) تو در مغازه را باز کن بساطت را پهن کن پيش از اين تکليف نداري تو راه بيفتد به همين سادگي تو بساطت را پهن کن اين تعبير همان جملهي معروف است از تو حرکت. الآن بينندگان ميگويند ميگويي در مغازه ات را باز کن پس يک مغازهاي لازم است. حالا مغازه نيست يک کاري را از يک جايي شروع بکنيم من حرفم اين است يعني خيلي پيچيده نبينيم که سراغش نرويم. من هم درک ميکنم درست است آدم بخواهد کارآفرين باشد سرمايه ميخواهد اما تقاضا ميکنم يک کمي هم خاطرات اينهايي را که سرمايههاي خيلي بالايي دارند را ببينند که از کجا شروع کردند من اگر بگويم خاطره بگويم دهها خاطره است حتما خود بينندگان هم ميدانند باور کنيد يک آقايي را من ميشناسم اين آقا الآن در يکي از کشورها ده دوازده تا هتل دارد در يکي از کشورهاي اروپايي خودش تعريف ميکرد ميگفت من از نگهباني هتل شروع کردم اين خيلي کار کرده ميگويد روز اول عارم نبود رفتم نگهبان هتل شدم بعد گفتم چرا من نگهبان شوم قدم به قدم جلوتر اين هتل را خريدم دومي سومي الآن يازده دوازده هتل خريدم باز عرض ميکنم درست است سرمايه ميخواهد اما اين که انسان همت کند. من بيشتر خطابم به جوانهاي عزيز است الآن جوانها منتظرند يا کار استخدامي باشد و يا يک سرمايهي آمادهي کلاني باشد آن وقت دست به کار شوند خب برويد ببينيد موارد فراواني داريم متاسفانه ما فقط بلديم بنشينيم حساب درآمد ديگران بکنيم فقط ما هستيم بلد هستيم برويم مطب يک پزشک بگوييم بيمار چندم است بعد از ظهر چند تا ديده ضرب کنيم بگوييم اين چقدر سرمايه در آمد دارد يک سرمايه دار را ميبينيم ميگوييم غير از اين کارخانه چه دارد باغ دارد نخلستان دارد اين هم چقدر ميشود. بپرس عيبي ندارد من گاهي در راديو خاطرات اينها را خيلي علاقه دارم گوش ميکنم واقعا دوست دارم ببينم چه تلاشي کردند از کجا شروع کرده که الآن چند کارخانه دارد اين طوري نيست که همه سرمايهي آماده و مجهزي داشته باشند يکي از آدابي که خواستيم جوابي هم به پيامهاي هفتهي قبل داشته باشيم دنبال کار استخدامي که انسان خودش را اجير کسي بکند روزي اش را محدود کرده کار را شروع بکند در روايات فراواني داريم از کم شروع کنيم از تو حرکت از خدا برکت معنايش همين است. ادب چهارمي که باز خطاب به تجار عزيز عرض ميکنم روايت زياد داريم در آداب تجارت که بين مشتريها در رعايت انصاف فرق نگذاريم مخصوصا تصريح شده در روايات فرق نگذاريد بين کسي که چک و چانه ميزند و بين کسي که رويش نميشود چانه بزند ميآيد هر چه شما گفتيد خريد ميکند اين بي انصافي است يک پير مردي پير زني يک کسي ميآيد اهل اين که بخواهد چانه بزند نيست شما وقتي اين آقا چانه ميزند تخفيف ميدهيد اما به آن نميدهيد اين مذمت شده يا بين درجات مردم فرق بگذارد اين آقايي که آمده رئيس اداره است بيشتر تحويل بگيريم در حالات امير مومنان سلام الله عليه است مجال نيست من اين جا ميگويم يکي از آداب تجارت اين است که انسانهايي که مسئوليتي دارند شناخته شده هستند خودشان مستقيم نروند يا اگر رفتند فروشنده شناخت خريداري نکنند.
شريعتي: تا تبعيضي اتفاق نيفتد.
حاج آقا حسيني: يک وقت نکند به خاطر موقعيت اين آقا فروشنده تخفيفي بدهد و بعدها يک طمعي داشته باشد اميرمومنان وقتي جنسي بخرند داستانش در همهي مصادر ما است حضرت رفتند پيراهن بخرند فروشندهي اول شناخت نخريدند دومي شناخت نخريدند سومي جواني بود نشناخت حضرت را حضرت خريداري کردند اين بي انصافي است که شما فروشندهاي به آقايي که مدير است قيمت مناسبت تري بدهي اما مردم عادي را توجه نکني مگر اين که جهت خاصي داشته باشد به عکس اين آقا گرفتار است حقوق بگير است بايد مراعاتش کرد از اين طرف براي رضاي خدا بايد مراعات کرد در کتابهاي ما است در گذشته بزرگان خودشان در خريدهاي جزئي نميرفتند براي ترس اين که مبادا فروشنده بخواهد به رعايت شناخت اين آقا تخفيفي بدهد که آن آقا راضي به اين تخفيف نيست و اين ادب رعايت نشود ادب پنجم اين است که شيخ صدوق درمن لا يحضر داريم اين خيلي مهم است ميدانم اگر بگوييم فرياد بينندگان بلند ميشود پيامبر خدا فرمود وَيْلٌ لِصُنَّاعِ أُمَّتِي مِنَ اَلْيَوْمِ وَ غَدٍ (من لا يحضره الفقيه، ج3، ص 160) واي بر صنعت گران آنهايي که کارهاي صنعتي دارند و براي مردم انجام ميدهند به مشتري ميگويد امروز فردا خدا نکند ما بخواهيم عبايي بدوزيم شما کت و شلواري بدوزيد يک کسي لوازم تعميرات برقي داشته باشد شما مديون وقت مردم هستيد شما ميگوييد فردا فلان تاريخ پنجم برج بيا گاهي براي من پيش آمده بگويم شايد بينندگان بگويند مبالغه ميکنم ده بار براي لباس رفتم هر بار ميگويد مطمئن باش دفعهي بعد تمام تمام است پيامبر خدا فرمود واي بر صنعت گران امت من از اين بد قوليهايي که ميکنند گفت نميتواني بگويي ده روز ديگر اين وقتها واقعا ضمانت دارد وقتي ميگوييد فلان روز ده بار ميبري ميآوري يک ساعتي که رفت و آمد ميکند شما ضامن وقتش نيستيد؟ اين هم يک نکتهاي که بسيار مهم است من چند تا اشاره ميکنم به پيامهايي که بينندگان داشتند من حق ميدهم امتياز اين برنامه اين است که واقعا ما با پيام بينندگان حرکت ميکنيم هفتهي گذشته ما در مورد کم فروشي صحبت نکرديم؟ آيات را خوانديم «وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ، لَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ» (مطففين/2-1) کم فروشي حتما حرام است شکي در آن نيست شما اگر بنا است صد کيلو به اين آقا تحويل بدهي ده گرم يک گرمش هم کم باشد مديونش هستي بحثي نداريم مسلم است که حرام است کم فروشي آداب مستحب نيست قطعا حرام است حتما حرام مسلم است آن وقت بينندگان پيام داده بودند شما که ميگوييد چرا به کارگرهاي ما به کارمندان نميگوييد که از وقت کم ميگذارند اين هم يک حرفي است واقعا همين طور است کارفرماها پيام داده اند که به کارگرها سفارش بکنيد اين حرفي است که معروف است اسمش هفت ساعت هشت ساعت کار است اما خالصش در آمارها چقدر است من آمار نميگويم ميگويند هشت ساعت کار خالصش چند دقيقه است خالصش بماند حضور پيدا نکردنش به چه مجوزي است؟ عزيزان مواظب باشند دين دين است مديوني فرقي ندارد يک جواني بود به او ميگفتم چرا دير ميروي سر کار يا ميروي يک ساعت دو ساعت وسط کار بدون مرخصي با رفيقش آشنا است ميرود دو ساعت ديگر ميآيد خودش به من ميگفت واقعا عجيب است اين طرز تفکر ميگفت اين حقوقي که دولت دارد به ما ميدهد خبر داري دولت چقدر به ما ميدهد اين حقوقي که دولت به ما ميدهد همين که ما صبح به نيت اداره از خواب بيدار ميشويم پول براي ما حلال است.
شريعتي: ميشود مثلا با همين توجيه که مثلا حقوق ما کم است و اينها.
حاج آقا حسيني: من تعهدي دارم و پذيرفتم نبايد ميپذيرفتم شما ميگويي ششصد هزار تومان يک ميليون يا هر چه براي من کم است نپذيرم بحث اضطرار را هم گفتيم نبايد بپذيريم اما اگر من پذيرفتم قبول کردم هشت ساعت کار کنم با ماهي پانصد هزار تومان قطعا من ضامن هستم اين آقا خيلي ساده ميگفت اين حقوقي که ما داريم ميگيريم صبح به نيت اداره بيدار ميشويم همين حلال است رفتنش لازم نيست اين هم پيامي که من قبول دارم سخن حقي است که از کارفرماها و کارگرها بوده که رعايت شود. مطلب ديگري که در پيامها بود حديثي از امام کاظم عليه السلام خوانديم خيلي حديث ظريفي بود حضرت فرمود وَ بَائِعُ الْعَقَارِ مَمْحُوقٌ (وسائل الشيعه ج 12، ص 45) کسي که زمين کشاورزي اش را بفروشد پول فروش زمين کشاورزي برکت ندارد اگر ما باورهاي ديني را داريم آن وقت حضرت فرمود مشتري آن کسي که ميخرد مرزوق است خدا به آن روزي ميرساند بعضي از بينندگان پيام داده بودند که ما زمين کشاورزي را ميفروشي ميخواهيم تبديل کنيم به زمين کشاورزي ديگري اين اشکال ندارد اتفاقا در روايت داريم مگر اين که تبديل شود به زمين کشاورزي ديگر اما نه بفروشيم و تغيير کاربري دهيم يک آماري در بعضي از خبرها ميديدم ميليونها خيلي بد است ميليونها هکتار تغيير کاربري زمينهاي کشاورزي است اگر من باور بکنم من کاري به سياستها ندارم من باور ديني داشته باشم امام ميفرمايد کسي که زمين کشاورزي اش را فروخت اين پول برکت نخواهد داشت اين هم يک مسئلهاي که در ادامهي پيامها بود باز در پيامها بود که شما گفتيد حديث خوانديد که أَعْطِ الْأَجِيرَ حَقَّهُ قَبْلَ أَنْ يَجِفَّ عَرَقُه (مستدرك الوسائل، ج14، ص29) مزد کارگر را قبل از اين که عرقش خشک شود را بدهيد خيلي روايت داريم الآن ديگر چيزي نمانده تا پايان سال من خواهش ميکنم محض رضاي خدا ما که اين جا بخش نامه نداريم و دستورالعمل نداريم محض رضاي خدا تو را به خدا آقاي رئيس اداره و کارگاه خصوصي و دولتي اگر دستتان ميرسد چند روز زودتر اگر پاداش ميخواهيد بدهيد زودتر بدهيد اگر حقوق عقب افتاده ميخواهيد بدهيد زود تر بدهيد اگر مزدشان را ميدهيد زودتر بدهيد تا براي شب عيدشان يک برنامهاي داشته باشند. خستگي سال از تنشان بيرون بيايد. آقاي رئيس اداره و کارخانه خدا وکيلي برنامههاي نوروزي ات چه است؟ بليط ات را گرفتي و جايت را رزرو کردي کجا و چند تا شهر و کشور خدا به تو سلامت باشد اما کارگر شما نبايد براي عيد يک لباسي براي بچه هايش بخرد؟ اين پول را که بايد بدهي چرا دير ميدهي؟ زود تر بده چيزي که من غصه خوردم البته اين بيننده پيامي داده گفت مگر پيامبر نفرموده تا عرق کارگر خشک نشده شما مزدش را بدهيد اتفاقا اينها هم تا عرق ما خشک نشده مزد ما را ميدهند چون با شش ماه تاخير ميدهند ولي هنوز عرق شرم پيش زن و بچه هايمان داريد عرق شرم ما خشک نميشود شش ماه چهار ماه بعد هم بدهند هنوز عرقه است ولي نه عرق آن کار بلکه عرق شرم. اين هم يک دستور و پيامي که اداي دين کرده باشيم مطلب ديگري که ميخواستم اشاره کنم اين است که در روايات فراواني ما داريم همهي اين کار و تلاشها يک طرف من خواهش ميکنم آن کسي که ميرود سر کسب و کار و تجارت باور داشته باشيم روزي دست خداست اين باور خيلي مهمي است ما دو سه جلسه در مورد اين موضوع مفصل صحبت کرديم «وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا» (هود/6) خدا رزاق است تلاش و کوشش ما لازم است اما باور کنيم روزاق خداست روزي دست خداست اين طور نيست که اگر من از مزد کارگر کم بگذارم اگر من حلال و حرام را قاطي بکنم بيشتر ميشود روزي بيشتر نميشود پولت بيشتر ميشود اين پول روزي تو نيست روزي آن چيزي است که مصرف ميکني روايت را خوانديم آن چيزي که ميگذاري مال وارث است اگر به وارث برسد اگر هم حرام باشد تازه وارث بايد تکليف مسئلهي شرعي اش را حل بکند اگر اين باور در ذهن ما بيايد
شريعتي: فرق قائل شويم بين پولي که داريم و رزق حلالي که براي ما در نظر گرفته شده
حاج آقا حسيني: دعايي داريم پيامبر خدا فرمود هر کس هر روز صبح از خانه ميآيد بيرون بخواند چهار تا حمد بگويد الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله حديث در حاشيهي مفاتيح هم است چهار مرتبه الحمدلله. يک اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَرَّفنى نَفْسَهُ شکر خدا شناس ام دوم شکر از امت پيامبرم سه اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذي جَعَلَ رِزْقي في يَدَيْهِ وَ لَمْ يَجْعَلْ رِزْقي في اَيْدي النّاسِ خدا را شکر که روزي من دست خداست و دست مردم نيست اين را تابلو کنيم بنويسيم باور کنيم رزاق خداست کار و کوشش و تلاش به خدا به حلال و حرام زدن روزي بيشتر نميشود پول ممکن است بيشتر شود روزي بيشتر نميشود.
شريعتي: خيلي ممنون نکات خوبي شنيديم همان ابتداي برنامه عرض کردم اينها تذکر است ان شاء الله دوستان خودشان مراجعه بکنند مفصلش را ببينند و در زندگي عمل بکنند و به کار بگيرند که زندگي شان پر خير و برکت شود. برميگرديم از محضر حاج آقاي حسيني استفاده خواهيم کرد صفحهي 360 قرار امروز دوستان خوب ماست آيات سوم تا 11 ام سورهي مبارکهي فرقان در سمت خداي امروز تلاوت ميشود. تمام لحظات زندگي تان منور به نور قرآن باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا ?3? وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاءُوا ظُلْمًا وَزُورًا ?4? وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا ?5? قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ?6? وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا ?7? أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا ?8? انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا ?9? تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا ?10? بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا ?11?
ترجمه:
و [مشرکان] به جاي او معبوداني اختيار کرده اند که چيزي را نمي آفرينند و خود آفريده مي شوند، و براي خودشان مالک زيان و سودي نيستند، و قدرت و تسلطي بر مرگ و حيات و برانگيختن پس از مرگ ندارند، (?) و کافران گفتند: اين [قرآن] چيزي نيست جز دروغي که [پيامبر] آن را از پيش خود ساخته و ديگران او را بر ساختن آن ياري داده اند، بي ترديد [با اين نسبت ناروا] مرتکب ستمي سنگين و دروغي بزرگ [و تهمتي زشت] شده اند. (?) و گفتند: افسانه هاي مکتوب پيشينيان است که نوشتن [از روي] آنها را از [نويسندگان] درخواست کرده است و آن [نوشته] ها هر صبح و شام بر او خوانده مي شود [تا حفظ کند و بر ما بخواند و بگويد: اين وحي آسماني است!!] (?) بگو: آن را کسي نازل کرده است که همه نهان ها را در آسمان ها و زمين مي داند، همانا او همواره بسيار آمرزنده و مهربان است. (?) و گفتند: اين چه پيامبري است که غذا مي خورد و در بازارها راه مي رود؟ چرا فرشته اي به سوي او نازل نشده که همراه او بيم دهنده باشد؟ (?) يا [چرا] گنجي به سوي او افکنده نمي شود؟ يا باغي براي او نمي باشد که از [ميوه هاي] آن بهره مند شود؟ و ستمکاران گفتند: [اي مردم!] شما جز مردي جادو شده را پيروي نمي کنيد!! (?) بنگر که چگونه [و برپايه چه امور نامعقولي] اوصافي براي تو بيان کردند، پس [به سبب لجاجت، تکبّر، دشمني و تعصّب] گمراه شدند و نمي توانند راهي [به سوي حق] بيابند. (?) هميشه سودمند و بابرکت است آنکه اگر بخواهد بهتر از آن را [در دنيا] براي تو قرار مي دهد، بوستان هايي که از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جاري باشد، و قصرهايي [استوار و مجلّل] براي تو مقرّر مي نمايد. (??) [همه اين مطالب و خواسته هاي نامعقول بهانه است] بلکه آنان قيامت را تکذيب کرده اند [و به اين سبب نبوّت تو را باور نمي کنند] و ما براي آنان که قيامت را تکذيب کنند، آتشي سوزان آماده کرده ايم. (??)
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
شريعتي: خيلي خوشحاليم که خدمت شما هستيم اشارهي قرآني را حاج آقاي حسيني بفرمايند
حاج آقا حسيني: اين آيه اشاره به بهانههايي دارد که مشرکين ميگيرند «وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ» اين چه پيامبري است که غذا ميخورد « وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ» چرا انسان است بشر است پيامبر بايد فرشته باشد بايد بدانند که فرشته نميتواند الگوي انسان باشد انسان الگوي انسان است نه فرشته با ويژگي خاصش بهانهي دوم اگر فرشته نيست «لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا، أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ» چرا گنج ندارد پيامبر شناسي را با داشتن گنج دارند. «تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا» پيامبران را با فرشته بودن باغ و ثروت داشتن ميدانستند ميخواهد بگويد نوعا مشرکين اين بهانه را ميگرفتند من فقط اشاره ميکنم عزيزان نگاهي به خطبهي 192 نهج البلاغه خطبهي قاصئه بسيار خطبهي مفصلي است اين بيان را امير مومنان در آن جا دارد لَقَدْ دَخَلَ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ وَ مَعَهُ أَخُوهُ موسي و هارون وقتي رفتند پيش فرعون او همان بهانه را گرفت گفت شما پيغمبر هستيد اين چه لباسي است که پوشيده ايد من يک جمله اش را ميخوانم فَهَلاَّ أُلْقِيَ عَلَيْهِمَا أَسَاوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ إِعْظَاماً لِلذَّهَبِ چرا دستبند طلا ندارند آنها فکر ميکردند اعظاما به تعبير حضرت فقط دنيا عظمت دارد ثروت عظمت دارد پيامبر شناسي و معيار پيامبر را با ثروت داشتند تعجب ميکردند فرعون ميگفت أَلاَ تَعْجَبُونَ مِنْ هَذَيْنِ نگاه کنيد اينها آمده اند براي حکومت من شرط ميگذارند چرا اينها أُلْقِيَ عَلَيْهِمَا أَسَاوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ اينها ميخواستند لباس سادهي موسي و هارون را تحقير بکنند در حالي که نشانهي پيامبري نه فرشته همراه بودن است نه باغ داشتن است نه طلا و جواهرات داشتن.
شريعتي: خيلي ممنون چهارمين نکتهي حمد را هم نگفتيد.
حاج آقا حسيني: چهار حمد است اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَرَّفنى نَفْسَهُ شکر خدا شناس ام دوم الحَمدُللهِ الذّي جَعَلَني مِن اُمَّتِ مُحَمَّد صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِه از امت رسول الله ام سوم روزي من دست خداست دست مردم نيست چهارم الحَمدُللهِ الذّي سَتَرَ ذُنوبيوَ عُيوبي وَ لَم يَفضَحني بَينَ الخَلائِق شکر خدايي که عيوب من را پوشاند و من را رسوا نکرد مهم اين است که يادمان باشد نه فقط ذکري براي ثواب باشد ديده ايد گاهي ميگويند اين ذکر را کجا بگوييم زير سقف بگوييم اينها مهم نيست آداب ذکر مهم است اما مهم تر اين است که باور کنيم
شريعتي: خيلي ممنون نکات پاياني را بفرماييد
حاج آقا حسيني: بحثي که ما هفت هشت ده جلسه در مورد آداب تجارت گفتيم اگر بخواهيم پيامش را در يک جمله خلاصه کنيم همهي اين کلمات امير مومنان سلام الله عليه تاکيد بر اين مطلب بود که ما دنبال کسب حلال باشيم بخش عمده اش کسب حلال است مال حرام در زندگي ما نيايد يک جملهاي از امام صادق عليه السلام ديدم که فرموده اند وَاللهِ مَا أَكَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ مِنَ الدُّنْيَا حَرَاماً (وسائل الشيعه، ج 1، ص91) امام صادق وقتي ميخواهد امير مومنان را توصيف بکند فرمود امير مومنان هرگز از دنيا حرام نخورد امير مومنان حلال دنيا را هم نميخورد. ولي ويژگي امير مومنان اين است که حرام نخورد بعد فرمود إِنَّ وَلِيَّ عَلِيٍّ لَا يَأْكُلُ إِلَّا الْحَلَالَ (الكافي، ج8، ص163) اين هم حديثي است در کافي شريف فرمود کسي ميتواند بگويد من ولايت امير مومنان را دارم که فقط دنبال حلال باشد لِأنَّ صَاحِبَهُ كَانَ كَذَلِكَ (همان) اميرمومنان که مولاي ماست فقط حلال مصرف کرد تازه از حلالش هم اعراض داشت ما نميتوانيم بگوييم به امير مومنان ارادت داريم علاقه داريم ولايت حضرت را پذيرفتيم اما حلال و حرام خيلي براي ما مهم نباشد و توجه نکنيم نکتهي پاياني اين است که يکي از موارد حلال و حرام که حتما بايد اشاره کرد قبلا اشاره کرده ايم دوستان فراوان پيام داده اند کسب حلال کسب حرام يکي از خط فاصله هايش اين است که ما حقوق الهي را ميدهيم يا نميدهيم. خمس مال مان را ميدهيم يا نميدهيم زکات مالمان را ميدهيم يا نميدهيم من يک مسئله ميخوانم هيچ توضيح هم نميخواهد رسالهي امام است فتواي مشهور مراجع تقليد است مسئلهي 1863 است اگر چيزي را که خمس آن داده نشده اگر به چيزي خمس تعلق گرفت و من خمسش را نداده ام خمس به چه چيزي تعلق ميگيرد؟ اگر من اضافهاي در زندگي خودم از اول سال تا آخر سال داشتم يک ميليون تومان اضافه آمد دويست هزار تومانش ميشود خمس پنج ميليون اضافه آمد يک ميليونش ميشود خمس اگر چيزي را که خمس آن داده نشده به کسي ببخشند پنج يک آن چيز مال او نميشود يعني سال خمسي به من تعلق گرفته بايد خمسم را ميدادم ندادم از آن پول خودم صد هزار تومان دادم به شما اين فتواي مشهور است صد هزار توماني که به شما ميدهم بيست هزار تومانش به ملک شما منتقل نميشود اين مال مال من نيست. « وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ» (انفال/41) خمسش مال خدا و رسول اوست.
شريعتي: حاج آقا من که مقصر نيستم در آن يک پنجم.
حاج آقا حسيني: نه اگر اطلاع نداشته باشيد نه. واقعا خدا را شاهد ميگيريم از سر دلسوزي ميگوييم يک عده مومن متدين من اين خاطره را بگويم يک آقايي چندي پيش آمد اين خاطراتي که ميگوييم گاهي پيامدهايي دارد آنها را بايد اصلاح بکنيم يک آقايي محبت داشت به ما چند روز پيش مقداري پرتغال و سيب براي ما آورد بينندگان ميگويند خوشا به حال شما هر شب چند جعبه پرتغال داريد نه اين طوري نيست. وقتي به من داد گفت يک مسئله دارم من اهل خمس نيستم گفتم خدا پدرت را بيامرزد اگر ما نميدانستيم يک چيزي الآن هم ميتوانم بگويم شايد اين از درآمدهاي بين سالش بوده ولي احتياط کرديم رفتيم شمرديم براي اين که بينندهها بدانند آمارش چطور بود شمرديم ديديم 35 تا سيب است گفتيم خمسش را بايد داد هفت پنج تا سي و پنج تا هفت را گذاشتيم کنار براي خمس.
شريعتي: اين همه دقت واقعا لازم است؟
حاج آقا حسيني: لازم نيست؟ «إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي» (بقره/26) در قرآن است خداوند از حق حيا نميکند حالا خداي نکرده ما نميخواهيم جانماز آب بکشيم. نه فرقي ندارد در رسالهها نوشته اند حتي موادي که در خانه تان اضافه ميآيد بايد حساب بکنيد پرتغالها را شمرديم ديديم نود تا پرتغال است گفتيم صد تا بيست و پنج تا را کنار گذاشتيم رفتيم از يک مجتهدي اجازه گرفتيم چون بدون اجازهي مجتهد نميشود اين را دربست داديم به يک سيدي. فردا آن آقا را دوباره ديدم گفتم من ديشب تا به حال در فکر شما بودم ما خمس اين را داديم تو که تمام زندگي ات اين طوري است خودش ميگفت چقدر من کار خير ميکنم گفتم چه فايدهاي دارد به فقرا رسيدگي ميکند اما تا در مسيرش نباشد فايده ندارد حتما بايد به مجتهد مراجعه کني خمس دو بخش دارد سهم سادات است سهم امام است ساداتش سيد فقير سيد نيازمند اگر خودت من يک وقتي گفتم اين را باز هم تاکيد ميکنم به نظرم حرف خوبي است الآن گاهي وسوسههاي شيطاني نميگذارد من پول را بدهم به چه کسي؟ من اعتماد ندارم کجا مصرف ميشود اشکال ندارد ميخواهي بداني وسوسهي شيطان است يا نه اشکال ندارد شما اعتماد نداري؟ برو پيش مرجع تقليدت بگو نيمي اش که سهم سادات فقير است من خودم به سادات فقير ميدهم آن آقا ميگويد خدا پدرت را بيامرزد من اين جا نشستم کجا اين همه سادات فقير سراغ دارم ببر بده آن نيمهي ديگر سهم امام است بايد با اجازهي مجتهد تبليغات ديني مسجدي حسينيهاي کارهاي خيريه کارهاي فرهنگي کتابها اين همه کارهاي خيري در کشور است مراکز فرهنگي علمي که در کشور است آن را هم اگر نميبيني به دلت نميچسبد به آن مجتهد بگو يک پروژهاي مدرسهاي کتابخانهاي به من معرفي کن خودت برو مستقيم با اجازهي مجتهد خودت برو انجام بده اما اين که من فکر کنم من دستم به خير است و کارهاي خير زيادي انجام ميدهم اين جبران آن نميکند اين مثل اين است که يک روز مثال زديم من کسب حرام به دست بياورم مال حرام قاطي اموالم باشد اما بگويم به فقرا هم خيلي رسيدگي ميکنم روايتش را خوانديم پيامبر خدا فرمود اگر کسي از مال حرام مالي به دست آورد به حج خانهي خدا هزينه کند صدقه بدهد هيچ کدام از اينها پذيرفته نميشود پيام تمام اين جلسات اين بود که يک کمي در کسب مان در حلال و حرامش دقت کنيم يک بار ديگر تقاضا ميکنم دوستان مخصوصا آقاياني که در بازار هستند از ائمهي جماعات بخواهند يک رسالهي عمليهي مرجع تقليد باز بکنند مسئله بخوانند از روحانيون بخواهند احکام تجارت را، از اين جا شروع کرديم حتما دنبال يادگيري مسائل و احکام باشند.
شريعتي: آثارش هم به خانوادهي ما مستقيما و به جامعه سرايت بکند
حاج آقا حسيني: نقطهي مقابل خداي نکرده کسب حرام حديث را خوانديم کَسْبُ الحَرامِ يُبينُ في الذّرّية (وسائل الشيعه، ج12، ص53) در نسل انسان حديث را گفتيم تا هفت نسل اثر منفي ميگذارد.
شريعتي: خيلي ممنون دعا بفرماييد دوستان آمين بگويند.
حاج آقا حسيني: خدا را قسم ميدهيم شرمندهي بينندگان هستيم خيلي سفارش به دعا ميکنند بارها عرض کرديم به آمين مردم محتاج هستيم خدا به حق محمد و آل محمد باران رحمتش را بيش از پيش بر ما نازل بفرمايد خداوند حوائج همهي کساني که منتظر آمين عزيزان بيننده هستند گرفتاري هايشان را برطرف بفرمايد حوائجشان را براورده به خير بفرمايد مريض هايشان را لباس عافيت بپوشاند دخترها و پسرها به خانهي بخت بروند با تدبير مسئولين و همت مردم و کنار گذاشتن سنتهاي غلط امر ازدواج جوانها هر چه زودتر به سامان برسد همهي آنهايي که هر گرفتاري دارند به محمد و آل محمد قسم ميدهيم به آمين مخاطبيني عزيزي که نشستند خداوند همهي حوائجشان را برآورده و گرفتاري هايشان را برطرف بفرمايد.
شريعتي: الهي آمين خيلي ممنون بهترينها را مثل هميشه براي همهي شما آرزو ميکنم . خدا را شکر ميکنيم برنامهي امروز ما منور بود به نور اميرالمومنين علي عليه السلام گفت راز خلقت همه پنهان شده در عين علي کهکشانها نخي از وصلهي نعلين علي است. اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.